با محراب قاسم‌خانی به بهانه سفرهای متعددش‌

از جاده‌های شمال بیزارم

محراب قاسم‌خانی را بیشتر به‌واسطه متن‌های طنزی که نوشته‌ است،‌ می‌شناسید. او در این زمینه بشدت آدم خلاقی است. از کارهایش می‌توان به مجموعه‌های پاورچین، شب‌های برره، ساختمان پزشکان و... اشاره کرد. قاسم‌خانی خیلی زیاد اهل سفر است و بیشتر از همه به سفرهای خارجی علاقه‌مند است و به قول خودش تا پولی به دستش می‌آید به سفر می‌رود. به هر حال با او به بهانه سفرهایش به گفت‌وگو نشستیم.
کد خبر: ۴۴۲۱۳۷

بهتر است با این سوال شروع کنیم که اساسا چقدر اهل سفر رفتن هستید؟

اگر بخواهم درست و دقیق پاسخ سوالاتان را بدهم، باید بگویم که من هر چه پول درمی‌آورم برای رفتن به سفر خرج می‌کنم و برای همین پس‌انداز خوبی ندارم.

چه چیز سفر برایتان جذاب است؟

دیدن مکان‌های تاریخی و تازه را بسیار دوست دارم و همین‌طور آشنا شدن با فرهنگ‌های مختلف برایم جذاب است. البته کلا به لحاظ رفت و آمد آدم تنبلی هستم و در تهران بیشتر کارهایم را در خانه‌ انجام می‌دهم و فقط گاهی پسرم را به پارک می‌برم، چون از شلوغی بیزارم، اما سفر رفتن برایم شوق دیگری دارد.

از اولین سفر‌هایتان برایمان بگویید.

احتمالا در زمان کودکی بوده است. در آن موقع ما بیشتر شمال می‌رفتیم، چون یکی از دایی‌هایم در نوشهر زندگی می‌کند و اکثر خانواده و فامیل در آنجا دور هم جمع می‌شویم. بعد از شمال هم به مشهد زیاد سفر می‌کردیم و همین طور اردبیل که اصالت ما به آنجا برمی‌گردد. شیراز، اصفهان، یزد و... را هم دیده‌ام.

وقتی به سفر می‌روید، دیدن کدام مکان‌ها برایتان در اولویت‌ است؟

قطعا جاهای تاریخی و فرهنگی، البته غذا هم خیلی برایم مهم است، چون آدم شکمویی هستم و غذا خوردن را بسیار دوست دارم. بخصوص این که دوست دارم غذاهای محلی را حتما امتحان کنم.

جاده و رانندگی چقدر برایتان شیرین است؟

اصلا شیرین نیست، چون هم رانندگی را دوست ندارم و هم جاده را، برای همین بیشتر با هواپیما به سفر می‌روم، البته اگر سقوط نکند! مثلا من برعکس خیلی‌ها که عاشق جاده شمال هستند از این جاده بیزارم، چون همیشه یا سرم گیج رفته یا حالم بد شده است. برای همین حس خاصی به جاده و رانندگی در آن ندارم.

به غیر از ایران، کدام کشورها را از نزدیک دیده‌اید؟

من سفرهایی به هند، مسکو، مالزی، دبی، ترکیه، فرانسه و... داشته‌ام. از بین این کشورها هند را بسیار دوست دارم.

چرا؟

چون فرهنگ و تمدن خاصی دارد. کشور کثیفی است. مردم آنجا بسیار فقیر هستند ولی در عین‌حال شادند. هند افراد زاغه‌نشین زیاد دارد، اما از این بابت اصلا ناراحت نیستند. وقتی برای اولین بار به هند سفر کردم احساس کردم به یک سیاره دیگر آمده‌ام. مثلا در همه جای دنیا آدم‌ها در سینما ساکت هستند، ولی در آنجا مثل این می‌ماند که به یک مهمانی آمده‌اند، وسط فیلم همه بلند‌بلند با هم حرف می‌زنند و وقتی هم صحنه موسیقی پخش می‌شود همه دست می‌زنند. به‌نظرم آنها واقعا زندگی‌شان را می‌کنند. به هر حال هند پر از آدم‌های عجیب و غریب است.

شنیده‌ام که زندگی هند بسیار ارزان است، درست است؟

بله. اگر کسی بخواهد به این کشور سفر کند حتی هزینه‌اش از کیش هم ارزان‌تر می‌شود. قیمت یک شلوار 2000 تومان است و آنقدر همه چیز در آنجا ارزان است که هر چقدر هم خرید کنید باز با یک عالمه پول برمی‌گردید.

حالا غذایشان واقعا تند و غیرقابل خوردن است؟

بله. غذایشان تند است و البته بسیار خوشمزه. پلوهایشان مثل خودمان چرب و پر از ادویه است. از غذاهای معروفشان هم می‌توانم به شاهی قورمه و دال عدسی اشاره کنم.

هندی‌ها را چطور معرفی می‌کنید؟

شاد و در عین حال فقیر.

بعد از هند کجا را دوست دارید؟

دبی و مالزی. به نظرم دبی مثل یک شهر بازی بزرگ است. همه چیز رنگارنگ و زیباست. مالزی هم کشوری است که برای سلایق مختلف خوب است. در آنجا همه چیز وجود دارد. از مکان‌های تاریخی گرفته تا پاساژهای مدرن و گرانقیمت البته تایلند هم خوب است. آنجا باغ‌وحش‌های بزرگ و طبیعت فوق‌العاده‌ای دارد.

در سفر چه چیزهایی برایتان مهم است؟

من سینما را خیلی دوست دارم و اساسا فیلم دیدن را. برای همین به کشورهایی که سینما ندارند نمی‌روم.

شما پاریس را هم از نزدک دیده‌اید. این کشور واقعا یک کشور رویایی است؟

بله. البته چون من در این سفر تنها بودم، خیلی به من خوش نگذشت، اما با این حال خیابان شانزلیزه و برج ایفل بسیار زیبا بودند و جالب است بدانید قیمت یک قهوه در خیابان شانزلیزه بسیار ارزان‌تر از یک استکان قهوه در تهران بود.

موزه لوور را هم دیدید؟

بله. من چون خودم در دانشگاه نقاشی خوانده‌ام بسیار از دیدن تابلوهای لوور شاد شدم بخصوص وقتی نقاشی‌های میکل آنژ را دیدم. جالب است بدانید غرفه ایران در آنجا بسیار شلوغ بود و من از این بابت بسیار خوشحال شدم، چون آثار تاریخی ما در آنجا محفوظ است و از این طریق خیلی از آدم‌های دنیا با آثار تاریخی ایران نیز آشنا می‌شوند. متاسفانه ما ایرانی‌ها ارزش آثار تاریخی‌مان را کمتر می‌دانیم.

معلوم است دل پردردی از این نظر دارید؟

بله، چون ما به لحاظ جذب توریست بسیار ضعیف هستیم. مثلا در تخت‌جمشید توریست‌ها برای رفتن به یک دستشویی تمیز مشکل دارند یا خود من وقتی برای دیدن آتشکده به یزد رفتم حدود 2 ساعت گم شدم چون نه راهنمایی بود و نه تابلویی و وقتی هم به آنجا رسیدم حتی یک قوطی آب پیدا نمی‌شد و مردم برای رفتن به دستشویی مشکل داشتند. ضمن این که هزینه هتل در یزد بسیار گران بود! هتلی که من در یزد رفتم حتی اینترنت نداشت و صبحانه‌اش بسیار بی‌کیفیت‌تر از صبحانه معمولی در خانه بود. به هر حال ما داریم راه را غلط می‌رویم و با این روش به هیچ جا نخواهیم رسید.

وقتی به سفر می‌روید برای خودتان بیشتر چه چیزی می‌خرید؟

من بیشتر دنبال خریدن فیلم‌های روز دنیا هستم و بعد از آن خریدن اسباب‌بازی را بسیار دوست دارم.

تعریف سفر....

به قول معروف سال‌ها سفر باید تا پخته شود خامی.

محبوبه ریاستی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها