در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از جمله این نکات، نحوه چینش و بازیگرفتن بهینه کارلوس کرش، سرمربی پرتغالی تیم ملی از ملیپوشان فوتبال ما در پستهای مختلف است.
هر چند هر بازیکن فوتبال باید دارای توانایی بازی در پستهای مختلفی باشد، ولی مربیان شاخص دنیا همواره به دنبال بازیگرفتن از مهرههای خود با بالاترین بهرهوری ممکن هستند و در این مسیر اغلب سعی میکنند تا حد ممکن از حضور مهرههایشان در پست تخصصی و مورد علاقه آنها بهرهبرداری کنند.
تفاوتهای بارزی که درپست بازی برخی ملیپوشان ما در تیم ملی و باشگاههایشان دیده میشود کاملا تاملبرانگیز و قابل توجه است، چراکه اغلب این تغییرات اعمالشده، در تیم ملی کاملا مثبت و تاثیرگذار بوده است.
کرش به سبک بسیاری از مربیان مطرح دنیا در بدو همکاری با بازیکنان مورد دعوت خود، پست تخصصی و مورد علاقه آنها را یادداشت و در صورت امکان در وهله نخست، آنها را در همان پستها به کار میگیرد که همین عامل، ذوق و شوق، اعتماد بهنفس و انگیزه مضاعفی در بازیکنان ایجاد میکند تا بتوانند بالاترین میزان توانایی را ارائه دهند. فراموش نمیکنیم 2 اصل همیشگی در فلسفه بازی این مربی، لذتبردن بازیکنان از بازی خود و رو به جلو حرکتکردن همیشگی آنها در تمام طول زمان بازی، چه در زمان عقب افتادن از حریف، چه پیشیگرفتن و چه تساوی در بازی است.
نگاهی به منطقه بازی شماری از ملیپوشان در باشگاه خود و قیاس آن با تیم ملی، گویای موارد زیادی است.
حسین ماهینی: مدافع چپ ذوبآهن که از چند ماه پیش جایگاه ثابتی در باشگاه خود پیدا کرده است یکی از کشفهای سرمربی و البته از مهرههای کاملا موثر و کارساز تیم ملی در بازیهای اخیر بوده است. او در تیمهای قبلی خود از جمله استقلال اهواز فیروز کریمی و تیم امید رنه سیموئز، در سمت راست زمین به خدمت گرفته میشد در حالی که ابراهیمزاده برای پرکردن ضعف و خلأ منطقه چپ دفاعی ذوب آهن، از وی بهره گرفته است. کرش با برگرداندن ماهینی به کناره راست زمین، راندمان او را چند برابر کرد.
محمدرضا خلعتبری: سرعت بالا و شم خوب گلزنی این بازیکن با توانایی بازی با 2 پا موجب شد او در نوک حمله ذوب آهن و سپس باشگاه قطری خود بازی کند، ولی او علاقهمند به بازی در کنارهها برای مانور بیشتر در فضاهای باز زمین است. کرش نیز با پاسخ مثبت به علاقه خلعتبری، او را تبدیل به عنصری کلیدی و تعیینکننده در تیم ملی کرده است.
نکته: تفاوتهای بارزی که در پست بازی برخی ملیپوشان ما در تیم ملی و باشگاههایشان دیده میشود کاملا تاملبرانگیز و قابل توجه است، چراکه اغلب این تغییرات اعمالشده در تیم ملی کاملا مثبت و تاثیرگذار بوده است
جواد نکونام: قدرت خوب سرزنی، پاسوری و شوتزنی جواد نکونام موجب شده است مربیان باشگاه اوساسونا از کاپیتان ایرانی خود در پست هافبک میانی بهره ببرند، در حالی که خود جواد که سالهای ابتدایی فوتبال باشگاهی را در دفاع میانی توپ زده است عاشق بازی در پست هافبک دفاعی است تا فضای بازتری برای نفوذهای ناگهانی و خطرناک داشته باشد. همان فضایی که کرش نیز به مانند مربیان قبلی تیم ملی در اختیار کاپیتان 31 ساله تیم خود گذاشته است.
محمد قاضی: طی دو سه سال اخیر محمد قاضی پشت سر و سمت چپ مهاجم نوک باشگاههای خود (فولاد و ذوب آهن) بازی کرده است، در حالی که او خود را یک مهاجم هدف میداند، همان پستی که کرش هم به مانند قطبی، دایی و قلعهنویی (مربیان پیشین تیم ملی) بیشترین خلأ را احساس میکند و در مسیر رفع این خلأ چند ساله، چشم به پوستاندازی و درخشش محمد قاضی دوخته است.
خسرو حیدری: هافبک راست چند سال پیش پاس و تیم امید رنه سیموئز، آزمایش بسیار خوبی در پست مدافع راست استقلال قلعهنویی سپس سپاهان دوران همین مربی از خود نشان داد، چنانکه پست دفاع راست تیم ملی را هم به قبضه خود درآورد. در حالی که کرش نمیتواند چشم از کارایی بالای حیدری در پست غیرتخصصی خود (دفاع راست) بپوشد ولی در عین حال، به علاقه خود خسرو نیز توجه نشان میدهد و هرازگاهی با احضار ماهینی به درون زمین، حیدری را به هافبک راست منتقل میکند و از او پاس گل میجوید.
علی کریمی: علی کریمی طی چند سال اخیر در هر پستی بجز دروازهبان و مدافع کناری بازی کرده است. او که در ماههای اخیر با جان و دل در خدمت تیم ملی و پرسپولیس بوده است در غیاب جواد نکونام در پست او به میدان رفت تا از تجربههای بازی در منطقه هافبک دفاعی تیمهای بایرن مونیخ و شالکه، تیم ملی را بهرهمند کند. ولی در ادامه و قبل از آسیبدیدگی اخیرش، به پست اصلی خود یعنی هافبک تهاجمی بازگشت.
مجتبی جباری: کرش با تاکید بر نزدیکترشدن منطقه بازی جباری به دروازه حریفان، او را کاملا احیا کرده است. حالا او در استقلال و تیم ملی، بازیکنی کاملا کلیدی و سرنوشتساز است. تنها به این دلیل که پست اصلی و وظایفی را که طی مصدومیتهای پیاپی چند ساله خود فراموش کرده بود، به یاد آورده است.
2 استثنا
سرمربی پرتغالی تیم ملی، در عین علاقهمندی به ایجاد بالاترین طراوت و لذت بازیکنان از بازی و نقش خود، در برخی موارد نیز ناگزیر به پرکردن پستهای بدون تصدی با استفاده از بازیکنان مورد تاییدش است. یکی از این پستها مدافع چپ ماست که در یک دهه اخیر هیچ وقت بازیکن تخصصی را در خود ندیده است و هر یک از مربیان تیم ملی بنا به سلیقه شخصی خود، بازیکنانی را در آن مورد آزمایش قرار دادهاند. کرش نیز از این قاعده مستثنی نبوده و مهرداد پولادی، کاپیتان جوان مس کرمان را به عنوان مدافع چپ اصلی تیم ملی به کار گرفته است. پولادی که در اصل، یک «هافبک ـ مهاجم» شوتزن و چپپاست در سالهای اخیر، هافبک دفاعی تیمهای پیکان، استقلال، تراکتورسازی و سپس مس کرمان بوده است. میلاد میداوودی که پس از رفع آسیبدیدگی و بازگشت به میدان، به تدریج به دوران اوج خود نزدیک میشود نیز توانست نگاه ویژه سرمربی را به بازی خوب خود جلب کند و کرش برای این مهاجم سرعتی، جایی در کناره چپ زمین، دست و پا کرد هرچند، مربی منضبط پرتغالی از عملکرد فنی ـ حاشیهای این بازیکن خلاق خود در دیدار با بحرین رضایت چندانی به دست نیاورد.
نگاهی دوباره به زوایای مختلف عملکرد فنی مربیان بزرگی مثل کارلوس کرش، نکات بسیار دیگری را نیز نصیب علاقهمندان میکند که کاملا درخور تعمق و تامل هستند.
مجید عباسقلی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: