در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«خدامراد» 65 ساله زمانی جوش آورد که همسایهاش که از پیش نیز با او اختلاف داشت در پی شکست تیم مورد علاقهاش به کوچه آمد و شروع به فحاشی به تیم حریف کرد، یعنی تیمی که «خدامراد» طرفدار آن بود.
این دو ابتدا با هم درگیر شدند اما دعوا دقایقی بعد بدون اینکه حادثه خاصی رخ بدهد پایان یافت، اما خدامراد که همچنان در وضعیت جنونآمیزی به سر میبرد به خانه رفت و سلاح خود را برداشت.
در این موقع عدهای از شاهدان دعوای قبلی، پشت درخانه خدامراد تجمع کرده و مشغول گفتوگو بودند که مرد 65 ساله، انگشتش را روی ماشه فشرد و چند گلوله به سمت در شلیک کرد تا حاضران را متفرق کند.
اهالی به سمت انتهای کوچه دویدند اما خدامراد از خانه خارج شد و بیهدف به سمت حاضران شلیک کرد و باعث شد جوان 33سالهای به نام یارعلی از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار بگیرد و در دم جان ببازد.
جوان 37 سالهای به نام «نورالله» که شاهد صحنه بود به سمت یارعلی دوید تا شاید بتواند به او کمک کند اما او هم هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
ماجرا به همین جا ختم نشد و اهالی محل با شنیدن سر و صدای تیراندازی از خانهها بیرون آمدند و خود را به محل درگیری رساندند.
آنها در حالی بالای سر مقتولان حاضر شدند که خدامراد همچنان سلاح در دست در گوشهای کمین کرده بود.
او اینبار ناگهان بهصورت رگبار چند گلوله شلیک کرد که در این میان یک جوان 27 ساله با اصابت گلوله نقش بر زمین شد و در ادامه یک زن میانسال، یک دختر جوان و دو مرد نیز هدف شلیکهای بیهدف خدامراد قرار گرفتند.
خدامراد سپس در حالی که دو نفر را کشته و پنج نفر را زخمی کرده بود پا به فرار گذاشت.
وی بعد از جستوجوهای وسیع و همه جانبه بازداشت شد و به قتل اقرار کرد.
ماموران از او یک قبضه کلاشینکف و 12 تیر فشنگ جنگی کشف کردند.
خدامراد در اعترافاتش گفت:تصمیم نداشتم دست به چنین کاری بزنم و فقط برای ترساندن این افراد چند تیر به در خانه زدم اما در ادامه احساس بر من غلبه کرد و به کوچه رفتم و بهصورت بیهدف به سمت حاضران شلیک کردم.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: