در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در تهران که این کار یک شگرد شده، راننده متخلف که میداند اگر کمربند ایمنیاش را نبندد حتما جریمه میشود، کمربند را تا نیمه به سمت پایین میکشد تا نشان دهد که مثلا کمربند را بسته در حالی که واقعا کمربند بسته نشده و فشاری به گردن و قفسه سینهاش نمیآید.
به این ترتیب دست راستش کلا درگیر گرفتن کمربند میشود و درست با همان دست هم دنده را عوض میکند؛ حالا بماند که برای انجام این کار چه کش و قوسهایی به بدنش میدهد و چه فشاری به دستهایش میآید.
کمربند بستن نصفه و نیمه البته دقیقا در جاهایی انجام میشود که یک مامور راهور آنجا ایستاده و متخلفان را میپاید پس جایی که پلیس نیست کمربندی هم بسته نمیشود حتی از نوع نیم بندش ولی پلیس همه اینها را میداند، آنها میدانند که رانندگان متخلف که ادای کمربند بستن را درمیآورند، قصد فرار از جریمه را دارند.
در بعضی از نقاط شهر پلیس جلوی این رانندگان را میگیرد، اما در بعضی نقاط که هیچ پلیسی در کار نیست این دوربینها هستند که مردم را میپایند؛ این همان چیزی است که حتما متخلفان فراموشش کردهاند.
این دوربینها آنقدر دقیقاند که کمربند بستنهای قلابی را خیلی راحت کشف میکنند و جریمهای را که رانندهها از آن میگریزند به پایشان مینویسند.
پس تلاش برای نبستن کمربند ایمنی دست و پا زدن بیهوده و انرژی گذاشتن بیثمر است اما فعلا که وضع اینگونه است و اصلاح تفکر غلط رانندگان که میراث سالها بیقانونی کردن است زمان زیادی میبرد ولی ای کاش رانندهها درک میکردند که کمربند بستن برای حفظ ایمنی آنهاست و اگر کمربندشان را نبندند به هیچکس جز خودشان لطمهای نمیخورد.
در این بین خوب است خودروسازان هم برای نهادینه کردن فرهنگ استفاده از کمربند ایمنی وارد عمل شوند و مثل خودروهای خارجی سیستم هشدار مربوط به کمربند را در خودروها نصب کنند تا اگر راننده متخلفی حتی با جریمههای 50 هزار تومانی هم قانع به بستن کمربند نشد، بوقهای ممتد این سیستم هشدار، او را وادار به بستن کمربند ایمنی کند.
مریم خباز - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: