در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر داری تو عقل و دانش و هوش / بیا بشنو حدیث گربه و موش
باز هم قانع نمیشوید از مولوی بپرسید:
اول ای جان دفع شر موش کن / وانگهان در جمع گندم کوش کن
باز هم نه! آقای فردوسی و ملحقات شاهنامه را بخوانید:
برانگیخت باره برآورد جوش / فرو رفت دستش به سوراخ موش
تازه کلی ضربالمثل هم داریم که نشان دهنده جایگاه موش در فرهنگ عامه ما هم هست:
موش به سوراخ نمیرفت، جارو به دُمش میبست / موش تو انبان داشتن / موش دواندن و...
اما در روزگار ما این همراهی موش با ادبیات و کتاب و... وجهی به خودش گرفته است؛ وجهی که اخیرا کتابفروشان میدان انقلاب تهران آن را کشف کردهاند.
براساس این کشف، موشها که پیش از این سوژه نویسندگان و شاعران میشدند و در داستانهای گوناگون حضور داشتند، این بار با یک تغییر رویکرد و کاربری به جمع مخاطبان کتابها هم پیوستهاند با این تفاوت که چون سواد خواندن کتابها را ندارند، ترجیح میدهند که کتابها را بجوند و بخورند!
چند روز پیش که برای خرید کتاب به مغازه یکی از دوستان ناشر رو به روی دانشگاه تهران رفته بودم و کتابی را انتخاب کردم؛ دوست کتابفروش گفت: نسخه دیگری هم از این کتاب دارم و نصف قیمت پشت جلد برایت حساب میکنم.
وقتی با تعجب دلیلش را پرسیدم، گفت: قبل از تو این کتاب را یک نفر دیگر هم خوانده (جویده) است و آن یک نفر هم کسی نبود جز یکی از موشهای فرهیخته تهران!
این روزها حضور موشهای میدان انقلاب در کتابفروشیهای این منطقه و بهخصوص پاساژهای کتابفروشی که از طریق کانالهای تهویه به هم راه دارند، دردسر بزرگی برای کتابفروشان شده است و به نظر میرسد باید برای این داستان یک فکر جدی کرد وگرنه طولی نمیکشد که موشها از دانشجوها و علاقهمندان به کتاب و کتابخوانی سبقت میگیرند؛ اگرچه حداقل شاید این اتفاق باعث شود تا سرانه مطالعه یک تکانی بخورد!
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: