در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
راحت تر از آنچه که فکر می کردیم، ابهت پوشالی بریتانیا فرو ریخت و استعمار پیر در باغ قلهلک، مزه اراده جوانان یک کشور را چشید.
تسخیر چند ساعته سفارت بریتانیا، تنها یک گوش مالی ساده بود که رنج200 ساله ایرانی ها از سیاست های مزورانه انگلیس را اندکی التیام بخشید.
مردم ما فراموش نکرده اند که در دهم اردیبهشت ماه سال 1359، سفارت ایران در بریتانیا مورد حمله تروریست ها قرار گرفت که در جریان آن، دو تن از دیپلمات های ایرانی به شهادت رسیدند.
درآن ایام، گروهک دست ساز سرویس های اطلاعاتی انگلیس با نام «اعراب جدایی طلب خوزستان» با حمایت پلیس دیپلماتیک بریتانیا، سفارت ایران را اشغال کردند.
در جریان این گروگانگیری شش روزه، دو تن از اعضای سفارت ایران، به نام های علی لواسانی و علی اکبر صمد زاده به شهادت رسیدند.
دولت مارگارت تاچر، تا چند روز هیچ اقدام جدی جهت آزادی گروگان های ایرانی نکرد و همین سستی موجب شد که تروریست های اجیر شده، گستاخ تر شوند و در روز چهارم، لواسانی را به شهادت برسانند.
پلیس اسکاتلند یارد در روز پنجم با عملیاتی عجولانه و 11 دقیقه ای به سفارت ایران حمله کرد و در جریان آن پنج تن از گروگانگیرها کشته شدند و البته صمد زاده نیز در یورش نیروهای انگلیسی به شهادت رسید.
در حالی که نیروهای امنیتی انگلیس تلاش می کردند که همه گروگانگیرها را نابود کنند و هیچ نشان و بقایای اطلاعاتی از آن ها بر جای نگذارند اما یکی از تروریست ها را از مهلکه گریخت.
فوزی بداوی نژاد به حبس ابد محکوم شد اما هرگز در هیچ دادگاه علنی از طراحان اصلی این اقدام تروریستی، سخنی به میان نیامد.
با وجود آن که دولت انگلیس، هرگز بابت حمله به سفارت ایران عذرخواهی نکرد، در سال 1376 یکی از ماموران سابق سازمان پلیس مخفی انگلیس (MI6)، فاش کرد که "اشغال سفارت و مرگ دیپلمات های ایرانی را رئیس6 MI طرح ریزی کرده و اجرای آن را به چند تروریست عراقی که دست پرورده سازمان اطلاعاتی انگلیس بودند واگذار نمود."
دولت انگلیس نه تنها در آن برهه زمانی از ساختمان سفارت ایران حمایت نکرد بلکه حتی خود یکی از طراحان نقشه حمله به سفارت ایران بود!
حال جای سوال دارد که چگونه چنین کشوری با این کارنامه ننگین، از حقوق دیپلماتیکی سخن می راند که خود هرگز پایبندی به ان را به اثبات نرسانده است.
امام خمینی(ره) در خصوص رابطه سیاسی با کشور انگلیس فرمودند:
" در سابق توسط روشنفکران و تحصیلکردگان غربزده، یک غول از انگلیس ساخته شده بود و به دولتهاى بى اطلاع و ملت هاى دربند تحمیل کرده بودند که اگر به یک فراش سفارتخانه انگلیس یک حرف درشت زده شود، ایران به باد فنا مىرود!
پرچم سفارت بر سر خانه هر مجرمى که افراشته مىشد از مجازات مصون مىگشت و اشاره سفیر انگلیس به دولت یا صدر اعظم، کافى بود براى اجراى اوامر و اطاعت بىچون و چراى او."
"جرم این خود باختگان ملى نما کمتر از مجرم اصلى نیست!"
موضع امام خمینی در آن ایام می تواند اسوه خوبی باشد برای برخی از نیروهای داخلی که همچنان سنگ انگلیس را به سینه می زنند و گویی دیگر به رفتارهای دو پهلو و ریاکارانه انگلیس اعتیاد پیدا کرده اند.
امروزه مردم ایران با شنیدن کلمه انگلیس، یاد بر باد رفتن ذخایر ملی و عقب گردهای تاریخی می افتند.
روابط سیاسی و اقتصادی با کشوری که در عناد ورزی با اراده مردمان این مرز و بوم سنگ تمام گذاشته و همواره از هیچ کوششی برای انزوای ایران در مجامع بین المللی دریغ نکرده است، با اقتدار دیپلماتیک ایران و عزت مندی در روابط خارجی ما همگون نیست.
دیوید کامرون دیر یا زود باید بپذیرد که دیگر عهد احمد شاه قاجار نیست که ایران را به چند تکه تبدیل کنند و سهمی هم از این سفره پر نعمت به ملکه انگلیس برسد.
عصر ظلم ناپذیری و غرور ملی، تازه اوج گرفته است. انگلیس همچون قلدری که برای نخستین بار از سوی یک آزاده، سیلی سرخی خورده است، کماکان در بهت و شوک روانی حاصل از تسخیر سفارتش به سر می برد و البته باید منتظر سیلی های محکم تر مردم ایران باشد.
در شرایطی که سیستم ملکه سالاری انگلیس، حتی از سوی خود بریتانیایی ها هم مورد پذیرش نیست، بسیار منفعلانه است که هنوز هم به کورسوی حفظ این رابطه سرد با لندن دلخوش باشیم. آن هم رابطه ای که تاریخ اثبات کرده است جز شکنجه و استثمار، بهره دیگری برای ما نداشته است.
امین جلالوند – خبرنگار جام جم آنلاین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: