کارگاه

پس سخن کوتاه باید والسلام

یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که در اکثر شعرها، نامه‌ها و آثاری که به صفحه شعر جوان می‌رسد، وجود دارد اطناب و زیاده‌گویی است که همواره در آثار نوقلمان و نوپایان راه شعر و هنر دیده می‌شود. این در حالی است که ایجاز و بیان حداکثر مفاهیم بااستفاده از حداقل واژه‌ها یکی از ویژگی‌های شعر و مهارت‌ها و لیاقت‌های شاعر است.
کد خبر: ۴۴۲۴۵۸

تکرار مکررات به پیکره معنایی و درونی شعر لطمه می‌زند و آن را از جذابیت و دلنشینی دور می‌کند. گویا ویلیام فاکنر، نویسنده صاحب‌نام آمریکایی بود که گفت سرودن شعر مثل جا دادن همه انجیل است در یک انگشتانه. او با به کار بردن عنوان کتاب مقدس مسیحیان عالم «انجیل» به نوعی بر قداست شعر و بر علو مقام شاعر انگشت گذاشته و در عین حال هنر جدیدی برای سراینده در نظر گرفته و آن استفاده از کوچک‌ترین ظرف برای بزرگ‌ترین مفهوم است.

الوین بروکس وایت نظریه‌پرداز ادبی مغرب زمین در مقاله‌ای می‌نویسد: نزاع من‌ ـ اگر نزاعی باشد ـ با شاعران این نیست که سخنشان گنگ است، بلکه آن است که خیلی پرکارند. پرکاری زیاد در یک شاعر مثل نابلد بودن یک کتابدار است که هزاران کتاب در اطراف خود دارد اما نمی‌داند چگونه آنها را مورد بهره‌برداری مراجعین قرار دهد.

بگذارید یک سوال طرح کنم؛ به نظر شما چرا در ادبیات منظوم کشورمان با این همه مفردات یا تک‌بیت‌ها و حتی مصرع‌های زیبا و پرمفهوم و دلنشین مواجهیم؟ برای این که شاعر جان کلام و لب مقصد و مقصود خود را در همان (فرد = بیت)‌ یا مصرع بیان کرده است و شگفتا که ذوق عمومی ملت همان یک بیت یا مصرع را جذب کرده و با جان خود پیوند داده است. من بارها شده که با یک بیت زیبا و دلنشینی مواجه شده‌ام و وقتی که آن را در دیوان سراینده‌اش پیدا کرده‌ و بخوبی دیده‌‌ام که ابیات پس و پیش آن چنگی به دل نمی‌زند و همان یک بیت یا حتی یک مصراع است که قابلیت مانایی و الفت با مردم را داشته است. به عنوان مثال فردوسی در آغاز شاهنامه بزرگ خود در ستایش خدا می‌گوید:

به نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه برنگذرد

با استفاده از 2 واژه بسیار مهم «جان» و «خرد» عظمت خلقت و ارزش‌های والای انسانی را نیز می‌ستاید و با افزودن مصرع دوم، کزین برتر اندیشه بر نگذرد تنها در چند کلمه و با اذعان به نارسایی اندیشه انسانی برای ستایش بزرگی‌های خدا به رساترین شیوه، این مهم را انجام داده است.

شاعر با مخاطب خود دوست می‌شود، انیس و جلیس می‌شود. نوعی فهم متقابل و شعور درک مشترک بین آنها به وجود می‌آید. وقتی می‌گوید: تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل یا پس سخن کوتاه باید والسلام، این حقیقت تجلی می‌یابد که قسمتی از بار درک ادبی و شعری به عهده خواننده یا شنونده قرار می‌گیرد. شاعران جوان باید توجه داشته باشند که شعر بگویند اما کارخانه تولید شعر راه نیندازند. همیشه برای شعر گفتن آماده باشید، سینه، ذهن و جانتان مثل دفتر سفید یادداشتی باشد که همه برنامه‌ها یا کارهای انجام شده و انجام نشده خود را در آن می‌نویسید. از کنار هیچ شیء یا حسی بی‌اعتنا نگذرید. همه چیزمی‌تواند جزئی باشد از کلی که منجر به سرایش یک شعر خواهد شد. همیشه به طور بالقوه در حال سرایش باشید، اما آنگاه واقعا شعر بسرایید که هیچ راه دیگری برای گفتن و نوشتن ندارید.

سید محمود سجادی / شاعر و منتقد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها