مدیریت رویاها با پول‌های کم

وقتی دانشجو می‌شوی، حس خاصی داری. همین‌که پشت میز و نیمکت می‌نشینی، کنجکاوی‌های درونت دوباره جوانه می‌زند؛ البته خیلی هم تفاوت نمی‌کند که چند سالت باشد؛ مثلا خیلی مهم نیست که دانشجوی ترم اول باشی یا دانشجوی کارشناسی ارشد و دکترا؛ همین‌که دانشجو می‌شوی، زاویه نگاهت به زندگی، به دنیا و به تجربه‌های این دو متفاوت می‌شود.
کد خبر: ۴۴۷۲۲۴

یکی از حس‌های خاص دوران دانشجویی، حس «سفر» ‌است؛ کوله‌بار بربستن، راهی شدن و...

وقتی دانشجو می‌شوی، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌کنی می‌توانی تمام قله‌ها را فتح کنی، می‌توانی دامنه کوه‌ها را آسان آسان بپیمایی و علاقه داری تمام فرهنگ‌ها را بشناسی، تمام زبان‌ها را بیاموزی و به هر جایی سفر کنی.

اما از نگاهی دیگر سفر در دوران دانشجویی با محدودیت‌هایی نیز روبروست؛ اجازه دهید که تنها به یک محدودیت اشاره کنیم که البته همین یکی مانعی بس بزرگ است که گاه سفر را نارفته به پایان می‌رساند: «درآمد محدود.»

هر چند دوران دانشجویی مزیت‌های زیادی هم دارد و همین که درون خودت را سرشار از توان و نیرو می‌بینی، مهم‌ترین سرمایه‌ای است که می‌تواند همه مشکلات را حل کند، اما از سوی دیگر محدودیت‌های مالی دانشجویان از جمله مسائلی است که گسترش سفر دانشجویان را با مشکل روبه‌رو کرده است.

سفرهای دانشجویی عامل رونق گردشگری

برای حل این معادله، خوب است که به این موضوع از منظر دیگری نیز نگاه کنیم. هم‌اکنون در کشور ما نزدیک به 4 میلیون دانشجو در مقاطع تحصیلی مختلف تحصیل می‌کنند. وزارت علوم نیز اعلام کرده است که ایران به ‌نسبت جمعیت دانشجویان به جمعیت کل کشور، یکی از 10 کشور برتر دنیاست.

اگر از منظر گردشگری بخواهیم به این نکته توجه کنیم و اگر تنها سالی یک سفر دانشجویی برای هر دانشجو در نظر بگیریم، می‌توانیم بگوییم که هم‌اکنون به صورت بالقوه ظرفیت 4 میلیون سفر دانشجویی وجود دارد که همین تعداد سفر 2 مزیت مهم می‌تواند ایجاد کند: نخست رونق گردشگری و دوم کاهش قیمت تمام شده سفرهای دانشجویی. فقط مانند هر کاری در دنیای امروز باید برای این سفرها برنامه مناسب و تیم اجرایی حرفه‌ای و قوی داشت.

نقش سفر در بالندگی دانشجو

اگر از منظر یادگیری نیز به سفرهای دانشجویی نگاه کنیم، این جنس مسافرت‌ها اگر بیشتر از دوره‌های آکادمیک برای دانشجویان یادگیری و آموزش به همراه نداشته باشد، قطعا میزان یادگیری کمتر از کلاس‌های درس نیست.

مهم‌ترین مزیت سفرهای دانشجویی این است که دانشجویان شهرهای مختلف کشور که در رشته‌های گوناگون تحصیل می‌کنند با یکدیگر ارتباط گسترده‌تری پیدا می‌کنند، این امر در نهایت به عنوان یک سرمایه اجتماعی، شبکه ارتباطات نسل دانش آموخته کشور را گسترش می‌دهد و در کنار این، آنها را با خرده فرهنگ‌های میهن‌شان آشنا می‌کند؛ ضمن این‌که نباید فراموش کنیم، هر یک از سفرهای دانشجویی با هدف خاصی انجام می‌گیرد. به عنوان مثال بخشی از این سفرها، در قالب سفرهای آموزشی، گسترش ارتباطات دانشجویی یا شرکت در مسابقه‌ها و المپیادها انجام می‌شود که تمام این موارد در نهایت منجر به تعالی دانشجویان کشور خواهد شد.‌نتیجه چنین نگاهی به سفر دانشجویی آن است که بگوییم سفر در دوران دانشجویی حق هر دانشجو است و هر دانشجویی که وارد فضای دانشگاه می‌شود برای پیمودن نردبان رشد و ترقی نیاز دارد حداقل سالی یک بار در فضای دانشجویی مسافرت کند.

نقش دانشگاه‌ها در گسترش سفرها

اگر به گسترش و توسعه سفرهای دانشجویی می‌اندیشیم، نباید سفر در دوران دانشجویی را با سفرهای دانشجویی مترادف فرض کنیم. بسیاری از افراد شاید در دوران دانشجویی‌شان با اهداف و مقاصد مختلفی به صورت فردی یا گروهی سفر کنند، اما این موارد می‌تواند ارتباطی به سفر دانشجویی نداشته باشد. سفر دانشجویی مختصات خاص خود را دارد. به صورت خلاصه سفر دانشجویی باید حداقل دارای ویژگی‌های زیر باشد:

- قیمت آن مناسب باشد.

- هدف خاصی را دنبال کند.

- تا سر حد امکان بین اساتید و دانشجویان پیوند ایجاد کند.

- تا جایی که هدف سفر اجازه می‌دهد، طیف‌های مختلف دانشجویان در آن مشارکت داشته باشند.

- بیشترین بخش مدیریت سفر به عهده دانشجویان باشد.

برای تحقق این اصول، دانشگاه‌ها نقش بلاواسطه‌ای دارند. یکی از اقدامات و بهتر است بگوییم وظایف مهم دانشگاه‌ها بازنگری در سیاست‌های مسافرت دانشجویی و ترغیب دانشجویان به سفر است. در همین ارتباط تقویت تشکل‌های دانشجویی ـ صنفی و ترغیب آنها به سفرهای دانشجویی و ایجاد تسهیلات لازم امری ضروری است؛ البته این تسهیلات و همچنین سفرهای دانشجویی به چارچوب‌های مشخص قانونی نیاز دارد که این مهم بیشتر از هر چیز باید از مشارکت و تعامل دانشجویان و مسوولان دانشگاه‌ها حاصل شود.

یکی دیگر از نکات قابل توجه، استفاده از امکانات سایر دانشگاه‌ها در بخش اسکان و تغذیه است. این امر برای کاهش هزینه‌های سفر دانشجویی بسیار اهمیت دارد و از طریق امضای تفاهم‌نامه‌ بین دانشگاه‌های مختلف قابل تحقق است. نباید فراموش کنیم به دلیل این‌که بیشترین زمان رونق سفر در ایام تعطیلات است، امکانات خوابگاه‌های دانشجویی بخوبی می‌تواند در این مسیر به کار گرفته شود.

البته عقد قرارداد و دریافت تخفیف از سایر هتل‌ها و اماکن اقامتی نیز با توجه به تعداد بسیار زیاد جمعیت دانشجویی امری غیرممکن به نظر نمی‌رسد، این موضوع بیش از هر چیز نیاز به مدیریت متمرکز دارد تا بتواند منافع مساوی ، هم برای دانشجویان و هم برای صاحبان کسب و کار در حوزه گردشگری ایجاد کند.

سفری برای فردا

برای نخستین‌بار توی حیاط دانشگاه دیدمش، اصلا نمی‌شناختمش. فرصتی برای یک سفر یک هفته‌ای به مشهد مقدس پیش آمده بود. به قول معروف هم فال بود، هم تماشا. دلیل سفر، یک دوره آموزشی بود. کلاس‌ها از ساعت 8 صبح آغاز می‌شد، بعد از ظهرهایمان تقریبا آزاد بود و برای بعد از ظهرهای دو روز هم یک برنامه آموزشی جانبی تدارک دیده شده بود. یک هفته با هم همسفر بودیم. در آن یک هفته نه تنها دوستی عمیقی بین ما پدید آمد، بلکه با دانشجویان دیگری از شهرهای مختلف نیز آشنا شدیم.

بعد از پایان دانشگاه هم دوستی ما ادامه داشت، اما دیگر کار و زندگی به هیچ کداممان وقت و اجازه نمی‌داد تا بتوانیم با هم به سفر برویم، همدیگر را ببینیم و مثل دوران گذشته با هم دنیا را تجریه کنیم. زمان گذشت و در دانشگاهی دیگر دیدمش، دوباره در حیاط دانشگاه. او دانشجو بود و من به دنبال یک کار تحقیقاتی. باز هم مثل همان سال‌ها در حیاط دانشگاه نشستیم و در حالی که هر دو برنامه کاری داشتیم، تقریبا 2 ساعت توی چشم‌های همدیگر نگاه کردیم و نوبت به نوبت حرف زدیم. این بار نیز مثل دفعه اول، زیر سایه یک درخت تنومند نشستیم و تمام نگفته‌های چند سال را با هم نجوا کردیم؛ اتفاقا از آن سفر مشهد هم حرف‌هایی به میان آمد و...

باز هم زمان گذشت، او مرا به محل کارش دعوت کرد و دوباره خیلی ساده در زیر سایه یک درخت تنومند نشستیم و باز هم گفتیم و شنیدیم. مدتی بعد با هم همکار شدیم، یک جا با هم کار می‌کردیم و دوباره با هم زندگی کردیم.

چرخ روزگار مثل همه عمر طولانی‌اش برای ما هم بازی‌هایی داشت، پس از مدتی مجبور شدیم دوباره از هم جدا شویم. تا روزهای آخر همکاری، هر وقت فرصتی دست می‌داد با هم صحبت می‌کردیم و همیشه شاه‌بیت حرف‌ها، خاطره‌های همان سفر مشهد بود؛ با آن‌که هر دو در مشهد بودیم اما شنیدنشان باز هم شیرین بود و هر بار گویا برای بار اول است که آنها را می‌شنویم. آن روزها گذشت و سال‌هایی هم بر آن ایام گذشته است اما هنوز هم
با هم دوست هستیم، دوست دوست... .

مریم چهاربالش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها