jamejamonline
حوادث عمومی کد خبر: ۴۵۰۶۸۴   ۱۹ دی ۱۳۹۰  |  ۱۲:۱۱

سلام مادر؛ آن روز که پیکر نیمه‌جان دختر 16 ساله‌ات، زهرا را از پشت پنجره اتاق مراقبت‌های ویژه بیمارستان دیدی، زیر لب بارها او را صدا زدی، اما زهرا تنها سکوت کرده بود.

وقتی پزشکان گفتند دیگر امیدی به نجات و بازگشت فرزندت نیست، دنیا بر سرت هوار شد و هق‌هق گریه امانت نداد.

در آن لحظات حاضر بودی همه داشته‌هایت را بدهی تا بار دیگرلبخند او را ببینی؛ اما دست تقدیر سرنوشت دیگری برای زهرا رقم زده بود تا با ایثارش برای همیشه جاودانه شود.

آن روز را به یاد داری؟ همان روزی را می‌گویم که برای آخرین بار بر گونه‌هایش بوسه زدی و او رفت تا با اهدای اعضایش به دیگران زندگی دوباره بخشد. هنوز لبخندی که بر صورت زهرا مانده بود، گویی تو را دلداری می‌داد که مادر، همه باید راضی باشند به رضای کسی که مالک مطلق همه چیز و همه کس است.

پشت در اتاق اهدای عضو، ایستاده بودی و با تمام توانی که برایت مانده بود ضجه می‌زدی؛ اما یکباره آرامش عجیبی وجودت را در برگرفت، چه کسی می‌داند شاید صدای زهرا را شنیدی که تو را دلداری می‌داد.

می‌دانیم که این روزها تنها دلخوشی‌ات تصویری از زهراست که در طاقچه اتاق جاخوش کرده ودوستان و همکلاسی‌هایش هر کدام خود را به تو نزدیک می‌کنند که بگویند، ما همه زهرای تو هستیم؛ مادر غصه نخور، او دوست داشت در صورت اتفاق، اعضایش به بیماران نیازمند اهدا شود.

آن روز که به خانه محقرتان که شوهر کارگرت با شرافت و عرق جبین آن را بنا کرده است، آمدیم با خوشرویی سلاممان را پاسخ گفتی و وقتی به خاطرات زهرا رسیدیم، بغض کردی و های‌های گریستی و با گریه‌های تو ما نیز گریستیم.

وقتی از آرزوهای زهرا گفتی که می‌گفت دکتر می‌شوم و با اولین حقوقم شما و پدر را به کربلا خواهم برد، آنچنان غریبانه گریستی که حاضران در خانه را نیز گریه امان نداد.

مادر! روزی که از قصه پرغصه تو و از آسمانی شدن زهرا پس از اهدای عضو نوشتیم، تلفن‌های روزنامه چون تو آرام و قرار نداشتند.

بسیاری بر بزرگواری شما غبطه خوردند و برای روح فرزندت دعا کردند و چند نفر دیگر نیز با اصرار از ما می‌خواستند به وصیت زهرا عمل کرده و شما و همسرتان را مهمان کربلا کنند.

وقتی تلفن کردم و خبر سفر به کربلا را دادم، باردیگر بغض کردی و با همان بغضی که این روزها آزارت می‌دهد، گفتی: السلام علیک یا ثارالله و یکباره هق‌هق گریه‌هایت را از پشت گوشی تلفن شنیدم.

مادر: اگر قدم به کربلا گذاشتی برای همه ما دعا کن. آخر می‌گویند دعای مادران دل‌شکسته زود مستجاب می‌شود.

ناصر صبوری - دبیر گروه حوادث

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
هشدارهای مهم برای خانه تکانی

هشدارهای مهم برای خانه تکانی

به روزهای پایانی سال نزدیک می‌شویم و در این روزها تقریبا تمام زنان ایرانی بر اساس یک سنت بسیار پسندیده که به آن خانه تکانی گفته می‌شود، مشغول نظافت و پاکسازی منازل خواهند شد.

بی‌اطلاعی، پاشنه‌ آشیل مدیریت بحران

بی‌اطلاعی، پاشنه‌ آشیل مدیریت بحران

زلزله‌ ها هر ساله رخ می‌دهند و متاسفانه غیر از آثار منفی‌شان دستاوردی ندارند. از زلزله بم ۱۳۸۲ تا زلزله سی‌ سخت ۱۳۹۹ بسیار درس‌ها و آموخته‌هایی بودند که شوربختانه مورد توجه مدیران قرار نگرفته است.

قربانیان بی‌گناه غفلت و رذالت

قربانیان بی‌گناه غفلت و رذالت

یکی از تاثر برانگیزترین موضوعاتی که پلیس آگاهی در اجرای ماموریت‌های محوله خود با آن روبه روست رسیدگی به جرائمی است که قربانیان آن، کودکان هستند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر