در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فیلم شاید یکی از پرطرفدارترین فیلمهای جان کارپنتر لقب بگیرد که در فهرست محبوبترینهای تمام دوران پایگاه رایانهای اطلاعات سینمایی IMDB هم قرار دارد. کارپنتر در این فیلم تعدادی از بهترینها را در زمینه بازیگری، جلوههای ویژه و موسیقی به کار گرفته است. به طور مثال آهنگساز این فیلم، انیو موریکونه، یکی از بهترین سازندگان موسیقی متن فیلم در تاریخ سینماست. از دیگر نکات حاشیهای فیلم این است که کرت راسل با بازی در این فیلم و فیلمهای بعدی کارپنتر به یک بازیگر مطرح تبدیل میشود. داستان فیلم موجود درباره یک گروه تحقیقاتی در قطب جنوب است که از سوی موجودی با ماهیت نامعلوم مورد هجومی مرگبار قرار میگیرند.
مهمترین نکته مضمونی فیلم موجود تکثیر عامل مهاجم درون بدن قربانیان و تبدیل سریع دوست به دشمن و خودی به بیگانه است. این نکته مضمونی از لحاظ ویژگیهای مکانی داستان فیلم امکان برجسته شدن یافته است. مکان وقوع حادثه در فیلم موجود را از حیث نشانه شناسی مکان از جنبههای مختلف میتوان مورد توجه قرار داد. مثلاً از نظر اینکه مکان داستانی، جایی با ماهیتی علمی است. موضوع تحقیقات علمی همیشه چیزی بوده که در فیلمهای علمی ـ تخیلی زیادی به آن توجه شده است. پژوهشهای علمی در این فیلمها مترادف است با ورود به عرصهناشناختهها و موجود مهاجم هم همیشه موجودی ناشناخته است. به این ترتیب چنین فیلمهایی به عواقب تهدیدآمیز بعضی تحقیقات علمی هشدار میدهند که میتوانند مولد خطرات بزرگ و جبرانناپذیری برای انسانها باشند. ریشه این ترس را میتوان در ادبیات رمانتیک جست که مظهر آن رمان «فرانکشتاین»، اثر مری شلی و همچنین، نمایشنامه «فاوست» اثر یوهان ولفگانگ گوته است. ریشه دیگر تاریخی این مسأله، آزمایشات علمی نامشروعی است که عمدتاً در طول تاریخ و بخصوص قرن بیستم، به وسیله قدرتمداران فاسد دستور داده و از سوی دانشمندان تحت استخدام آنها به مرحله اجرا گذارده شده است. ویژگی دیگری از محل روی دادن داستان فیلم موجود، قطب جنوب بودن آن است. مکانی دور از دسترس که امکان نفود، تهاجم و تکثیر موجود بیگانه را تشدید میکند. چراکه هرچند فضایی بسیار وسیع را شامل میشود، اما امکان برقراری ارتباط با دنیای بیرون از آن و احیاناً یاری طلبیدن در مواقع خطر را بسیار کم میکند. بخصوص در فیلم به محض شروع تهاجم موجود ناشناخته، بیسیمها قطع و اندک راه ارتباط میسر با دنیای بیرون از قطب نیز مسدود میشود. به این جهت با وجود گستردگی فضای قطب جنوب که داستان در آن رخ میدهد، فیلم معمولاً آدمهایش را در جاهایی دربسته و در سکانسهای داخلی نشان میدهد. سکانسهای معدود خارجی فیلم نیز عمدتاً به شکلی گرفته شدهاند که آدمها را در پهنه وسیعی از زمین یکدست سفید و برفی و در نماهایی دور به نمایش درمیآورند. بنابراین، آنان موجوداتی حقیر و کوچک در برابر این طبیعت عظیم به نمایش درمیآیند. چه در سکانسهای داخلی و چه در سکانسهای خارجی، شخصیتهای فیلم به شکل زندانیانی به تصویر کشیده میشوند که توسط عنصری بیگانه محصور شدهاند و راه فراری از تعدی این موجود ندارند. از اینجاست که میبینیم ویژگیهای عمده مکانی فیلم، متناسب با مهمترین ویژگی مضمونی آن عمل میکنند. یعنی حسی از زندان و تنگنا که به لحاظ ویژگیهای مکانی در فیلم القا میشود، در تناسب با این موضوع قرار میگیرد که هر دوستی در لحظه میتواند به دشمن یا هر خودی به بیگانه ای مهاجم مبدل شود. درخشانترین سکانس آن است که مک ریدی، شخصیت محوری فیلم، آزمایشی روی نمونه خون آدمهای باقیمانده درون پایگاه انجام میدهد تا معلوم میشود کدام یک از این آدمها به بیگانه مهاجم تبدیل شدهاند. پس اگر معلوم شود هریک از آنها تبدیل به این موجود شدهاند، بسرعت و قبل از اینکه تهاجمی آغاز شود، آن فردِ قبلاً خودیِ اکنون، بیگانه شده نابود میگردد. همین جاست که آدمها روی لبه مرز بیگانه یا آشنا بودن، دوست یا دشمن بودن قرار میگیرند و از همین جا هم مهیجترین و دلهرهآورترین لحظههای فیلم ساخته میشوند.
دیگر ویژگی موجود، توانایی آن برای تکثیر در مقیاسی بسیار وسیع است. آن چنان که در رایانه یکی از شخصیتها نشان داده میشود، این موجود میتواند تمام ساکنان پایگاه تحقیقاتی را آلوده کند. اما فاجعه میتواند عمیقتر شود، یعنی این موجود اگر به محیطهای متمدن شهری برسد، میتواند به یک آلودگی مسری تبدیل شود و تهاجمی را در سطحی بسیار وسیعتر شکل دهد. بنابراین، از نگاهی دیگر، عنصر مکانی در فیلم موجود ویژگیهایی نمادین هم مییابد و قابلیت عمومیت دادن پیدا میکند. این جنبه عام یافتن مکان به داستان نیز سرایت میکند و به همین دلیل میتوان مضمون نهایی و اصلی فیلم موجود را از جنبهای نمادین نیز بررسی کرد. از این زاویه، تمام هراسهایی که در داستان فیلم موجود و میان شخصیتهای این فیلم بروز مییابند، نمادی میشوند از تمام ترسهایی که سرچشمههای آن قبلاً در رویدادهایی تاریخی و عینی موجود بودهاند. رویدادهایی که در روزگار حاضر نیز همچنان به گونههایی دیگر ادامه یافتهاند، بنابراین فیلمهای علمی ـ تخیلی نیز همچنان در دهههای اول هزاره اخیر، گهگاه به داستانهایی مشابه فیلم موجود پرداختهاند. داستانهایی که مضامین مشترک آنها همچنان ترس و وحشت از بیگانگانی در لباس خودی هستند.
محمد هاشمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: