در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محمود میران به واسطه سالها حضور در عرصه قهرمانی، روزهای پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته و وقتی قرار است از بین حوادث زندگیاش، یکی را پیدا کنیم، کار سخت میشود. با این حال به نظر میرسد نزدیکترین اتفاق میتواند جذابتر باشد؛ همانی که باعث شد خبر سوءقصد به جان قهرمان جودوی کشور منتشر شود. درباره این موضوع خبرهای زیادی شنیده شده، اما حرفهای خود میران شنیدنی است بخصوص وقتی از ترسش میگوید و زنده شدن خاطره تلخ فوتمرحوم داداشی. میران حادثه را چنین تعریف میکند: برای اسکی به دیزین رفته بودم. ساعت تقریبا 5 صبح بود که برای خوردن صبحانه به رستوران کوچکی در منطقه دیزین رفتم. به محض اینکه نشستم، غذا سفارش دادم و وقتی مشغول خوردن شدم، یکباره مردی که در رستوران بود و به نظرم صاحب آنجا بود، به من گفت باید از اینجا بیرون بروی. من گفتم کاری ندارم. صبحانهام را که خوردم از اینجا بیرون میروم. واقعا نمیدانم چه اتفاقی افتاد که یکدفعه از کوره در رفت و به سمت من حمله کرد. آنها که من را میشناسند، میدانند اهل دعوا نیستم. اول سعی کردم مرد عصبانی را قانع کنم و بعد بپرسم علت این کارش چیست. اما یکدفعه از پشت میز کارش تبری بیرون آورد و با آن به سمت من حمله کرد. شما نمیتوانید تصور کنید من با 140 کیلو وزن و این قد بلند، چقدر ترسیده بودم. اتفاقی که برای مرحوم روحالله داداشی افتاد، جلوی چشمم زندهشد. میدانستم برخورداری از زور زیاد و اندام درشت هم در این شرایط کمک نمیکند. ممکن بود بدون آمادگی اتفاق میافتاد. به همین علت اصلا قصد درگیری نداشتم. با این حال ضربه کوچکی به دست راستم زد اما زود از آنجا بیرون آمدم تا از طریق مراجع قضایی پیگیر حقم باشم و بفهمم بالاخره ماجرا از چه قرار بود و این مرد چرا با من درگیر شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: