در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زن جوان که مونا نام دارد در بازجوییها ادعا کرد: صبح من و همسرم خواب بودیم که با صدای افتادن گلدان بیدار شدیم. ناگهان 2 مرد نقابدار را بالای سر خود دیدیم. آنها با تهدید چاقو همسرم را با خود بردند. پس از ساعتی، سکوت خانه را فراگرفت. احتمال دادم آنها رفتهاند. به همین خاطر به جستجوی خانه پرداختم و با جسد همسرم در حمام روبهرو شدم. مردان مهاجم پس از قتل شوهرم پول و طلاهای موجود در خانه را سرقت و فرار کرده بودند.
افسران جنایی که به اظهارات مونا مشکوک شده بودند در تحقیقات نامحسوس خود دریافتند زن جوان به طور پنهانی با پسر غریبهای ارتباط دارد. به همین خاطر مونا دستگیر شد و این بار به جرمش اعتراف کرد. او گفت: با همسرم اختلاف شدیدی داشتم. او به من توجه نمیکرد. چند وقت قبل با پسر جوانی به نام میثم آشنا شدم که به من ابراز علاقه میکرد. حرفهایش باعث شد ارتباطم با او را ادامه دهم. روز حادثه شوهرم به محل کارش رفت و با اطمینان از اینکه تا ظهر نمیآید میثم به دیدنم آمد. در حال صحبت با هم بودیم که شوهرم به طور ناگهانی وارد خانه شد. او با دیدن میثم شوکه شده بود. آنها با هم درگیر شدند که پسر جوان با ضربههای چاقو شوهرم را به قتل رساند و فرار کرد.
ماموران بعد از شنیدن این اعترافات میثم را هم دستگیر کردند و هر دو متهم را به مرجع قضایی تحویل دادند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: