محمد ابراهیم طاهریان، سفیر سابق ایران در افغانستان در گفت‌وگو با جام جم تاکید کرد:

تقویت تندروها، نتیجه اجلاس‌های افغانستان

کنفرانس استانبول مقدمه‌ای برای کنفرانس بن دوم بود که قرار است در آلمان برگزار شود. کنفرانس بن آذرماه و با حضور بیش از 90 وزیر خارجه دنیا برگزار خواهد شد تا موضوع امنیت و توسعه افغانستان را مورد بررسی قرار دهد. برای بررسی بیشتر چگونگی برگزاری، نتایج احتمالی و نقش مهم کنفرانس بن دوم در آینده افغانستان با محمد ابراهیم طاهریان سفیر پیشین کشورمان در افغانستان گفت‌وگو کرده‌‌ایم.
کد خبر: ۴۴۱۷۷۸

با توجه به اجلاس سه جانبه ترکیه، افغانستان و پاکستان و همچنین اجلاس منطقه‌ای استانبول به طور کلی این اجلاس‌ها چه تاثیری بر وضعیت کنونی افغانستان دارند؟

برخی از کارشناسان معتقدند که جمع چنین اجلاس‌هایی تاکنون صفر بوده است و در طول 10 سال گذشته این اجلاس‌ها به نسبت فراوان، در سطوح مختلفی، در محل‌های گوناگون و اشکال مختلفی برگزار شده، اما اتفاق خاصی در مورد افغانستان رخ نداده است. اجلاس سه‌جانبه اسلام‌آباد، کابل و آنکارا برای ششمین بار برگزار شد و در 5 بار گذشته نیز نتیجه خاصی از آن به دست نیامده است.

یعنی اجلاس‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای درباره موضوع افغانستان در 10 سال گذشته بارها بدون نتیجه تکرار شده است. بر این اساس باید گفت راهکار مسائل افغانستان در افغانستان و در چارچوب قانون اساسی این کشور است نه در جایی دیگر. بنابراین به نظر نمی‌رسد که با این اجلاس‌ها اتفاق خاصی روی دهد و شیب تحولات افغانستان را تغییر دهد، چرا که راهکارها، راهکارهای غلطی برای مشکلات پیچیده افغانستان است.

نقش ترکیه در این میان چیست؟

به نظر می‌رسد ترکیه در جایگاه درستی برای رسیدگی به معضلات افغانستان نباشد. ترکیه هم به لحاظ جغرافیایی و سیاسی این ظرفیت را ندارد. مسائل افغانستان باید داخل افغانستان حل گردد. با این حال اگر بنا به هر علتی قرار است که از ظرفیت‌های منطقه‌ای استفاده شود همسایگان افغانستان در اولویت خواهند بود نه ترکیه. لذا به نظر می‌رسد ترکیه توانایی لازم را برای ارائه راهکاری در موضوع تحولات افغانستان ندارد. از این رو آنچه در گذشته اتفاق افتاده (اجلاس‌هایی با میزبانی ترکیه) در همین راستا ارزیابی می‌شود.

از نگاه غرب و ناتو مهم‌ترین اهداف برگزاری نشست دوم بن درباره افغانستان شامل چه مواردی است؟

در شرایط کنونی سه اتفاق در افغانستان در حال وقوع است. نخست اجلاسی که اخیرا در استانبول برگزار شد. نشست دیگر، نشست لویی جرگه در کابل است که اخیرا برگزار شد. خروجی این دو نشست هم قرار است در کنفرانس دوم بن آلمان مورد تایید جامعه بین‌المللی قرار گیرد. برخی از کارشناسان بر این نظرند که از آنجا که خروجی دو نشست برگزار شده در استانبول و نشست لویی جرگه در افغانستان مشخص نیست، در کنفرانس دوم بن هم در مورد افغانستان اتفاق خاصی روی نمی‌دهد. هر چند ممکن است کشورهای فرامنطقه‌ای در افغانستان و ناتو به دنبال تعریف جدیدی از اهداف خود در افغانستان باشند و استراتژی آبرومندانه‌تری را برای خروج از افغانستان ارائه دهند.

ارزیابی دیگری که وجود دارد این است که آنچه پیش از آن و در طول سال‌های گذشته رخ داده بیانگر این است که هر نشستی که در مورد افغانستان برگزار شده است خروجی آن تقویت جریان افراط‌گرا بوده است. از این رو اگر هم دو نشست استانبول، نشست کابل و همچنین نشست دوم بن به روال گذشته باشد این نگرانی وجود دارد که شرایط جدید یک بار دیگر به تقویت جریان افراط در افغانستان کمک کند.

دولت افغانستان اعلام کرده است تلاش دارد بن کنفرانسی نمایشی نباشد بلکه تصمیم‌های آن جنبه عملی به خود بگیرد. به نظر شما نگاه کنونی دولت کرزای به کنفرانس دوم بن چیست؟

به نظر می‌رسد رئیس دولت در افغانستان مطالبی را که اعلام می‌کند تا عمل فاصله بسیاری دارد. هنوز قوه مجریه در افغانستان قادر نشده است مشکلات خود را با قوه مقننه حل کند بنابراین اگر دولت به دنبال آن است که مسائل افغانستان حل شود باید به دنبال راهکاری در داخل افغانستان و در چارچوب قانون اساسی بگردد.

با توجه به این‌که به نظر نمی‌رسد هدف کابل استفاده از ظرفیت‌های داخلی باشد، در شرایط فعلی نباید انتظار داشت که همچون نشست‌های قبلی (چه دوجانبه چه در قالب بین‌المللی و چندجانبه) مشکلی حل شود، چرا که اکنون شرایط افغانستان پیچیده‌تر شده و برهان‌الدین ربانی رئیس شورای عالی صلح هم جان خود را به خاطر عدم صداقت و فعال نبودن جدی حاکمیت بر سر صلح گذاشته است. یعنی شرایط کنونی افغانستان به مراتب پیچیده‌تر شده و راهکار خاصی نیز برای اجلاس بن پیشنهاد نشده است تا بتواند تحولی را ایجاد کند.

با توجه به وجود برخی گمانه‌زنی‌ها از حضور احتمالی طالبان در نشست بن به عنوان یکی از طرف‌های گفت‌وگو صحبت می‌شود، موضعگیری و نقش طالبان و حزب اسلامی حکمتیار را در این اجلاس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

امروزه جریان افراط در افغانستان به شرایطی دست یافته که به نوعی قاعده بازی را تعیین می‌کند. یعنی به هر میزانی که از طرف حاکمیت و دولت افغانستان برای صلح و گفت‌وگو، تمنا و درخواست صورت می‌گیرد، در مقابل موضع جریان افراط آن را رد می‌کند. اگر در اجلاس‌هایی همانند بن امتیازهایی بیشتر از گذشته به جریان افراط بدهند و این جریان را به اجلاس دوم بن دعوت کنند باید از دعوت‌کنندگان پرسید که آیا اصول جریان افراط نسبت به گذشته تغییر کرده است؟ آیا نگاه آنان به حکومت و دکترین آنها عوض شده است؟ به‌نظر می‌رسد که جواب این پرسش‌ها نه باشد. بنابراین اگر جریان افراط به اجلاس دوم بن دعوت شود، چنین اتفاقی به معنی واگذاری امتیازاتی بیش از گذشته به این جریان خواهد بود و قطعا نیز با توجه به وقایع گذشته با امتیاز دادن به جریان افراط کمکی به حل مسائل افغانستان نمی‌شود.

نقش کشورهای همسایه افغانستان در کنفرانس دوم بن را چگونه تحلیل می‌کنید؟

اصولا راهکار افغانستان را در درجه اول باید در درون جامعه افغانستان جستجو کرد. بعد هم در درجه دوم از پتانسیل‌های منطقه‌ای بهره گرفت. اگر در یک دهه گذشته از جمع ظرفیت‌های منطقه‌ای و داخلی افغانستان روند ملت‌سازی و دولت‌سازی صورت می‌گرفت، جامعه بین‌الملل و کشورهای فرامنطقه (که از ظرفیت‌های نظامی و غیرنظامی در افغانستان برخوردار هستند) نیز به تعهدات خود عمل می‌کردند، ما شاهد وضعیت کنونی این کشور نبودیم. باید پذیرفت بیشترین توجهی که به حل مسائل افغانستان شد شاید در درجه اول از طرف جمهوری اسلامی ایران بوده است، اما در مقابل بسیاری از کشورها نقش بارزی در بازسازی افغانستان ایفا نکردند.

افغانستان ظرفیت‌های فراوانی دارد، اما به نظر می‌رسد همان‌گونه که در ده سال گذشته این ظرفیت‌ها نادیده گرفته شده و حضور کشور‌های فرامنطقه‌ای باعث پیچیده‌تر شدن اوضاع شده است بنا نیست از این ظرفیت‌های منطقه‌ای استفاده شود.

یعنی اکنون کشورهای فرامنطقه‌ای به این جمع‌بندی رسیده‌اند که استفاده از این ظرفیت‌های منطقه‌ای در اجلاس بن مدنظر نباشد.

با نظر به انتقال مسوولیت امنیتی به نیروهای افغان تا پایان ۲۰۱۴ میلادی این نشست چه تاثیری در روند بومی‌سازی امنیت در افغانستان خواهد داشت؟

کارشناسان بر این نظرند که آنچه از اجلاس چندجانبه و استانبول بدست آمد این است که گذشته چراغ راه آینده است. آنها نگران این موضوع هستند که نشست‌های قبلی و اجلاس‌هایی مانند لندن و کابل عملا باعث تقویت و ارتقای جایگاه جریان افراط شد، زیرا اگر به مساله بحث و گفت‌وگو با جریان افراط توجه کنیم در کنفرانس لندن این امر مشروعیت بین‌المللی پیدا کرد و عملا باعث ارتقای این جریان شد. حال این نگرانی وجود دارد که خروجی تمام اجلاس‌های پیش رو باعث تداوم جنگ در این کشور شود.

به نظر شما پیامدهای اقتصادی این نشست‌ها چیست؟

افغانستان پس از تشکیل دولت انتقالی با دو مشکل عمده روبه‌رو بوده است؛ نخست عدم شفافیت در رفتار نهادهای دولت و همچنین ناکامی آن و دوم عمل نکردن جامعه بین‌الملل به تعهدات خود در بازسازی افغانستان. یعنی امنیت و توسعه دو موضوع به هم پیوسته در افغانستان است و باید گفت در خوشبینانه‌ترین حالت هم جامعه بین‌الملل بیشترین توجه خود را به موضوع امنیت معطوف کرده و به بحث توسعه توجهی نخواهد کرد. بنابراین با توجه به این‌که به یک بال مهم (به ظرفیت‌های توسعه در کشور) توجهی نمی‌شود عملکرد جامعه بین‌الملل هم موفق نخواهد بود. اگر در هر اجلاس و راهکاری توسعه و امنیت با هم دیده نشود نتیجه همان خواهد بود که در ده سال گذشته در افغانستان شاهد آن بوده‌ایم. زیرا موضوع امنیت و توسعه از هم جدا نیستند.

در وضعیت کنونی شواهدی نیست که نشان دهد کارایی و شفافیت در دولت افغانستان بالا رفته باشد یا شرایط تغییرکرده باشد، چرا که عناصری که در سال‌های گذشته نقش داشته‌اند تقریبا هم اکنون نیز بر سر کار هستند.

بنابراین برای امیدواری راه سختی پیش روست و در درجه اول بن باید راه خود را در داخل افغانستان جستجو کند و در درجه بعد توجه به دو عنصر توسعه و امنیت را در کنار هم مدنظر قرار دهد.

علی رمضانی / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها