تلنگر

دارم ندارم‌های فرهنگ اجتماعی

فرهنگ واژه غریبی است؛ بخصوص وقتی پای فرهنگ ایرانی در میان باشد پیچیدگی و راز و رمز فرهنگی غریب‌تر هم می‌شود. فرهنگ برای جماعتی از ما حکایت مرغ عروسی و عزا را پیدا کرده است؛ هر جا کم می‌آوریم جایش را با فرهنگ پر می‌کنیم. هر جا قرار است کاستی‌های امروزمان را لاپوشانی کنیم به قدمت فرهنگی ملت و کشورمان استناد و به آن افتخار می‌کنیم. کارشناسان فرهنگی و اجتماع‌شناسان، فرهنگ را مقوله‌ای گسترده و متنوع می‌دانند؛ روی سخن این نوشته نه فرهنگ نوشتاری در صفحات فرهنگی روزنامه‌هاست، نه فرهنگ به معنای فیلم و تئاتر و سینماست.
کد خبر: ۴۵۵۰۲۹

این یادداشت کوتاه تلنگربه فرهنگی است که شانه به شانه مسائل اجتماعی پیش می‌آید و در تعاریف فرهنگی شاید بتوان از آن به عنوان فرهنگ اجتماعی نام برد که برآیند رسم و رسوم و هنجارها و ناهنجاری‌های اجتماعی ماست.

در واقع فرهنگ به معنای عام و اجتماعی آن به مجموعه‌ای از رسوم، آداب، کنش‌ها و واکنش‌های شکل‌دهنده تار و پود زندگی اجتماعی اطلاق می‌شود که به زبان امروزی می‌توان از مجموعه سخت‌افزاری آن مانند انواع و اقسام ابزار‌ها و آلات و فناوری و پیشرفت‌هایش به عنوان تمدن و از مجموعه نرم‌افزاری آن یعنی تفکر و ایده‌ها و نظریه‌ها و ایدئولوژی آن نیز به عنوان فرهنگ نام برد. از این مقدمه تئوری که بگذریم، می‌توانیم به همان جمله فرهنگ واژه غریبی است بر گردیم و بپرسیم چرا؟ بسیار شنیده‌ایم و گفته‌ایم که فرهنگ و تمدن و پیشینه فرهنگی خودمان سرآمد تمام فرهنگ‌های دنیاست.

مدام از فرهنگ چندین و چند هزار ساله خودمان حرف می‌زنیم و به اصطلاح خدا را بنده نیستیم، وقتی پای فرهنگ کشورمان پیش می‌آید، البته به حق و به انصاف هم اگر تحلیل کنیم باید حتما و صددرصد مهر تایید به پیشینه عظیم فرهنگی خودمان بزنیم و به آن افتخار کنیم، اما با این حال سخن این نوشته تنها اشاره‌ای به روزآمد کردن فرهنگ ایرانی است.

روزآمد کردن فرهنگ در این نوشته، یعنی این‌که تلاش کنیم به اتکای این فرهنگ غنی که داریم کمتر بشنویم که «ما فرهنگ استفاده از فلان سیستم یا فلان فناوری را نداریم.» زیاد می‌شنویم که در کلام هر کدام از ما یا در گزارش‌های مطبوعاتی و رسانه‌ای ما، وقتی سخن از فرهنگ ترافیکی می‌شود می‌گوییم که ما فرهنگ آن را نداریم یا این‌که مدام می‌گوییم فرهنگ آپارتمان‌نشینی نداریم یا این‌که فرهنگ کار، تلاش و سختکوشی نداریم. فرهنگ‌های دیگری هم هست که یادآوری نداشتن آن در حوصله این نوشتار نیست، اما قطعا هر کدام از ما نمونه‌هایی از آن را در ذهنمان داریم. شاید برای توجیه این فرهنگ‌های نداشته بهترین بهانه و توجیه همین است که همیشه می‌گوییم: اینها ـ ماشین، آپارتمان‌نشینی، انواع و اقسام فناوری‌ها و...‌ ـ سوغات و دستپخت فرهنگ و تمدن معاصر و عمدتا غربی است و به همین دلیل ما فرهنگ آن را نداریم یا با فرهنگ ما همخوانی ندارد.

سخن این یادداشت این است که: آن فرهنگ چندین و چند هزار ساله با تمام خوبی‌ها و عظمتش آیا نباید به ما در فرهنگ‌پذیری زندگی امروزی کمک کند. آیا نباید داشتم داشتم‌های فرهنگی و تمدنی ما را به دارم دارم‌های فرهنگی برساند تا دیگر نشنویم یا کمتر بشنویم که: فرهنگ ترافیکی ما ضعیف است. ما فرهنگ آپارتمان‌نشینی نداریم. ما فرهنگ کتابخوانی نداریم. یا کم داریم... یا... .

صولت فروتن ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها