در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در طول مسیر هم بارها و بارها بوق ماشین به صدا درمیآید؛ برای سلامدادن به حسن آقا، عرض ارادت به اکبرآقا و...
در خیابان هم صدای بوقهای متعدد رانندگان تاکسی برای متوجه کردن مسافر و پرسیدن مسیر از آنها به صدا در میآید.
متوقف ماندن پشت چراغ قرمزهای شهرمان هم برای خودش حکایتی دارد. وقتی چراغ سبز میشود رانندگان ناخودآگاه بوق میزنند تا نفر جلویی را به حرکت سریع وادارکنند. در ترافیکهای کلافه کننده عصرگاهی هم با اینکه مسیر بسته است اما هستند رانندگانی که با بوق زدن میخواهند اعتراضشان را به وضع موجود نشان دهند یا فکر میکنند با بوقزدن راه باز خواهد شد.
واقعیت این است چنان به مشکلات و نابسامانیهای شهری عادت کردهایم که تصور میکنیم بوقهای متعددی که در طول روز به هر منظوری در خیابانهای شهر به صدا درمی آید، داد و هوارهای آدمهایی که آبگرمکن و یخچال کهنه میخرند، هندوانه به شرط چاقو میفروشند و... تمام اینها بخشی از ملزومات زندگی شهرنشینی هستند و در این میان یادمان نیست شهروندانی را به نسل آینده تحویل میدهیم که دچار استرس و مشکلات روانی و رفتاری هستند.
هرچند امروزه شهروندان یک شهر به نوعی به زندگی مسالمتآمیز در کنار تمام این آشفتگیها و نابسامانیها تن دادهاند اما انگار هنوز آنقدرها که باید حساسیتها بر انگیخته نشده که این وضعیت چه اثرات مخربی بر جسم و روح ما داشته و موجب میشود ما شهرنشینها دو برابر بیشتر نسبت به افرادی که در محیطهایی دور از آلودگی صوتی و بصری زندگی میکنند پرخاشگر و تحریکپذیرتر شویم.
حالا کافی است معضل آلودگی صوتی را نیز به ترافیک و آلودگی هوای شهرهایمان اضافه کنیم تا اثرات مخرب این همه آشفتگی را در تن خسته شهروندان ببینیم.
با وجود اینکه طی سالهای اخیر سازمانهای متولی در حوزه شهری و محیط زیست تلاش کردهاند تا به پشتوانه مصوبات متعدد مشاغل و کارخانههایی که به محیط زیست طبیعی آسیب میزدند و آلودگی صوتی تولید میکردند را به بیرون از شهرها و گاهی به شهرکهای صنعتی منتقل کنند اما هنوز این تصمیم ابعاد اجرایی به خود نگرفته و دیری نخواهد پایید که آلودگی صوتی نیز در زمره معضلات لاینحلی همچون ترافیک و آلودگی هوا جای خواهد گرفت.
اما موضوع مهم دیگری که نمیتوان از کنار آن بسادگی گذشت این است که هرچند معلوم نیست موضوع انتقال صنایع و مشاغل ایجاد کننده آلودگی صوتی به بیرون از شهرها چه زمانی بهطور جدی پیگیری شود اما در این میان نباید از نقش شهروندان در جلوگیری از تشدید آلودگیهای صوتی در شهر نیز غافل شد.
هماکنون شهروندان خود ایجادکننده بسیاری از مصادیق آلودگی صوتی در شهرمان هستند و این درحالی است که اگر هرشهروند نسبت به نقش شهروندی که خود میتواند در جلوگیری از ایجاد آلودگی صوتی داشته باشد، بی تفاوت نباشد قطعا حداقل آن بخش از مصادیق آلودگی صوتی که شهروندان عامل بروز آن هستند، کنترل یا حتی حذف خواهد شد.
آلودگی صوتی شهر ما در حالی بتدریج رو به افزایش است که تحقیقات کارشناسان حکایت از این واقعیت تلخ دارد که آلودگی صوتی اثرات مخرب جبران ناپذیری بر شیوع بیماریهای روان و ضعف اعصاب گذاشته و احتمال ابتلا به انواع بیماریهای قلبی و عروقی را افزایش میدهد.
هر چند مشکل آلودگی صوتی و اثرات مخرب آن بر جسم و روح ساکنان کلانشهرها هنوز به طور جدی خودنمایی نکرده و حساسیت شهروندان و مسوولان نسبت به این موضوع در مقایسه با معضلات دیگر شهری همچون ترافیک و آلودگی صوتی برانگیخته نشده است، اما شاید وقت آن رسیده باشد پیش از اینکه آلودگی صوتی نیز به فهرست معضلات سیاه کلانشهرها اضافه شود سازمانهای مسوول و متولی در این زمینه از هم اکنون برای کنترل این مشکل بویژه در کلانشهرها چارهاندیشی کنند.
در این میان به نظر میرسد ضروری است شهروندان نیز با رفتاری متعهدانه تر در کنترل آلودگیهای صوتی در شهرشان سهمی داشته باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: