در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تنها 2 ماه بعد از آزادیام از زندان بود که او اعلام کرد قصد جدا شدن از من را دارد و در طول مدتی که من نبودهام متوجه شده زندگی مشترکمان هرگز نمیتواند به خوشبختی نزدیک شود و بهتر است هر چه زودتر رابطهمان را به پایان برسانیم. نمیخواستم این طور شود. ما 18 ساله بودیم که ازدواج کردیم و فرزند یک سالهای داشتیم که باید از او نگهداری میکردیم. چطور میتوانست براحتی مرا از زندگیاش بیرون بیندازد و به راه جداگانهاش ادامه دهد. این را نمیفهمیدم و هر چه توضیح میخواستم بی فایده بود. او تصمیمش را گرفته بود و هیچکس نمیتوانست جلودارش باشد. او میخواست برود.»
کلسی شاو، مرد 21 سالهای که به اتهام کتک زدن و اسیدپاشی وحشیانه به همسرش دادگاهی شده، حکم 15 سال حبس را از اعضای هیات منصفه دریافت کرده است. این پدر جوان که صاحب دختری یک ساله است اعتراف کرده در اقدامی جنونآمیز و با استفاده از یک طناب ابتدا دست و پای همسرجوانش را به صندلی بسته و سپس با ریختن اسید روی نقاط مختلف بدن این زن او را شکنجه کرده است. با وجود زنده ماندن «کالوم» از این حادثه دردناک او به علت شدت جراحات وارد شده به چشمانش هرگز قادر به دیدن نیست و دهها نقطه بدنش به علت سوختگی شدید آسیب دیده و شکلی بسیار نابهنجار گرفته است. با شکایت والدین این زن 21 ساله از دامادی که به جز درد و رنج ارمغانی برای دخترشان نداشت، «کالوم» حاضر شد در دادگاه حضور پیدا کند تا با صحبت در مورد زندگی سختی که سالها با شوهرش «کلسی» داشت اعضای هیات منصفه را قانع کند که همسرش از روی خودخواهی دست به چنین عملی زده و زندگی خود و دخترش را تباه کرده است. کلسی شاو پس از چندین بار حضور در دادگاه و شهادتهای همسر مجروحش با رای نهایی راهی زندان شد و تا اتمام آخرین روز از حکم صادره رنگ آزادی را نخواهد دید.
ازدواجمان جاودانه بود
16 ساله بودم که با کالوم در دبیرستان محل تحصیلم آشنا شدم. او دختری بسیار زیبا و درسخوان بود که بر خلاف دیگر همکلاسی هایمان که مرا نادیده میگرفتند با من مهربان بود و اهمیتی نمیداد که پسری باسابقه بسیار خراب هستم که دستکم 10 بار از مدارس مختلف اخراج شده و رفتارهای خشنم همه را از من رانده است. به خاطر کالوم بود که به مدرسه میرفتم و با هر سختی که بود سعی کردم رفتارم را تا حدی عادی نگه دارم تا باز اخراج نشوم و از او دور نباشم. حضورش باعث میشد آرامش بگیرم و خانوادهام از اینکه میدیدند بالاخره بعد از سالها من که از 12 سالگی همواره دردسرساز بودهام به نوعی به ثبات رسیدهام خوشحال بودند.
14 ساله بودم که به مشروبات الکلی رو آوردم و تا یک سال بعد تقریبا معتاد بودم. پول خرید کوکائین و مشروبات الکلی را از راه جیبزنی و سرقت از خودروها بهدست میآوردم و بارها دستگیر شده بودم که سبب میشد از مدارس محل تحصیلم اخراج شده و آواره خیابانها باشم. تلاش مادرم برای اینکه مرا پسری سر به راه کند بیفایده بود و تنها حضور کالوم در آخرین دبیرستان محل تحصیلم بود که سبب میشد احساس کنم به راهی درست کشانده شدهام. او در درسها به من کمک میکرد و از اینکه جای زخمهای بسیاری روی سر و صورتم بود ابراز انزجار نمیکرد. 18 ساله که شدم از او خواستم با من ازدواج کند و در کمال ناباوری با پاسخ مثبتش روبهرو شدم. فکر میکردم ازدواجمان جاودانه است و من و او میتوانیم تا پایان عمر خوشبخت زندگی کنیم. نمیدانستم من حتی از آنهایی که دوستشان دارم هم نمیتوانم نگهداری کنم و رفتارهای غیرعادیام آنها را هم از من خواهد گرفت.
مادر جوان در اسید میسوزد
پلیس شهر لندن بعد از تماس زن میانسالی که بیوقفه جیغ میکشید و فریاد میزد از اتفاقی دردناک در آپارتمان زوجی جوان مطلع شد. این زن که خودش را مادر «کالوم» دختر مصدوم معرفی کرد در تماسش مدعی شد دامادش در عملی فجیع همسر جوانش را مورد حمله با اسید قرار داده و به شدت سوزانده است. ماموران بلافاصله بعد از تماس این زن که در منچستر زندگی میکرد و نمیتوانست خودش برای کمک به دخترش در محل حاضر شود به آپارتمان محل حادثه رفتند. بدن نیمهجان دختر جوان که بهشدت دچار سوختگی در ناحیههای مختلف بدن و به خصوص صورتش شده بود در اتاق خوابش کشف شد و دختربچه یکساله او که به شدت گریه میکرد از حمام خانه سالم بیرون کشیده شد. اولین تحقیقات نشان میداد که این رفتار خشن توسط «کلسی شاو» مردی که همسر کالوم معرفی میشد صورت گرفته و زن جوان قربانی خشونت بیحد و مرز مردی سابقهدار شده است.
کلسی شاو، مرد 21 سالهای است که به اتهام اسیدپاشی روی همسرش، به 15 سال حبس محکوم شده است. این پدر جوان که صاحب دختری یک ساله است اعتراف کرده در اقدامی جنونآمیز با ریختن اسید روی نقاط مختلف بدن این زن او را شکنجه کرده است.
بنا به جزئیات مندرج در پرونده که اظهارات مادر مصدوم بود، کالوم پس از خروج شوهرش از خانه و در حالی که از ریختن اسید روی بدنش به شدت آسیب دیده بود خود را به تلفن همراهش رسانده و توانسته مادرش را در جریان قضیه قرار دهد. پزشکان ساعاتی بعد از حادثه 4 عمل جراحی روی کالوم انجام دادند تا توانستند او را از مرگ حتمی نجات دهند و در همین حال ماموران تلاش برای دستگیری کلسی شاو را ادامه میدادند. 3 روز بعد، شاو دستگیر و به اتهام رفتار وحشیانه با همسر جوانش دادگاهی شد تا در مورد تنبیه بیرحمانه زنی که مادر فرزندش بود پاسخگو باشد. دهها پرونده بزهکاری پدر جوان در سالهای اخیر که از رانندگی بدون گواهینامه تا همراه داشتن مقادیر کم کوکائین در آنها وجود دارد، سبب شد اعضای هیات منصفه رای نهایی برای او را سنگینتر و بدون هیچ گذشتی صادر کنند.
میخواست ترکم کند
وقتی به اتهام همراه داشتن کوکائین به 6 ماه زندان محکوم شدم نمیدانستم بعد از آزادی قرار است چه اتفاقات ناگواری در زندگیام رخ دهد. من زنی را که دوست داشتم تنها میگذاشتم و ناچار بودم برای خطایی که مرتکب شده بودم به زندان بروم اما او همیشه و همواره در کنار من بود و با وجود تمام اشتباهاتی که در زندگیام میکردم از من پشتیبانی میکرد. کالوم میدانست به کوکائین اعتیاد دارم و با دزدی و سرقت پولی مهیا میکنم تا خرج اعتیادم را در بیاورم اما با این حال چیزی به من نمیگفت و مدام ادعا میکرد مرا دوست دارد و به هیچ عنوان حاضر نیست لحظهای بدون من زندگی کند. این حرفهایش به من آرامش میداد و فکر میکردم با زنی ازدواج کردهام که در هر شرایطی مرا عاشقانه دوست دارد. زندان که رفتم از آنجا که میدانستم زندگی همسرم به تنهایی با دختر کوچکمان بسیار سخت خواهد بود پول زیادی از یکی از دوستانم قرض کردم و برای کالوم فرستادم تا در مدتی که نیستم از آن استفاده کند.
وقتی از زندان خارج شدم از همان لحظه اول که او را دیدم متوجه شدم اتفاقی افتاده که من از آن بیخبرم. حاضر نبود در چشمانم نگاه کند و در مقابل همه سوالاتم سکوت میکرد و رفتارش غیرعادی بود. میفهمیدم اتفاقی در حال رخ دادن است تا اینکه بالاخره اعلام کرد قصد ترک کردن مرا دارد. او گفت در نبودم متوجه شده احتیاجی به من ندارد و با کمک خانوادهاش میتواند زندگی مستقلی را تشکیل بدهد تا همیشه نگران دستگیری من یا اعتیادم نباشد و در آرامش با فرزندمان زندگی کند.
تصور اینکه ترکم کند مغزم را به درد میآورد و خودش هم این موضوع را خیلی خوب میدانست. التماسش کردم اما زیر بار نمیرفت و مدعی بود تصمیمش را گرفته و آن را تغییر نخواهد داد. دخترم را عاشقانه دوست داشتم و نبودش را نمیتوانستم تحمل کنم اما اعتیادم میتوانست به ضررم تمام شود و میدانستم بعد از طلاق هیچ شانسی برای حضانت یا دیدارش ندارم. وقتی سعی کردم او را قانع کنم که ترکم نکند و به بنبست رسیدم شروع به تهدید کردم. او مرا مردی بدبین میدانست که به خاطر خودخواهیام حاضر نبودم او را رها کنم تا زندگی بهتری داشته باشد اما من عشق را مهمترین دلیل میدانستم و نمیخواستم او را از دست بدهم. آنقدر کشمکش داشتیم که دیگر خسته شدم و تصمیم گرفتم رهایش کنم. اما برای این رهایی باید تاوان میپرداخت. تاوان شکستن قلب من که باید از دخترم جدا میشدم را همسرم باید پرداخت میکرد و به همین خاطر در نقشهای حساب شده تنبیهی خشن برایش اجرا کردم. گرچه آن زمان بهشدت تحت تاثیر الکل قرار داشتم اما ضجههایش برایم کافی بود بدانم تا ابد کاری که با من کرده را فراموش نمیکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: