گزارش جام‌جم آنلاین از ماموریت "سینمای دفاع مقدس"

حکایت دوربین هایی که در قاب نیستند

اتنخاب فیلم نامه های کلیشه ای، استفاده از سکانس های کم هزینه و شعاری درآمدن خروجی اغلب کارها، موجب شده است که هم اکنون "سینمای دفاع مقدس" نتواند به عنوان حاملی امین برای انتقال ارزش های جهاد فی سبیل الله لقب گیرد. گرچه "ژانر جنگ" تنها به سینمای کشور ما اختصاص ندارد و در گوشه و کنار جهان، فیلم های حماسی در وصف قهرمانان جبهه های نبرد ساخته می شود، اما مقایسه سینمای دفاع مقدس با سایر نمونه های مشابه جهانی،‌ قیاسی مع الفارق است.
کد خبر: ۴۴۲۸۹۶

به واقع سینمای دفاع مقدس را نمی توان یک ژانر جنگی صرف نامید زیرا مفاهیم عمیقی که در خاکریزهای سربازان ایرانی موج می زد، اساسا در حد درک کمپانی های فیلم سازی در دنیای غرب نیست.

با نقدی اجمالی به فیلم "نجات سرباز رایان" به عنوان یکی از مشهورترین و پر خرج ترین فیلم های ژانر جنگ در جهان، تفاوت سینمای دفاع مقدس با ساخته های هالیودی بارزتر می شود.

قهرمان این فیلم با بازی مت دمون که به عنوان سرباز به جبهه ها راهی شده است، ‌در طول داستان از روابط جنسی نامشروع اعضای خانواده اش سخن می گوید و حتی به آن افتخارمی کند اما سرباز ایرانی با قرآنی در جیب و پوتینی پاره در زیر آتش توپخانه دشمن، به اقامه نماز می ایستاد!

بنابراین طبیعی است که وظیفه فیلم ساز ایرانی نسبت به روایت مضامین عرفانی دفاع مقدس، بسیار سنگین تر از وظایف یک فیلم ساز غربی است که تنها به سود فروش فیلم و نمایش جذاب تر صحنه های اکشن فکر می کند.

از سوی دیگر، متاسفانه نفس انسان با نسیان درآمیخته است و به همین خاطر سینما موظف است به عنوان یک ابزار هنری ارزشمند، ارزش های متعالی دفاع مقدس را زنده نگه دارد.

مستند "روایت فتح" را می توان از جمله موفق ترین تولیدات حوزه دفاع مقدس نامید. شهید سید مرتضی آوینی با روایتی حقیقی و برگرفته از دل سنگرها، از شیرینی جان عبور می کند تا عظمت کارخدایی سربازان ایرانی را به رخ جهانیان بکشاند.

"اگر جنگ ما نیز در زمره جنگ‏هایى بود که در این چند قرن اخیر در کره زمین رخ داده است، بنده خود از نخستین کسانى بودم که در مخالفت با جنگ فیلم مى‏ساختم."

این جملات از شهید اهل قلم، به وضوح نشان می دهد که نوع نگاه این فیلم ساز نسبت به "‍ ژانر جنگ" تا چه میزان با دید غالب فیلم سازان غربی فاصله دارد.

از دیگر آثار موفق و شهیر در حوزه فیلم دفاع مقدس می توان به ساخته های متعدد ابراهیم حاتمی کیا اشاره کرد.
گرچه در ظاهر، خشونت وعشق در تضاد مفهومی با یکدیگر قرار گرفته اند اما این فیلم ساز سنگر دیده، تلاش می کند که  سنتزی روحانی از تضاد بین خشونت جنگ و عشق به آرمان ها بیافریند.

"اگر جنگ نبود فکر نمی کردم به سینما می آمدم. سینما برای من جوری رسالت و وظیفه بود. زحمتی که باید بکشم، باری را سبک کنم و این دلایل هنوز ادامه دارد. من هنر را برای هنر نمی دانم! "

آژانس شیشه ای، بوی پیرآهن یوسف، از کرخه تا راین و به نام پدر، در زمره ی پر رنگ ترین ساخته های این فیلم ساز است که حکایتی داستان گونه از دفاع مقدس را رونمایی می کند.

با وجود آثار قابل تاملی که می توان در آرشیو سینمای دفاع مقدس جستجو کرد اما حقیقت امر این است که این سینما همچنان با انعکاس ارزش های پرغرور جنگ تحمیلی، فاصله دارد.

اتنخاب فیلم نامه های کلیشه ای، استفاده از سکانس های کم هزینه و شعاری درآمدن خروجی اغلب کارها، موجب شده است که هم اکنون "سینمای دفاع مقدس" نتواند به عنوان حاملی امین برای انتقال ارزش های جهاد فی سبیل الله لقب گیرد.

شوربختانه به سمتی گام برداشته ایم که برای جذب مخاطب بیشتر، به لودگی و سخره گرفتن فضای معنوی جنگ در آثار سینمایی متوسل شده ایم تا شاید مخاطب از دریچه خندیدن و خوش گذرانی هم که شده، نیم نگاهی به فیلم های دفاع مقدس بیندازد.

حتی گاه ‌درروایت قصه های جنگ به حدی از اضطرار رسیده ایم که دفاع مقدس را در حاشیه یک داستان اصلی جاسازی می کنیم تا از این رهگذر، نیم نگاه مخاطب به سمت و سوی جبهه ها کشانده شود.

در حالی که باید قضیه کاملا برعکس باشد و اساسا در شان "سینمای دفاع مقدس" نیست که حاشیه ای بر متن باشد و اگر امروزه به چنین ورطه ای گرفتار شده ایم، مطمئنا مشکل از ماهیت آسمانی سنگرها  نیست بلکه مشکل را باید در پرداخت ضعیف فیلم های زمینی ساخته شده در این حوزه جستجو کرد.

مشکل موازی کاری در مدیریت "سینمای دفاع مقدس" نیز که دیگر برای سینماگران سخت کوش این حوزه تازگی ندارد.
انجمن سینمای دفاع مقدس، وزارت فرهنگ، ‌بنیاد سینمایی فارابی و حتی گاه استانداری ها و شهرداری ها هم در روند تولید این مجموعه ها، نظارت و گاه دخالت می کنند.

 امیر حسین شریفی،‌ تهیه کننده سینما در این باره انتقاد جالبی دارد و معتقد است: اگر سینمای دفاع مقدس، متولی ثابتی داشته باشد؛ هر نهاد و سازمانی که قرار است خدماتی را انجام دهد، درخواست مطالعه فیلمنامه را نخواهد کرد!

در هر حال، این روزها سینمای دفاع مقدس، اگر نگوییم به احتضار که به بیماری تکرار مبتلا شده است.

واقعا باید واکاوی کرد چرا در شرایطی که یک سینماگر کره ای می تواند یک شخصیت داستانی مثل "جومونگ " را به یک قهرمان افسانه ای برای ملت ما مبدل کند اما سینمای ما حتی نمی تواند قهرمانان واقعی و شهدای قدوسی اش را به  تماشاگران وطنی اش معرفی کند!

امین جلالوند – خبرنگار جام جم آنلاین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها