در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از او میخواهیم ماجرا را دقیقتر برایمان تعریف کند: «متأسفانه زمان بازی در این سریال اتفاقی برایم رخ داد که در سینمای ایران نظیرش بارها اتفاق افتاده و نتایج دردناکی را هم به دنبال داشته است. خدا مرا دوست داشت و به من رحم کرد، چون بهراحتی با یک ثانیه این طرف یا آن طرف تر منفجر شدن چاشنی، ممکن بود من کور شوم! خدا را شکر که پشت سرم این اتفاق افتاد و ترکش آن به پشت سرم برخورد کرد.» دیرباز که به دلیل همین حادثه 10 روز در بیمارستان بستری بوده حرفهایش را اینگونه ادامه میدهد:«امیدوار هستم کمکم این شتابزدگی از سینما و تلویزیون ما برود. معمولا این شتابزدگیها ریشه مالی دارد و به دلیل شرایط خاص تولید به وجود میآید. البته این مساله فقط در صحنههای جنگی اتفاق نمیافتد و ممکن است در صحنههای شهری هم شاهد اتفاقاتی باشیم که دلیل آن همین شتابزدگیهاست.
من سینما را با فیلم دوئل یاد گرفتم یا بهتر بگویم آغاز کردم، آنجا از آقای احمدرضا درویش کارگردان فیلم یاد گرفتم که همه چیز باید در خدمت پلان باشد. در آن فیلم روزهایی بود که ما به دلیل شرایط فیزیکی تنها یک پلان برداشت میکردیم یا حتی هیچ پلانی برداشت نمیکردیم. برای آقای درویش این اتفاق خیلی طبیعی بود و نتیجه آن آرامش و شرایط خوب تولید این شد که پس از 9 ماه کار تولید، خون از بینی هیچکس نیامد، حتی یک نمونه هم ندیدیم. این نتیجه همان سینمای حرفهای است که با پشتوانه تولید مناسب اتفاق میافتد و ما آرزوی آن را داریم.»
از این هنرمند درباره شیرینترین حادثه زندگیاش میپرسیم: «همین که این حادثه به خیر گذشت میتواند شیرین ترین حادثه زندگیام باشد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: