هدیه‌ شگفت‌انگیز‌سال‌نو

کد خبر: ۴۴۹۹۶۱

اما درست قبل از شروع تعطیلات سال نو، دکتر خبری به آنها داد؛ خبری که در اصل هدیه‌ای غیرمنتظره برای خانواده به حساب می‌آمد؛ درمان الیزا موفقیت‌آمیز بوده و در حال حاضر هیچ نشانه‌ای از سرطان در بدن او وجود نداشت.

الیزا وقتی از آن روزها یاد می‌کند، می‌گوید: «این خبر مانند خبر بیماری‌ام، برایم عجیب و غیرقابل باور بود، شگفت‌زده شده بودم و نمی‌دانستم باید چه کار کنم.»

قبل از تشخیص بیماری، زندگی الیزا و ناتان کامل و بدون عیب بود و چنین به نظر می‌رسید که هیچ مشکلی در زندگی‌شان وجود ندارد؛ آنها با عشق و علاقه ازدواج کرده‌ بودند و چند سال پس از ازدواج نیز دختر کوچولویی زیبا و دوست‌داشتنی به جمع آنها اضافه شده بود.

اما امسال، گویی تار و پود زندگی‌شان از هم گسسته شده و همه چیز از بین رفته بود. ناتان 38 ساله، به سرطان روده مبتلا شده بود و طبق نظر پزشکان، شانس زنده ماندنش 65 درصد بود. 9 روز بعد از ناتان، الیزای 36 ساله هم متوجه وجود توده‌ای بدخیم در سینه‌اش شد؛ متاسفانه بیماری چنان پیشرفت کرده و به سایر قسمت‌های بدن هم رسیده بود که فقط 16درصد احتمال داشت زنده بماند.

روزها، هفته‌ها و ماه‌ها می‌گذشت و در این روزها فقط خبرهای بدی بود که به این خانواده می‌رسید؛ پیشرفت بیماری، دشواری مراحل درمان و... وضعیت الیزا هر روز بدتر از قبل می‌شد. به طوری که بیماری به همه اعضای بدن او رسیده و کبد و مغز را هم درگیر کرده بود. بدترین خبر برای الیزا این بود که دیگر نمی‌توانست رانندگی کند.

ـ‌‌ «واقعاً احساس بدی داشتم، رانندگی نکردن برای من مساوی بود با از دست دادن استقلال‌ و عدم موفقیت در زندگی. من عاشق رانندگی بودم و از لحظه‌ای که توانستم رانندگی کنم، دائم بیرون از خانه می‌گشتم و رانندگی می‌کردم. برای همین اگر قرار بود رانندگی نکنم، احساس انسان‌های فلج و ناتوان به من دست می‌داد و تحمل این شرایط سخت‌تر از سرطان بود.»

مراحل درمانی الیزا سخت و طاقت‌فرسا بود؛ شیمی درمانی و مصرف داروهای مختلف توانی برای او نگذاشته بود. اما با این وجود، چند روز پیش دکتر اعلام کرد هیچ نشانه‌ای از سرطان در بدن او وجود ندارد؛ حتی در کبدش.

‌‌ـ‌‌ «در حوزه کاری من فقط 3 تا 5 درصد بیماران با‌ چنین شانسی روبه‌رو می‌شوند، اما مثل این‌که به کمک داروهای جدید می‌توانیم امیدوار باشیم، این آمار روز به روز افزایش پیدا کند.»

خبر خوب و غیرقابل باور برای الیزا، این بود که هیچ اثری از تومورها نیز در بدنش وجود نداشت و او می‌توانست مانند انسان‌های عادی به زندگی‌اش ادامه دهد.

ناتان از بهبود وضعیت الیزا بسیار خوشحال بود و دائم از خداوند سپاسگزاری می‌کرد. او همیشه آرزو داشت زودتر مراحل درمانش تمام شود تا بتواند با تمام نیرو به همسرش کمک کند، اما حالا خبر خوبی می‌شنید که به بهبود روحیه او نیز کمک می‌کرد.

امروز اگر چه ناتان هنوز بیمار است و اعضای خانواده به طور کامل از این دردسرها رها نشده‌اند، اما آینده‌ را شادتر و روشن‌تر از قبل می‌بینند.

مترجم: زهره شعاع

todayhealth

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها