در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روزی که برای تهیه گزارش از مجموعه نامهها به لوکیشن آن رفتیم، آخرین روزی بود که گروه مشغول تصویربرداری آخرین سکانسها از اپیزود چهارم این مجموعه بودند. عمارتی ویلایی وسط یک باغ بزرگ که از همان بدو ورود نشان میداد که قدمتی چند ساله دارد و بوی گذشته را میدهد. البته مشخص بود از زمانی که قرار بوده دکور مخصوص سریال «نامهها» باشد، دستی به سر و رویش کشیدهاند و به آن ظاهری امروزی دادهاند. فضای باغ بسیار زیباست و شبیه ویلایی است در یکی از مناطق شمالی کشور. وقتی وارد فضای باغ میشوم، زمان استراحت گروه است. حمید لبخنده، کارگردان کار به همراه چند نفر از عوامل گروه دور میزی وسط باغ نشستهاند و مشغول گفتوگو هستند. حمید لبخنده در همه سالهای حضورش در عرصه سریالسازی چهره نام آشنایی برای بینندگان تلویزیون بوده است و هنوز هم مردم، او را با سریالهایی چون در «پناه تو» و «در قلب من» به یاد دارند. هرچند حاضر به گفتوگو با ما نمیشود ولی تلاش زیادی دارد تا با برخوردی گرم و صمیمی میزبان ما باشد. ساعت حدود 9 شب است و کمکم سرمایی مطبوع در باغ احساس میشود.
لوکیشن اصل فیلمنامه
برای هماهنگی تهیه گزارش از این مجموعه با مهناز انزهایی، مدیر تولید سریال هماهنگ کرده بودم. برایم جای سوال داشت که چرا قرار است ادامه این مجموعه در لوکیشن دیگری تصویربرداری شود. چرا که این محل در ظاهرجای ساکت و آرامی است. انزهایی دراینباره میگوید: این محل را با زحمت زیادی پیدا کردیم، اوایل هم جای ساکت و مناسبی به نظر میآمد ولی الان مدتی است که ساخت و ساز ساختمانهای اطراف باعث وقفه زیادی در کار ما شده است. این بود که تصمیم گرفتیم از فردا به یک باغ بزرگ حوالی نیاوران برویم. که البته مدتی است گروه صحنه مشغول بازسازی عمارت واقع در باغ هستند. وی در ادامه میگوید: ماهیت اصلی فیلمنامه، داستان یک عمارت قدیمی است که در هر اپیزود، اتفاقاتی برای شخصیتهای آن رقم میخورد.در حقیقت فیلمنامه بر مبنای لوکیشن نوشته شده است. در ابتدا قرار بود داستان بر این روال پیش برود که در هر اپیزود، نامهای به در خانه میرسد که برای اهالی آن خانه، حاوی پیامی است که بعد داستان بهگونهای دیگر دستخوش تغییر میشود.
گروه تدارکات در حال تهیه شام هستند و چند نفر از عوامل صحنه هم مبلمانی را که گویا برای سکانس بعدی مورد نیاز است، به داخل باغ میآورند. امشب اپیزود چهارم از مجموعه نامهها به نام«به یاد پدر» جلوی دوربین رفته است. انزهایی درباره خلاصه این اپیزود میگوید: کیان و مهتاب با بازی رضا مولایی و شبنم فرشادجو در خانهای که از پدر کیان به آنها به ارث رسیده است، زندگی میکنند؛ پدری که مدتهاست از او نشانی نیست. در همسایگی آنها نجومی و همسرش زندگی میکنند. آهویی که نجومی سالهاست از او نگهداری میکند، از راه قنات به باغ میآید و این اتفاقی است برای آشنایی 2 همسایه با یکدیگر... .
تلهتئاتری که سریال شد
فریبرز قربانزاده، طراح صحنه و لباس این مجموعه معتقد است نام «طراح دکور» برای این سمت برازندهتر است. وی که حدود 20 سال است در این سمت، مشغول فعالیت بوده و طی این سالها از تئاتر تا سینما را تجربه کرده، معتقد است همیشه سعی داشته است در هر کاری که حضور مییابد، متفاوتتر از قبل دیده شود. میگوید: مجموعه نامهها به صورت بالقوه این تفاوت را با خود به همراه داشت چرا که شاید ساختارش به خاطر لوکیشنهای یکسان در ظاهر بیشباهت به یک تلهتئاتر نباشد، اما به نظر من، این هنر کارگردان است که بتواند چند قسمت را در یک محل ثابت بهگونهای کارگردانی کند که در هر قسمت آن، جذابیتهای خاص خود را برای مخاطب داشته باشد.
قربانزاده در ادامه میگوید: همه سعی ما در این بود که دکور را در این لوکیشن بهگونهای طراحی کنیم تا حالت تصنعی برای مخاطب نداشته باشد. این محل در ابتدا کاملا متروکه بود و در همان ابتدا ما میدانستیم که قرار است دکور ساخته شود تا به یک خانه تبدیل شود. کار شبیه تلهتئاتری است که به جای استودیو، این بار در یک لوکیشن ضبط میشود. شاید بشود گفت یک تلهتئاتر فیلم شده است. گروه صحنه در این کاروظیفه زیادی به عهده داشت چراکه این خانه، محل اصلی تمام اتفاقات حادث در داستان نامهها است.وی درباره رنگهای انتخابی در نوع لباس و صحنه کار میگوید: خیلی تلاش نکردیم از رنگهای تند و زننده در کار استفاده کنیم. تغییرات عمده ما در افزودنیها و کاستنیهای کار بود. در هر اپیزود، بسته به شخصیتهایی که در آن قسمت حضور دارند، از وسایل صحنه و چیدمان خاصی استفاده کردیم و تلاش همه ما در نامهها این بود که به باور و اعتقاد مخاطب خود احترام بگذاریم.
وامگیری از آثار خچوف
رضا مولایی بیشتر از آن که بازیگر تلویزیون به شمار آید، بازیگر با سابقه تئاتر است. هنوز هم صحنه تئاتر را ترک نکرده و این حرفه را به صورت جدی دنبال میکند.خودش میگوید پس از بازی در سریالهای «با من بمان» و «کارآگاهان» این سومین باری است که جلوی دوربین حمید لبخنده ایفای نقش میکند. مولایی در این اپیزود، نقش کیان را بازی میکند. به عقیده او، کار کردن با حمید لبخنده جزئی از بهترین اتفاقات زندگی وی بوده است چرا که کار کردن با کارگردانی که خودش سالهاست سابقه بازیگری و کارگردانی در عرصه تئاتر را دارد، میتواند اتفاقات بسیار خوبی را برای یک بازیگر به دنبال داشته باشد.
مولایی تجربه بازی در این مجموعه را متفاوت از دیگر آثار ساخته شده این چنینی طی این سالها میداند. وی در ادامه میگوید: نگاهی که کارگردان این کار به نوع میزانسن و دکوپاژ کار دارد، یک نگاه کاملا سینمایی است و همین اتفاق یکی از دلایلی است که میتواند مخاطب زیادی را با مجموعه نامهها همراه سازد.
نکته: مجموعه نامه ها در هر اپیزود داستانی متفاوت را روایت می کند. قصه ای که اساس آن روابط بین آدم هاست آدم هاییکه به امروز تعلق دارند و چندان از ما دور نیستند
روایت داستانهایی که برای این مجموعه در نظر گرفته شده، تلفیقی از داستانهای امروزی و آثار چخوف است که خود این مساله، بسیار به جذابیت کار میافزاید. به نظر این بازیگر، تلویزیون برای نخستین بار ساخت چنین آثاری را دستمایه کار خود قرار داده که به گونهای متفاوت، فضای همیشگی و تکراری تلهتئاترهای ساخته شده طی این سالها را در هم شکسته و فضای استودیویی اینگونه کارها را این بار در فضایی کاملا متفاوت در یک لوکیشن باورپذیرتر قرار داده است.مولایی درباره دیالوگهای مجموعه نامهها میگوید: یکی از امتیازات این مجموعه، روایت دیالوگهاست که خیلی واقعی و شبیه به روایت زندگی عادی است. خود کارگردان اصرار شدیدی داشت که از غلوگویی گفتاری در بطن کار جلوگیری شود و بازیگران نقشی را مانند همان آدم در زندگی واقعی به تصویر بکشند.مولایی در پاسخ به این سوال که آیا روایت اپیزودیک و مستقل بودن هر قصه، نسبت به قصه دیگر باعث پس زدن مخاطب نمیشود، میگوید: اتفاقا حوصله مخاطب امروزی خیلی نسبت به قبل تغییر کرده است. این اتفاق مستقل بودن، این خوبی را هم دارد که اگر مخاطب به هر دلیلی فرصت نکرد تا چند قسمت را ببیند، رشته داستان از دستش در نمیرود و مجموعه میتواند برایش جذاب و دیدنی باشد.
کمیت و کیفیت در کنار هم
یکی از عمده مواردی که این مجموعه را با دیگر سریالهای تلویزیونی متفاوت میسازد، علاوه برساختار مستقلی که در داستان حاکم است، استفاده از بازیگرانی است که خیلی چهره نیستند و مخاطب تلویزیون شاید بازی آنها را نیز در مجموعهای دیگر به خاطر نداشته باشد. هرچند در اپیزودهای دیگر، بازیگرانی چون شهروز ابراهیمی، یکتا ناصر، نگین صدقگویا، اکبر زنجانپور و... حضور داشتهاند ولی بیشتر کسانی که در این مجموعه ایفای نقش میکنند، برای نخستین بار است که جلوی دوربین تلویزیون ظاهر میشوند. کمکم گروه آماده میشوند تا سکانسهای داخلی را تصویربرداری کنند. وقتی داخل عمارت میشوم، فضای جالبی به چشم میخورد. میزی بزرگ وسط خانه دیده میشود که تعداد زیادی کتاب به هم ریخته روی آن قرار گرفته است. گویا شخصیت کیان در این اپیزود، مشغول نوشتن پایان نامه اش است و فضای داخل خانه حکایت از این دارد که کیان و مهتاب بتازگی زندگی مشترک خود را آغاز کردهاند. برخلاف نظر عوامل گروه که بسیار اصرار داشتند کار را از فضای تلهتئاتری دور کنند، اما ظاهرا خیلی این اتفاق نیفتاده و شاید هرکس دیگری هم وارد صحنه میشد، بیشتر گمان میکرد که وارد فضای استودیویی یک تله تئاتر شده است.
برنامهریزی برای سریالی که از مدتها قبل، پیش تولید زیادی داشته است، کار چندان سادهای به نظر نمیرسد. بابک اعطا، برنامهریز این سریال تلویزیونی معتقد است تلاش زیادی داشته تا در این کار کیفیت و کمیت را با هم پیش ببرد. البته به گفته وی، خیلی اوقات کمیت خودش را تحمیل به کیفیت کرده و این هم تنها به دلیل کمبود زمان در همه سریالهای تلویزیونی است.
اعطا میگوید معمولا روال براین است که گروه حدود 12 ساعت در طول روز کار کنند که گاهی بسته به نوع سکانس، این زمان دستخوش تغییر میشود. ما سعی کردهایم ریتم کار را در همه پلانها و سکانسها حفظ کنیم واین نکته را مد نظر خود قرار دادیم که به هر حال باید جذابیتها و شرایطی بر کار اعمال شود تا بتوان بیننده را چند قسمت پیاپی پای سریال نشاند. بویژه برای این کار که قرار است نخستینبار از شبکهای به نمایش در آید که طی این سالها مخاطب خاصی داشته است.
مدیریت تدارکات را در این مجموعه نمایشی، محمدعلی جمالی به عهده دارد. یکی دو بار جابه جایی در طول کار از جمله مواردی است که به دشواری کار میافزاید. به گفته جمالی، شاید در وهله اول اینگونه برداشت شود که لوکیشن در کل مجموعه یکسان است و مدیر تدارکات در حقیقت وظیفه سختی به عهده نخواهد داشت، ولی اتفاقا خود این مساله، بشدت کار را دشوار میکرد چرا که تمامی وسایل و لوازم صحنه باید در هر اپیزود تغییر میکرد و هر قسمت از این داستان روایتگر داستان متفاوتی از شخصیتهای مختلف میشد. از همان ابتدا به خواست کارگردان و مدیر صحنه میبایست رنگ دیوارها و حتی پنجرهها در هر اپیزود متفاوت باشد و از طرفی، زمان کاری ما را مجبور میکرد که خیلی نتوانیم وسواسهای خاص خود را در کار اعمال کنیم. جمالی معتقد است در همه سالهای حضورش در تلویزیون تا حدودی سیر نزولی داشته و از سمتهایی چون بازیگری، مدیریت تولید، دستیاری تهیه و بقیه سمتها این بار سمت مدیریت تولید را به عهده داشته است.
با سه دو یک کارگردان، سکانس داخلی خانه با بازی شبنم فرشادجو و رضا مولایی گرفته میشود. یکی دو برداشت لازم است تا کارگردان تایید خود را براین صحنه اعلام کند. تا لحظاتی دیگر، قرار است حسن عاطفی و فریده دریا مج هم جلوی دوربین حمید لبخنده بروند. باید منتظر بود و دید که این مجموعه اپیزودیک نمایشی تا چه اندازه میتواند در جذب مخاطبان خود موفق عمل کند و آیا این اتفاق باعث میشود که از این پس، شاهد ساخت آثار و مجموعههای نمایشی در شبکه 4 سیما باشیم؟
شبنم مدنی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: