در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارلو آنچلوتی ایتالیایی که به ارمغان آورنده آن موفقیت بود، مدتی است که از استمفوردبریج رفته و 6 ماه است که آندره ویاس بواش پرتغالی جانشین او شده است.
خیلیها دوست دارند او به رغم جوانی مفرط (34 سال) همان کاری را در چلسی انجام بدهد که هموطن معروفتر وی خوزه مورینیو شش ، هفت سال پیش در لندن صورت داد و به محض آمدن به استمفوردبریج کاری را کرد که 50 سال بود انجام نشده بود.
با هدایت «آقای خاص»، چلسی نه یک بار بلکه دو مرتبه متوالی قهرمان لیگ برتر انگلیس شد و در رتبه نخست آماری را به لحاظ جمعآوری امتیاز (95 پوئن) و تعداد اندک گلهای خورده به جا گذاشت که بعد از او هرگز تکرار نشده و بعید است که به این زودیها از نو ثبت شود.
به سبب همان دستاوردهای بزرگ طی مدتی نهچندان زیاد (فتح پنج جام در سه سال و سه ماه) است که مورینیو هنوز در استمفوردبریج یک بت است و کارلتو با این که در فصل 2010 ـ 2009 به Double یعنی فتح توامان لیگ و جام حذفی انگلیس نایل آمد و از این نظر از آقای خاص هم فراتر رفت اما به اعتراف خود وی، او همیشه زیر سایه مورینیو میزیست و هرگز نتوانست به گرد پای او هم به لحاظ اعتبار و محبوبیت نزد هواداران چلسی برسد.
بسیار شدیدتر و سختتر
اینک ویاس بواش که چلسی تحت هدایت او در 10 هفته نخست از فصل جاری لیگ برتر انگلیس 2 شکست را متحمل شد و با وجود این کاملا در نزدیکی دو «بزرگ» شهر منچستر در جدول ردهبندی مانده است، میگوید: قهرمانی در لیگ انگلیس در شرایط کنونی بسیار سختتر از زمان مورینیو است.
او میافزاید که قصدش کاستن از ارزش دستاوردهای سلف و هموطن خود نیست، اما به گمان وی رقابت در صدر جدول این لیگ در حال حاضر بسیار شدیدتر و نزدیکتر از زمان مورینیو است.
ویاس بواش که فصل پیش با فتح لیگ اروپا (جام یوفای سابق) برای پورتو به جوانترین مربی فاتح یک جام اروپایی تبدیل شد و کلا فصل گذشته سه جام مهم داخلی و خارجی را نصیب این تیم پرتغالی کرد و کار مورینیو در پورتو در سال 2003 را تکرار کرد و به همین سبب وی را پیوسته با آقای خاص قیاس کرده و مورینیو دوم نامیدهاند، اظهار میدارد: «الان رقابت در فوتبال انگلیس بسیار سختتر و نزدیکتر از زمانی است که مورینیو در اینجا سپری کرد.
در فصل دوم حضور مورینیو در چلسی هم این تیم هر هشت بازی نخست خود را در لیگ برد و در مورد اول چهار هفته مانده به پایان فصل و در سال دوم، سه هفته مانده به خاتمه کار، قهرمانی چلسی را حتمی کرد.
اینک فضایی نیست که بتوان آن کارها را تکرار کرد. حتی منچسترسیتی با شروع درخشانش در این فصل هر هشت بازی اول خود را نبرد و اگر شش ، هفت سال پیش فقط منچستر، چلسی و آرسنال در لیگ انگلیس مدعی جدی بودند، اینک پنج ، شش تیم قدرتمند با فاصله کمی با یکدیگر آن بالاها مشاهده میشوند.
حالا اضافه بر آن سه تیم، منچسترسیتی لیورپول و تاتنهام نیز مدعیاند و استون ویلا هم در فصول اخیر معمولا یک پای قدرت بوده است. با این اوصاف کار من در استمفوردبریج بسیار سختتر از کار مورینیو در بدو ورود وی است.»
میتوان جبران کرد اما...
ویاس بواش همچنین اعتقاد دارد تبعات پیروزی خردکننده اخیر منچسترسیتی بر یونایتد در دربی شهر منچستر آنقدرها هم نیست که عدهای میپندارند و از آنجا که این اتفاق در اوایل فصل افتاده و نه اواخر آن، هیچ تاثیری در ترسیم سیمای تیم قهرمان نیز ندارد.
وی میگوید: «اینک که حتی یک سوم فصل را سپری نکردهایم، تنها چیزی که اهمیت دارد، برنامهریزی متفاوت برای هر مسابقه پیشرو است و باید بازی به بازی پیش رفت و سپس دید کجا ایستادهایم و قدم بعدی چیست. هر گونه نتیجهگیری و صدور رای درباره لیگ و سرنوشت آن در حال حاضر یک اقدام نپخته است.
شرایط لیگ و تیمهای آن دائما تغییر مییابد. ما چندی پیش بعد از شکست نامنصفانه 1-3 در برابر منچستر یونایتد پنج امتیاز از این حریف در صدر جدول عقب افتادیم، اما بعدا با اکتفای رقیب به دو نتیجه مساوی توانستیم فاصله را به عدد یک کاهش دهیم. عکس آن نیز صادق است.
شما باید یک فصل از مسابقات لیگ را در یک گستره کلی و در منظری وسیع ببینید و برنامهریزیتان برای یک فصل باشد. یعنی در عین این که در اوایل فصل به طور مفرد برای مسابقهای که بلافاصله از راه میرسد طراحی کنید، از ابتدای فصل بدانید که یک ماه مانده به پایان فصل چه چیزهایی را در مشتتان دارید و چه چیزهایی در آن زمان از شما طلب میشود.
درست است که شما نمیدانید شش ماه بعد کدام بازیکنان تیم تان مصدوماند و کدامیک سالم، اما اگر سیستم معقولی برای استفاده چرخشی و نوبتی از آنها داشته باشید هم میتوانید مهاری نسبی برای مصدومیتها بزنید و هم همیشه بازیکنانی را در اختیار داشته باشید که برای حضور در میدان بعدی پرانگیزه و آمادهاند.»
رنسانس کوچک
ویاس بواش میافزاید: «به من ایراد گرفتهاند که چرا به سالومون کالو بهرغم گلهای حساسی که در دقایق اندک حضورش در میدانها به نفع ما به ثمر رسانده زیاد بها و جای چندانی در تیم نمیدهم. این را در رفتار او و سایرین جستجو کنید. جدای از بحث تاکتیکی و این که مثلا ما در ماههای اخیر دوره تطابق بخشیدن خوان ماتا (مهاجم کوچ کرده از والنسیا به چلسی) را با تیم خودمان طی میکردیم و باید به او جا و مکان لازم را میدادیم، رنسانس کوچک و بیداری فرناندو تورس را هم شاهد بودهایم.
در این مدت بسیار به ندرت دیدهام که نیکولاس انلکا واقعا بد بازی کند و دیدیه دروگبا هم نیاز به هیچ تعریفی ندارد. بنابراین کالو برای حضور بیشتر در ترکیب چلسی باید این افراد را کنار بزند و این امر گویای تمامی ماجرا و مبین رقابت شدید موجود در استمفورد بریج برای رسیدن به پیراهن ثابت است. این رقابت به سود تیم است، زیرا چلسی هر بار سرشار از نفراتی خواهد بود که پرانگیزهاند و برای بازی کردن حاضرند دست به کوششی بزرگ بزنند و این مایه خوشبختی هر باشگاهی و هر مربی خواهد بود.»
لمپارد میماند، مک ایچران میرود
اوایل فصل که فرانک لمپارد معروف در سیستمهای انتخابی ویاس بواش نگنجید و چند هفته از ترکیب تیم دور ماند، جنجال زیادی در این باره برپا شد، اما اینک در استمفورد بریج همه پذیرفتهاند که به لطف حضور 25 بازیکن تقریبا همسطح، شاید حتی پایشان به نیمکت ذخیرهها در برخی دیدارها نرسد، چه برسد به ترکیب ثابت.
حالا که مدتی است لمپارد دوباره یکی از چهرههای ثابت تیم شده و بسیار هم درخشیده حتی مصدومیت و غیبت طولانیمدت مایکل اسیین غنایی تضمینی بر میدان دادن بیشتر به جوانانی همچون جاش مک ایچران نیست.
در شروع فصل تصور میشد به سبب کم بودن هافبکهای برجسته در چلسی و کوچ «یوری ژیرکوف» روسی به کشورش به این جوان 18 ساله بیش از پیش میدان داده شود، اما هرچه از فصل جاری زمان بیشتری سپری گردد و نیاز به بازیکنان حرفهای و باتجربه در تیمهای صدر جدول فزونتر شود، سهم جوانترهای فاقد این تجربه و بینش در این تیمها کمتر میشود.
بر این اساس ویاس بواش هم حاضر نیست به مک ایچران امید واهی بدهد. او حتی قول نمیدهد وی را در نقل و انتقالهای زمستانی (11 دی تا 11 بهمن) به طور موقتی به تیمی دیگر واگذار نکند، او فقط میگوید: «آینده درازمدت مک ایچران و نظایر او در همین تیم چلسی است، اما اعلام هر چیزی صریحتر از این فقط یک گمانهزنی ناقص و ایجاد امید بیهوده در دل افراد است که من از آن رویگردان هستم.»
روزنامه دیلیتلگراف - مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: