در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیرمرد خاطرات گذشته را یک به یک مرور میکند. لابهلای تمام آنچه نوستالژیهای زندگیاش را میسازد، خاطرات روزهایی که بوی خون داشتند و قیام، رنگ و بوی دیگری برایش دارند.
روزهایی که پایان سیاهیها بود و نوید روزهای سپید... .
این مسجد قدیمی که در پرخاطرهترین خیابان شهر، جلوه نمایی میکند، وقایعی را از مهمترین روزهای این سرزمین به خود دیده که بیشک میتوان شاهد زنده سالهای رفته برای همیشه روزگاران نامید.
قزوین؛ زمستان 57
مسجد جامع عتیق شهر و مسجد شاه (نام سابق مسجد نبی(ص)) محل تجمع مردمی بود که آزادگی را حق واقعی خود میدانستند.
جرقه راهپیماییها علیه «ظلم و ستم استبدادی شاه»، در همین مساجد زده شد تا اتحاد، یکدلی، همبستگی و حق معنایی دیگر پیدا کنند.
پای خاطرات پیرمرد که مینشینی، چون دیگر مردان و زنان این شهر ـ که روزگاری هم قسم شدند تا همچون دیگر هموطنان خود در جای جای ایران اسلامی تا آخرین قطره خون برای آزادگی پایداری کنند ـ وقتی از آن روزها و محل یکی شدنها میگوید، نام خیابانهایی را میشنوی که تا امروز روز هرجا که نشانی از اتحاد باشد و محلی برای یکی شدن، نامشان چون همیشه جلوهنمایی میکند.
قزوین؛ خیابانهای پرخاطره
مسجدتاریخی شاه سابق که به رسم شهرسازیهای گذشته در کنار بازار قدیمی شهر بناشده، محل مناسبی بود برای تجمع و گردهماییهای بازاریان که چون دیگر مردم این دیار به دینداری شهره بودند.
از آن سو و در مسجدجامع شهر ـ که در زیبایی و قدمت و معماری کم نظیر است ـ مردمانی دیگر با اندیشه همسویی با راهپیمایان به صفوف به هم پیوسته میپیوستند تا در مقدسترین جغرافیای شهر به یکدیگر برسند. به «امامزاده شاهزاده حسین(ع)».
خیابان امام خمینی(ره) که مسجد نبی(ص) و خیابان شهدا (سپه سابق) که مسجدجامع را چون نگینی درخشان در دل خود جای دادهاند، در میان دیگر محلات و خیابانهای قزوین از سهم بسزایی در شکلگیری خاطرات آن روزگاران برخوردارند.
خیابان شهدا (سپه) که نام «اولین خیابان ایران» را با افتخار یدک میکشد و خیابان امام(ره) در نقطهای مشترک به یکدیگر میرسیدند و آن میدان آزادی (سبزه میدان) بود.
میدانی که این روزها هم میدان اصلی شهر به شمار میرود و چه روزهایی را در گذر زمان به خود دیده است.
دستههای راهپیمایان که پس از تجمع از مسجد نبی(ص) حرکت میکردند و با پیمودن خیابان امام(ره) و خیابان پیغمبریه وارد خیابان سپه میشدند، در کنار صفوفی که از مسجدجامع به راه افتاده بود، در تجمعاتی عظیم به امامزاده شاهزاده حسین (ع) میرسیدند.
هیاهوی پرتلاطم روزهای انقلاب که به اوج خود نزیک میگشت، بر تعداد افرادی که عاشقانه به صفوف راهپیمایان میپیوستند، اضافه میشد.
گرچه ماموران حکومتی بارها در مسجد شاه سابق را بستند، مردم اما از پا ننشستند و به دیگر مکانهای مقدس شهر از جمله «امامزاده آمنه خاتون» پناه بردند.
پیرمرد به خاطرات روزهای سرد سال و روزهای نزدیک پیروزی که میرسد، از تعطیلی بازار و مغازهها، بازشدن مجدد مسجد شاه، تظاهرات و به آتش کشیدن مشروبفروشیها، تشییع جنازه شهدا، حضور خبرنگاران خارجی در قزوین، حمله تانکها به شهر و آن ماجرای خونین، اعلامیه حضرت امام(ره) در حمایت از مردم قزوین، به پایین کشیدن مجسمه شاه و... میگوید و میگوید: همین دیروز بود، انگار.
روزهای نویدبخش پیروزی که از راه میرسیدند و بهمن جاویدان جای خود را به دی ماه پرواقعه قزوین میداد، بر شمار شهدایی که در راه آزادی از جان میگذشتند، افزوده میشد.
قزوینیها غرق در شادی ورود امام(ره) بودند و تدارک آرزوهایی که رنگ تعبیر به خود گرفته بود، خبر آمد: «انقلاب پیروزشد».
مردم قزوین که در همیشههای تاریخ، ترک صحنههای پایداری را دور از منزلت و جایگاه خود میدانند، در روزهای انقلاب دستکم 50 شهید همیشه زنده را تقدیم خاک ایران کردند تا نامشان در کنار همه شهدایی که در این خاک پاک آرمیدهاند، جاودان بماند... .
قزوین؛1390
خیابانهای پرخاطره شهدا، امام(ره) و میدان آزادی (که پس از پیروزی انقلاب به این نامها تغییر یافتند) همچنان و در پس سالهایی که از آن دوران میگذرد، پرخاطرهاند و هنوز هم اگر قراری بر راهپیماییها برای جلوهگری اتحاد باشد، چون تاریخ و قدمتی که دارند، خوش میدرخشند.
مریم نوری - جامجم قزوین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: