گفت وگو با مجتبی جباری

روزهای سخت تیم ملی در راه است

با بررسی وجوه مختلف شخصیتی مجتبی جباری می‌توان او را جزو فوتبالیست‌های خاص ایرانی قلمداد کرد؛ آن دسته فوتبالیست‌هایی که کمتر مشابهی دارند آنهایی که مخاطب خود را فقط جذب فوتبال نابشان نمی‌کنند و در دیگر مباحث مرتبط با فوتبال هم حرف‌هایی برای گفتن دارند.
کد خبر: ۴۴۳۳۱۲

مجتبی جباری این فصل توانسته با دستیابی به شرایط مطلوب جسمانی برخلاف چهار ، پنج سال گذشته در مسیری ثابت و رو به رشد حرکت کرده و حتی در جمع طرفداران تیم پرسپولیس هم برای خود هوادار جمع کند.

نشستن پای صحبت‌های این ملی پوش نه‌تنها خسته‌کننده نیست بلکه همواره حاوی نکات تازه‌ای است که توجه مخاطب را جلب می‌کند.

این روزها حسابی آماده هستی. کمی در مورد دلایل این آمادگی‌ توضیح می‌دهی؟

متاسفانه در سال‌های گذشته مصدومیت‌های مکرر مرا از رسیدن به چنین شرایطی محروم می‌کرد. هر بار که به شرایط مطلوب خودم دست پیدا می‌کردم با یک آسیب جدید مدتی از میادین دور می‌ماندم و در نهایت نمی‌توانستم آن‌طور که باید و شاید در خدمت تیم استقلال باشم.

به همین خاطر هم تیم ملی را از دست داده بودی؟

دقیقا! البته فقط تیم ملی نبود، بلکه در این سال‌ها چند پیشنهاد مناسب خارجی را هم از دست دادم.

چرا؟

چون وقتی چند هفته خوب کار می‌کردم مدیر برنامه‌هایم روی انتقالم کار می‌کرد، اما یکباره مصدومیت تازه‌ای برایم رخ می‌داد و خب در این روزها دستیابی به هر اطلاعاتی از طریق اینترنت مثل آب خوردن است و وقتی خبر این مسائل به اطلاع باشگاه‌های مورد نظر می‌رسید از تصمیم‌شان دلسرد می‌شدند.

از کدام باشگاه‌ها پیشنهاد داشتی؟

دیگر برایم مهم نیست و نمی‌خواهم از آنها هم اسم ببرم چون دیگر پرونده آن پیشنهادات بسته شده و دیگر جایز نیست در موردشان صحبت کنم.

چند بار زیر تیغ جراحی رفتی؟

فکر می‌کنم سه یا چهار بار‌. درواقع هر دو زانوی من یکی، دوبار جراحی شد تا در نهایت در آخرین جراحی‌ام یک قسمت از زانوی چپم را به زانوی راست منتقل کردند و در نهایت مشکلاتم از آن پس برطرف شد.

هر بار که مصدوم می‌شدی چه احساسی پیدا می‌کردی؟

حس بسیار بدی برایم به وجود می‌آمد. من هم مثل خیلی‌های دیگر که فوتبال بازی می‌کنند عاشق بازی کردن هستم و هر زمان که مصدوم می‌شدم اعصابم برای مدتی طولانی به هم می‌ریخت و نمی‌توانستم روی کارهایم تمرکز کنم. دیگر این مصدومیت‌ها برایم تبدیل به کابوس شده بود و هر زمان که مصدوم می‌شدم تا مدتی به هم ریخته بودم.

درست در زمان‌هایی که مصدوم می‌شدی شرایط خوبی را هم از دست می‌دادی، مثل جام جهانی 2006 آلمان؟!

بله، دقیقا همین‌طور است. فکر می‌کنم آغاز بدبیاری‌های من در ارتباط با مصدومیت‌ها همان سال بود که یکی دو ماه پیش از جام جهانی این کابوس سراغم آمد و جام جهانی را از دست دادم.

به چه مسائلی فکر می‌کردی؟

طبیعی است که هزاران آرزو برای خودم داشتم. بیش از هر چیز منتظر بازی کردن در جام جهانی بودم. جایی که همه دنیا ظرف یک ماه روی آن متمرکز می‌شوند و مسابقاتش را دنبال می‌کنند. جام جهانی می‌تواند برای هر فوتبالیستی سرآغاز زندگی تازه‌ای در مسیر ورزش باشد. گاهی از جام جهانی به لیگ‌های معتبر مسیرهای جدید باز می‌شود و گاهی برای یک فوتبالیست تبعات مثبت دیگری از جمله کسب تجربه برای دوران بعد از فوتبال مثل مربیگری دارد و من با تاسف بسیار در آستانه رسیدن به چنین شرایطی مصدوم شدم.

فکر می‌کنی اگر با تیم ملی بودی می‌شد از گروه‌‌مان صعود کنیم؟

هر اتفاقی ممکن است و البته هیچ چیز هم قابل پیش‌بینی نیست. اصلا مشخص نبود اگر من سالم بودم هم به میدان می‌رفتم اما در مورد گروه‌مان فکر می‌کنم کار صعودمان سخت به نظر می‌رسید و در نهایت هم همین شد. اما ما برابر آنگولا مستحق پیروزی بودیم و در مصاف با پرتغال هم تا حدی خودمان را دست‌کم گرفته بودیم، یا شاید حریف را خیلی دست بالا گرفته بودیم وگرنه ما در برخی دقایق خوب توانستیم تیم پرتغال را با آن همه ستاره تحت فشار قرار دهیم.

الان شرایط چطور است؟

الان هم شرایط خوبی در تیم ملی حاکم است و ملی‌پوشان در نهایت رفاقت و دوستی باهم کار می‌کنند.

آیا این به خاطر حضور کارلوس کرش در راس کادر فنی است؟

قطعا این‌گونه است، او یک مربی سطح بالاست که کار کردن با تعدادی جوان را به خوبی بلد است. او تجربیات زیاد و ارزنده‌ای دارد که باعث شده به این شکل در تیم ملی کار کند.

چون خارجی است؟

منظورتان چیست؟

یعنی این که همه باهم رفیق هستند و نیمکت‌نشینان حرف و حدیث و حاشیه نمی‌سازند و برعکس، خودشان هم نظرات را در زمین حمایت می‌کنند. آیا اگر سرمربی تیم ملی ایرانی بود چنین جوی به تیم ملی حاکم می‌شد یا باز هم بحث باند و باندبازی در تیم ملی به راه می‌افتاد؟

ببینید! در دوران سرمربیگری برانکو هم چنین مباحثی مطرح می‌شد و عده‌ای معتقد بودند که باندبازی در تیم ملی وجود دارد، اما به اعتقاد من دلیل مطرح نشدن این مسائل در زمان حضور کارلوس کرش این است که همه بازیکنان تیم ملی و کارشناسان و منتقدان از جایگاه و اعتبارات قبلی این سرمربی به خوبی مطلع هستند و می‌دانند حتی در تصورات‌شان هم چنین وصله‌هایی به کارلوس کرش نمی‌چسبد. او در منچستر یونایتد و رئال مادرید مربیگری کرده و با تمام مسائل ریز و درشت فوتبال در سطح بالای آن آشناست و سرمربیگری تیم ملی پرتغال را هم بر عهده داشته است. بنابراین چنین مربی‌ با این کارنامه برای خدشه‌دار نشدن کارنامه‌اش سراغ این مسائل (باندبازی)‌ نمی‌رود.

پس اولویت‌های او چیست؟

تا این حد با او صحبت نکرده‌ام که از ذهنیاتش اطلاع دقیق کسب کنم. رابطه من با کرش مثل سایر بچه‌ها به ساعات تمرین و مسابقه معطوف می‌شود ولی تا آنجا که از برنامه‌هایش دریافته‌ام او بیشتر از آن که به این مسائل توجه کند تاکتیک‌های تیم ملی را براساس نقاط ضعف و قوت حریفان طراحی می‌کند و حاضر است حتی بازیکنان خوبش را روی نیمکت بگذارد، اما بازی را ببرد. او به فرد توجه نمی‌کند و تمام تفکراتش براساس رعایت حقوق جمع است. دلخوری و ناراحتی یک نفر به هیچ وجه او را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد و بیش از همه به موفقیت تیم فکر می‌کند.

پس برای این است که کسی با او مخالف نیست؟

باید به همین خاطر باشد. چون حالا با انجام این همه بازی دست بچه‌ها آمده که او از تیم ملی چه می‌خواهد و عاشق چشم و ابروی فلان بازیکن نیست و با کسی خصومت شخصی ندارد.

رابطه‌اش با بچه‌ها چگونه است؟

خیلی صمیمی و مهربانانه است، مثل یک دوست با ما ارتباط برقرار می‌کند و خیلی خونگرم و باهوش است.

جایی از قولت خواندم که گفته بودی تازه پس از این همه سال فوتبال بازی کردن، معنی مربی داشتن را چشیده‌ای! منظورت کرش بود؟

بله، او کاملا حرفه‌ای و کامل است. در مورد مباحث فنی در هر یک از پست‌ها اطلاعات کافی دارد و ایرادهای بازیکنان را در همان نگاه اول تشخیص می‌دهد. با مدافعان مثل یک مربی دفاع‌ها و با سایر خطوط هم دقیقا به همین شکل کار می‌کند و بعد کارها را به دستیارانش می‌سپارد.

پس از قطعی شدن صعودتان به مرحله بعد، عده‌ای از منتقدان می‌گفتند که تیم ملی کار خاصی نکرده و طی سال‌های گذشته هم همیشه تا چنین مراحلی بالا می‌آمدیم. تا چه حد با این افراد موافق یا مخالف هستی؟

در این که اصل کار ما از این پس خواهد بود شکی نیست، اما در این که ما راحت توانستیم به دور بعدی صعود کنیم را نمی‌پذیرم، چون اولا ما هنوز یک بازی دیگر در پیش داریم و غیر از آن هم همه دیدند که تیم‌های آسیایی تا چه حد پیشرفت کرده‌اند.

جباری: کرش ایرادهای بازیکنان را در همان نگاه اول تشخیص می‌دهد با مدافعان مثل یک مربی دفاع‌ها و با سایر خطوط هم دقیقا به همین شکل کار می‌کند و بعد کارها را به دستیارانش می‌سپارد

ما در بحرین تا مرز شکست هم پیش رفتیم و در لحظات آخر مساوی گرفتیم. حالا تیم‌ها با امکانات عالی‌شان و اختیار کردن مربیان کاربلد مثل سابق رقبایی از پیش باخته نیستند و همین مساله باعث شده تا ما هم کار را جدی‌تر از همیشه بگیریم و با قدرت در مسابقات حاضر شویم.

آن دسته از افرادی که این صعود را آسان تلقی کرده‌اند جزو گروهی هستند که همیشه دوست دارند موفقیت‌های دیگران را زیرسوال ببرند و هیچ تصویر مثبتی در ذهنشان نقش نمی‌بندد.

فکر می‌کنی در مرحله بعد هم کارتان به شکل این مرحله باشد؟

قطعا این طور نیست. در این مرحله حریفان چندین پله برتر از رقبای دور قبل هستند و رقابت با آنها به هیچ وجه آسان نیست.

دلیل این همه فاصله میان سطح کیفی تیم‌های شرق آسیا و ایران در چیست؟

آینده‌نگری! آنها فقط به امروزشان نمی‌اندیشند. کاری که متاسفانه ما به آن عادت کرده‌ایم و قصد دست کشیدن از آن را هم نداریم. ژاپن و کره جنوبی با ایجاد ساختار در فوتبالشان به کل خودشان را از سطح آسیا جدا کرده‌اند یا بهتر است بگویم بیشتر کشورهای آسیایی سطح امکانات و دانش فوتبالشان را در حد استانداردهای جهانی بالا برده‌اند، اما ما در ایران همچنان دوران روزمرگی را سپری می‌کنیم و دنبال نتایج مقطعی و موقت هستیم. چیزی که نه فایده‌ای برای حالمان دارد، نه آینده‌مان. چون برای زمان حالمان باید منتظر اتفاقات باشیم و دلخوش به حوادث. در رابطه با آینده‌مان هم که اصلا همین یک مقدار امیدواری را هم نداریم.

راهکار چیست؟

من یک فوتبالیست هستم و کسانی می‌توانند در این زمینه راهکار ارائه دهند که دانش این مسائل را داشته باشند، اما آنچه به ذهن هر فردی می‌رسد در وهله نخست تجهیز هر چه بیشتر و بهتر ورزشگاه‌ها و احداث اماکن جدید ورزشی برای حضور هر چه پرتعدادتر علاقه‌مندان به ورزش در این قبیل مکان‌هاست.

همین؟

مسلما کسی که با چنین طرز تفکری اقدامات سازنده‌اش را شروع کند تفکرات مثبت بعدی را هم در ذهن داشته که چنین کارهایی را شروع کرده است، اما فعلا باید نشست و منتظر ماند تا شاید روزی روزگاری چنین تفکری پیدا شود.

تا چه حد به صعود ایران به جام جهانی امیدواری؟

ما باید واقع‌بین باشیم. به نظرم ما نمی‌توانیم به اندازه کشورهایی که برای رسیدن به جام جهانی از هیچ تلاشی دریغ نکرده‌اند امیدوار به صعود باشیم. چون بیشترین اتکای ما به سرمربی و بازیکنان تیم ملی‌مان است.

یعنی امکاناتمان ضعیف است؟

متاسفانه ما یک پرواز چارتر برای تیم ملی نداریم و بچه‌ها باید با نشستن در فرودگاه‌های مختلف منتظر رسیدن پرواز بعدی‌شان باشند و این نوع رسیدگی ضعیف نه‌تنها شان و شخصیت ملی‌پوشان را تحت تاثیر قرار می‌دهد بلکه اسباب فرسوده شدن بازیکنان را هم به وجود می‌آورد. با چنین شرایطی نباید توقع داشته باشیم که در تقابل با کشورهایی که حتی برای طرفداران تیم ملی‌شان هم پرواز چارتر می‌گیرند. همسطح باشیم.

گرچه با وجود تمام این کاستی‌ها، ملی‌پوشان همگی مصمم هستند که این بار هم جواز صعود به جام جهانی را کسب کنند.

منظورت این است که کار سختی را پیش رو داریم؟

قطعا منظورم این است، بزرگ‌ترین تکیه‌گاه ما انگیزه و غیرت ملی‌پوشان است. چیزی که حالا دیگر تمام ملی‌پوشان آسیایی دارای آن هستند با این تفاوت که آنها دارای امکانات فوق تصور هستند و در کنار تمام این مسائل آنها هم از مربیان طراز اول بهره‌مند هستند و خلاصه که کار خیلی سختی پیش رویمان است.

این همه واقع‌بینی، شما را دلسرد نمی‌کند؟

خیر. چون من هدفگذاری‌های خودم را دارم و اینچنین برای خودم برنامه‌ریزی کرده‌ام که محکوم به فعالیت در چنین شرایطی هستم و تا جایی که بتوانم در این شرایط کار خواهم کرد.

امیدت به چیست؟

به این که سرانجام روزی تمام این مشکلات برطرف شود.

حتی اگر به عمر فوتبالی تو نرسد؟

حتی اگر به عمر فوتبالی من نرسد. بالاخره پس از من هم مجتبی‌های دیگری هستند که می‌خواهند این راه را ادامه دهند، پس چه بهتر که لااقل وقتی به گذشته نگاه می‌کنند و ما را می‌بینند که در چه شرایطی کار می‌کردیم، قدر موقعیتشان را بدانند.

یعنی این دوران تمام خواهد شد؟

امیدوارم، کاری غیر از این نمی‌توان کرد.

از استقلال صحبت کن. چطور توانستی در این تیم تا این حد خوب کار کنی؟

اول لطف خدا بود و بعد هم شرایط خوبی که پس از جراحی سال گذشته‌ام پیدا کردم.

رابطه‌ات با مربی بدنساز استقلال چطور است؟

آقای مولایی را از سال‌ها پیش، وقتی در خدمت تیم ابومسلم خراسان بودم، می‌شناختم و حتی پس از جدا شدن از ابومسلم هم ارتباطم با او راحفظ کردم. در نهایت وقتی پیش از شروع فصل شنیدم که او هم به کادر فنی استقلال می‌پیوندد خیلی خوشحال شدم.

به صورت خصوصی هم با او کار می‌کنی؟

در این سال‌ها با ایشان کار می‌کردم و الان هم که تقریبا هر روز کنار هم هستیم و اگر تمرین اضافه بر سازمان لازم داشته باشم از ایشان کمک می‌گیرم.

همراهی چند تن از یاران قدیمی‌ات برایت تا چه حد مفید بود؟

خب مثلث من، آندو و خسرو حیدری در تیم‌های پایه استقلال هم به همین شکل امروزی بود و حالا که هر سه کنار هم هستیم از این بابت خیلی خوشحال هستم و فکر می‌کنم از همان هفته‌های اول و با چند جلسه تمرین توانستیم خیلی سریع به همان هماهنگی گذشته برسیم.

رمز موفقیت استقلال در چیست؟

فکر می‌کنم در این استقلال تقریبا همه چیز به درستی سر جای خودش قرار گرفته است. از مدیریت گرفته که توانست در فصل نقل و انتقالات نقاط ضعف تیم را به خوبی ترمیم کند تا بچه‌ها و کادر فنی. همه ارکان استقلال حرفه‌‌ای و آشنا با فوتبال هستند و این مساله نقش اصلی را در این موفقیت بازی کرده است.

با مظلومی و پورحیدری راحت هستی؟

هر دو این نفرات فنی و استقلالی هستند و به خوبی با چگونگی کارکردن در این تیم آشنا هستند و همین امر باعث شده تا آنها در برخورد با حاشیه‌ها بدرستی تصمیم‌گیری کنند و...

فکر نمی‌کنی پرمهره بودن استقلال تا حدی برای مظلومی مشکل‌ساز شده است؟

خیر، این مساله اگر برای نیمکت‌نشینان مشکل‌ساز نباشد برای سرمربی یک تیم فوتبال دغدغه‌ای شیرین است که دستش را باز می‌گذارد تا هر طور دلش خواست ترکیب تیمش را بچیند. فکر می‌کنم آقای مظلومی خیلی هم از این شرایط راضی است.

اما بعضا شاهد دلخوری برخی از نیمکت‌نشینان استقلال هستیم. این مساله برای او دردسرساز نیست؟

به هر حال این هم بخشی از هنر مربیگری است که آقای مظلومی هم بخوبی راه و روش مواجهه با ‌آن را می‌داند.

تا چه حد به اعتراض از روی نیمکت اعتقاد داری؟

من فقط به تمرینات و درخشش در آنها معتقدم، فکر می‌کنم اگر یک فوتبالیست کارش را در تمرینات درست انجام بدهد سرمربی‌اش را وادار می‌کند که او را انتخاب کند. اگر هم چنین نشد باید از اندک فرصت‌هایی که در اختیارش قرار می‌گیرد، نهایت استفاده را ببرد.

چه شد که این روزها خوب گل می‌زنی؟

من هر بار که آماده باشم گل هم می‌زنم.

این دو ارتباط مستقیم با هم دارند؟

بله، من هافبک نفوذی هستم و ضمن بازیسازی پشت محوطه جریمه حریفان آزاد هستم تا به درون محوطه هم ورود کرده و از فرصت‌ها استفاده کنم.

چطور در لحظات حساس سرت را بالا نگه می‌داری و قبل از ضربه، اول جلو را نگاه می‌کنی؟

بخشی از این حالت‌ها ذاتی و استعداد شخصی است و ربطی به تمرین کردن ندارد.

یعنی چون بیرون از فضای فوتبال هم خونسرد و آرام هستی می‌توانی در آن لحظات حساس که یک مدافع تعقیبت می‌کند راحت به اطراف نگاه کنی؟

دقیقا، چون همان‌طور که گفتم یکسری رفتارها اکتسابی نیستند و ذاتی‌اند. من در محیط زندگی شخصی‌ام هم فردی آرام هستم و پیش از پاسخ دادن به هر سوالی فکر می‌کنم. همین حالت‌‌ها به نحوه عملکردم درون زمین هم تعمیم داده می‌شود. گرچه به اصل تمرین هم خیلی اعتقاد دارم و مطمئن هستم با تمرین کردن می‌توان خیلی از عادت‌های غلط را کم یا حتی آنها را ترک کرد.

چطور این کار را می‌کنی؟

عادت کرده‌ام که قبل از انجام هر کاری اول به سرانجام آن فکر کنم و درون زمین هم پیش از پاس دادن یا ضربه‌زدن به سمت دروازه خیلی کوتاه، شاید در حد یک نگاه کوتاه به اطرافم نگاه می‌کنم و خب این مساله می‌تواند خیلی به من کمک کند تا در رسیدن به مقصودم موفق‌تر عمل کنم.

چه تمرینی برای این کار وجود دارد؟

بیشتر از تمرین فوتبالی، تمرینات ذهنی لازم است تا با فکری آسوده به مسابقه ورود کنید و بتوانید ضمن فوتبال بازی کردن از آن لذت هم ببرید و فقط صرف دویدن و شوت کردن وارد زمین نشوید. من که این تفکر را در زمین مسابقه با خودم همراه می‌کنم و پیش از هر چیز به لذت بردن از فوتبال می‌اندیشم.

رقبای اصلی استقلال برای تصاحب عنوان قهرمانی را کدام تیم‌ها می‌دانی؟

جباری: مثلث من، آندو و خسرو حیدری در تیم‌های پایه استقلال هم به همین شکل امروزی بود بنابراین از همان هفته‌های اول و با چند جلسه تمرین توانستیم خیلی سریع به همان هماهنگی گذشته برسیم

شرایط در نیم فصل دوم به کلی متفاوت می‌شود. تیم‌های لیگ برتری خیلی سخت امتیاز از دست می‌دهند و این مساله باعث خواهد شد که کار برای همه تیم‌ها از جمله استقلال هم سخت‌تر شود بنابراین نمی‌توان از حالا پیش‌بینی کرد. گرچه همین حالا هم تیم‌های صدر جدولی ثابت کرده‌اند که به قهرمانی فکر می‌کنند و قطعا هیچ تیمی هم در کارش دلسرد نخواهد شد.

کاهش سهمیه ایران در لیگ قهرمانان آسیا تا چه حد روی تو تاثیر داشت؟

تاثیر چندانی نداشت. چون به هر حال با این سطح توجه به فوتبال پیش‌بینی چنین روزهایی را کرده بودم و می‌دانستم بزودی چنین اتفاقاتی برای ما رخ خواهد داد. شما اگر بازی ما با ملوان در انزلی را دیده باشید به این مساله پی ‌خواهید برد که در ایران غیر از ورزشگاه آزادی هیچ زمین مطلوب دیگری وجود ندارد.

در واقع با چنین امکاناتی ما نباید هم سهمیه می‌گرفتیم. گفتم، ما همه تکیه‌مان به فوتبال و سطح تکنیکی و تاکتیکی تیم‌هایمان و یک مقدار هم روی تماشاگران‌مان است و با چنین تفکری همین دو سهمیه هم جای شکر دارد که از ایران کسر نشد.

حالا باید استقلال و ذوب‌آهن در پلی‌آف روزهای سختی را پیش رو داشته باشند؟

لطمه‌اش به بازیکنان و باشگاه‌ها می‌خورد.

شنیدی که برخی باشگاه‌ها صرف آن که تیم‌شان در لیگ قهرمانان حضور نداشته تجهیز ورزشگاه‌شان را بی‌مورد تلقی کرده‌اند و همین کم‌کاری‌ها باعث کاهش امتیازات ایران شده است؟

فوتبال ما با این طرز فکرها نه‌تنها پیشرفت نمی‌کند، بلکه پسرفت هم خواهد کرد. متاسفم که چنین مسائلی را می‌شنوم. فوتبال یک ورزش گروهی است و در فضای ادارای و بخش سخت‌افزاری آن هم می‌طلبد که تمام مسوولان ذی‌ربط در قبال این ورزش احساس مسوولیت داشته باشند. قطعا اگر امکانات یک ورزشگاه در سطح مطلوب و استاندارد باشد پیش از هر چیز شأن و شخصیت ورزشکاران آن باشگاه و آن شهر و استان برجسته خواهد شد.

برنامه‌ات برای آینده چیست؟

فعلا همه فکر و ذکرم به استقلال معطوف است و می‌خواهم با این تیم به عنوان قهرمانی لیگ برتر دست پیدا کنم. در کنار آن هم می‌خواهم این شانس را هم برای خودم حفظ کنم که در اردوهای تیم ملی حضوری مستمر داشته باشم و بتوانم در راه رسیدن به جام‌جهانی نقشی اندک داشته باشم. پس از آن هم اگر شد و شانس یارم بود در جام‌جهانی برزیل به میدان بروم.

به مربیگری هم فکر می‌کنی؟

این مساله هم جزو برنامه‌های آینده‌ام است و می‌خواهم برای صحیح رفتار کردن در مورد این کار بیشتر فکر کنم.

یعنی دوست نداری مربیگری کنی؟

چرا، اتفاقا دوست دارم، اما نمی‌خواهم به هر قیمتی مربی باشم. می‌خواهم با در نظر گرفتن تمام جوانب امر به این کار بپردازم که البته فکر می‌کنم هنوز یک مقدار برای پرداختن به این مساله زود است و من هنوز به فوتبال بازی کردن فکر می‌کنم. به همین واسطه نمی‌خواهم ذهنم را از یک موضوع به کار دیگری مشغول کنم.

در زندگی شخصی‌ات هم همین آرامش را داری؟

بله، من همواره به همین شکل هستم و تغییر چندانی نمی‌کنم.

حقیقت دارد که برای خودت دکتر تغذیه هم گرفته‌ای؟

بله، الان مدتی است که زیرنظر این دکتر، مواد غذایی مورد نیاز بدنم را می‌خورم.

جواب هم گرفته‌ای؟

صددرصد. طبق جدول‌بندی مشخصی برای ثابت نگهداشتن وزن بدنم غذا می‌خورم تا وزنم نه کاهش پیدا کند و نه افزایش زیادی داشته باشد. همچنین این شیوه کارم باعث شده تا توان جسمانی‌ام هم در بخش عضلانی بالاتر برود و جلوی تحلیل رفتن قوای عضلانی‌ام در طول یک مسابقه به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کند.

دلیل ایده‌آل‌گرا بودنت چیست؟

دلیل خاصی ندارد. چون چشم دارم و می‌بینم و گوش دارم و می‌شنوم که در محیط اطرافم چه اتفاقاتی می‌افتد و فوتبالیست‌های دیگر تیم‌های جهان از چه امکاناتی در محیط زندگی ورزشی‌شان برخوردار هستند که ما از حداقل‌های آنها هم برخوردار نیستیم. همین مساله را وقتی با شرایط خودم در ایران مقایسه می‌کنم متوجه کاستی‌‌های بزرگ و کوچک می‌شوم.

یعنی فقط تو هستی که آنها را می‌بینی؟

خیر، اما مطمئنا خیلی‌های دیگر راضی به مطرح کردن این کاستی‌ها نمی‌شوند، اما من احساس می‌کنم لااقل با بیان نقاط ضعف به برطرف شدن آنها کمک کرده‌ام...

حتی اگر اسباب ایجاد مشکل برای خودت فراهم شود؟

مطمئن باشید این مشکلات هم شیرین هستند، چون در نهایت همه متوجه می‌شوند که جباری حرفی بیراه را نگفته است و آن وقت است که با برطرف شدن نواقص پیش از جباری مسوولان فوتبال یا باشگاه منفعت آن را می‌برند و آن وقت ممنون من هم می‌شوند.

در این سال‌ها غیر از انتقادهای تندت از وضعیت نابسامان فوتبال باشگاهی و ملی در ایران هرگز حاشیه دیگری نداشته‌ای. دلیل این کم‌حاشیه یا بی‌حاشیه بودنت چیست؟

نمی‌دانم! من همواره سعی کرده‌ام فاصله میان خودم، هواداران، بازیکنان،‌ خبرنگاران و مربیان تیم‌هایم را حفظ کنم و نه خیلی از همه اینها دور شوم و نه خیلی نزدیک. همواره سعی کرده‌ام حد اعتدال را در مورد تمام وابستگان به فوتبال رعایت کنم و شاید همین مساله سبب شده است که نه خیلی پرحاشیه باشم و هر روز خبرم از یک نقطه تهران یا کشور به گوش برسد و نه فقط سالی یک‌بار اسمم در روزنامه‌ها دیده شود.

چه کسی این مسیر را پیش پایت گذاشت؟

پیش از هر چیزی خانواده نقش اساسی در شکل‌گیری شخصیت انسان بازی می‌کند و پس از آن هم سطح توقع انسان از خودش است. اگر شما برای شخصیت خودتان ارزش قائل باشید قطعا دست به کاری نمی‌زنید که بعدها تاوان آن را بپردازید و برعکس آن هم صدق می‌کند و اگر ببینید که جایی شخصیت حقیقی یا حقوقی‌‌تان در حال پایمال شدن است برابر کاستی‌ها و بی‌توجهی‌ها ایستادگی می‌کنید. به نظرم این‌گونه است که یک انسان برای خودش وجهه کسب می‌کند.

من هم با توجه به آموخته‌های خانوادگی‌ و آنچه برای خودم متناسب می‌دانستم همواره سعی کرده‌ام در اجتماع به گونه‌ای رفتار کنم که نه برای کسی مزاحمت داشته باشم و نه کسی این اجازه را به خودش بدهد که برای من ایجاد مزاحمت کند.

کار سختی است؟

شاید اولش سخت به نظر برسد، اما آنقدرها هم کار سختی نیست. فقط کمی اعتماد به نفس می‌خواهد و تفکر.

کتاب هم زیاد می‌خوانی؟

اگر فرصت پیش بیاید اهل مطالعه هم هستم.

حرف پایانی‌ات؟

از خانواده‌ام متشکرم که همواره در تمام مراحل زندگی همراه و پشتیبان من بوده‌اند، همچنین تمام مربیانم و هواداران فوتبال.

راستی این روزها طرفداران پرسپولیس که به آنها گل زده‌ای هم فوتبالت را ستایش می‌کنند.

همه پرسپولیسی‌ها و همه استقلالی‌ها و در کل همه مردم به من لطف دارند و این توجهات همه و همه مسوولیت من در قبال فوتبال ایران را سنگین‌تر می‌کند.

محمدرضا مدنی ‌-‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها