استیو جابز در 56 سالگی درگذشت

مرگ بهترین اختراع حیات است

خبر مرگ استیو جابز در شامگاه روز چهارشنبه هفته گذشته منتشر شد.خانواده او در بیانیه‌ای اعلام کردند جابز در میان اعضای خانواده‌اش و در آرامش دارفانی را وداع گفت.آنها در این بیانیه از همه کسانی که در این مدت برای سلامت او دعا و از او حمایت کرده بودند، تشکر کردند.
کد خبر: ۴۳۴۹۳۸

خبر مرگ جابز با توجه به سابقه بیماری‌اش و بویژه با توجه به بازگشت بیماری‌اش که منجر به استعفای او در ماه‌های اخیر شده بود، شاید چندان غیرمنتظره نبود، اما موجی از ناراحتی و همدردی را در جامعه جهانی به همراه داشت. شبکه‌های خبری جهان بلافاصله برنامه‌های عادی خود را قطع کردند تا به پوشش خبر فوت او و دستاوردهایی که او برای جهان امروز به همراه آورده بود، بپردازند. بزرگان و چهره‌های برجسته جهان فناوری در کنار سیاستمداران و هنرمندان با پیام‌های تسلیتی، مرگ او را ضایعه‌ای برای جهان قلمداد کردند. استیون اسپیلبرگ، کارگردان آینده‌نگر هالیوود در پیامی به مناسبت فوت او، از استیو جابز با عنوان بزرگ‌ترین مخترع و نوآور جهان معاصر پس از ادیسون یاد کرد؛ مردی که دنیای مدرن را تغییر داد و بر نحوه زیستن ما در این جهان تاثیر مستقیم داشت. مجموع خدمات او در سال‌های کوتاه زندگی‌اش فهرستی طولانی را شامل می‌شود، اما علاوه بر موفقیت‌های حرفه‌ای مدیر سابق اپل، زندگی شخصی او نیز الهام‌بخش بسیاری از مردم جهان بوده است.

جابز از دید دوستانش فقط یک مدیر یا یک نوآور نبود. نزدیکانش او را مردی توصیف می‌کنند که تلاش و پشتکارش گاهی به حد افراط می‌رسید. مدیریتش توانسته بود بارها مسیر فناوری را تغییر دهد. قدرت سخنوری و معرفی محصولاتش الهام‌بخش و آموزنده بود و بسیاری از دانشجویان با مرور کنفرانس‌هایی که در آنها او به معرفی محصولات جدید اپل می‌پرداخت نحوه تاثیرگذار معرفی یک محصول را می‌آموختند.

دیدگاه آینده‌نگر او مسیر حرکت صنعت الکترونیک را تغییر داد و توانست با آمیختن زیبایی با قدرت فناوری، محصولاتی را به جهان عرضه کند که امروز بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی مردم جهان به شمار می‌رود. بسیاری از دوستدارانش خبر مرگ او را به کمک ابزارهایی دریافت کردند که خود او مخترع و مبدع آنها بود. یکی از موفق‌ترین و الهام‌بخش‌ترین افراد دوران ما، اما زندگی راحتی را پشت سر نگذاشت.

استیون پاول جابز در 24 فوریه 1955 در شهر سانفرانسیسکو به دنیا آمد. پدر واقعی او عبدالفتاح جندالی یک سوریه‌ای مهاجر به آمریکا بود که بعدها به استادی علوم سیاسی در دانشگاه نوادا دست یافت و مادر واقعی او جوانا شیبل، جوانی آمریکایی با اصالت سوئیسی ـ آلمانی بود، اما این خانواده واقعی جابز نبود. به محض تولد، پدر و مادر واقعی جابز او را برای فرزند خواندگی به خانواده‌ای آمریکایی سپردند. جایی که پاول و کلارا جابز سرپرستی او را به عهده گرفتند. جابز هیچ گاه با پدر واقعی‌اش تماس نگرفت، اما پس از اولین ملاقاتش در سال 1986 با مونا سیمپسون رمان‌نویس که حاصل ازدواج مادرش با مرد دیگری بود، درباره خانواده اصلی‌اش اطلاعات بیشتری به دست آورد و مادرش را چند بار ملاقات کرد و او را به برنامه‌های مختلفی دعوت می‌کرد.

او پس از دبیرستان به کالج reed وارد شد و به دلیل هزینه‌های زیاد و آن‌طور که خودش بعدها گفت به این دلیل که نمی‌دانست چطور باید از آموخته‌های کالج برای زندگی بعدی‌اش استفاده کند تنها پس از یک ترم ترک تحصیل کرد، اما تا مدتی به طور آزاد در برخی درس‌های کالج شرکت می‌کرد. او خود درباره این دوره می‌گوید زمانی بود برای این‌که هزینه غذایم را تامین کنم قوطی‌های نوشابه را جمع می‌کردم و دانه‌ای 5 سنت به فروشگاه‌ها
باز می‌گرداندم و از سوی دیگر هفته‌ای یک بار مسافتی طولانی را در شهر پیاده طی می‌کردم تا یک وعده غذای رایگان در معبد هارا کریشنا بخورم.

در این دوره او برخی از درس‌هایی را گذراند که 10 سال بعد و هنگام طراحی مکینتاش به کار او آمد.

در همین سال‌ها کاری را در شرکت آتاری که سازنده بازی‌های ویدئویی بود، قبول کرد و در میانه آن همراه دوست کالجش که بعدها اولین کارمند اپل شد، به هندوستان سفر کردو پس از ملاقات با نیم کارولی بابا، آیین بودایی را پذیرفت. وقتی با سر تراشیده و لباس راهبان بودایی به آمریکا برگشت کمتر کسی تصور می‌کرد این راهب جوان آمریکایی خیلی زود به راهب و معمار دنیای دیجیتال بدل شود.

مجموع خدمات جابز در سال‌های کوتاه زندگی‌اش شامل فهرستی طولانی می‌شود اما علاوه بر موفقیت‌های حرفه‌ای مدیر سابق اپل، زندگی شخصی او نیز الهام‌بخش بسیاری از مردم جهان بوده است

او سال 1976 همراه دوست دیرینه و هکر معروف الکترونیک، استیو وزنیاک و رونالد واین شرکت اپل را تاسیس کرد.بار دیگر یک گاراژ در صنعت دنیای دیجیتال نقش کلیدی بازی کرد و وقتی جابز، وزنیاک را راضی کرد تا کامپیوتری شخصی را طراحی و سوار کرده و برای فروش عرضه کنند اولین گام در جهت همگانی کردن استفاده از کامپیوترها برداشته شد.با توسعه کارها در سال 1978 جابز به سراغ جان اسکالی، یکی از مدیران ارشد آن زمان شرکت پپسی کولا رفت و به او گفت: «تصمیم بگیر که بقیه عمرت را در اینجا بمانی و به مردم ترکیب آب و شکر بفروشی یا با من بیا تا دنیا را عوض کنیم.» او هم پپسی را ترک کرد و به اپل آمد تا مدیرعاملی آن را به عهده بگیرد. در سال 1984 اپل شروع به پخش یکی از تاثیرگذارترین آگهی‌های تلویزیونی کرد که در آن با استفاده از تم داستان 1984 جورج اورول اعلام می‌کرد امسال اپل ابزاری به نام مکینتاش را به بازار معرفی خواهد کرد و آن گاه خواهید دانست چرا سال 1984 شبیه 1984 نخواهد بود.

در همان سال جابز مکینتاش را معرفی کرد که انقلابی در دنیای کامپیوتر به شمار می‌رفت، چراکه استفاده از کامپیوترهای شخصی را عمومی‌تر کرد و به نوعی کامپیوترهای شخصی را به خانه‌های مردم آورد. یکی از ایده‌های اصلی او استفاده از درس‌های زیبایی‌شناسی بود که قبلا در کالج گذرانده بود و محیط واسط گرافیکی را به مردم معرفی کرد. بعدها مایکروسافت با ویندوز خود عملا استفاده از محیط واسط گرافیکی را به پدیده‌ای رایج در رایانه‌ها بدل کرد، اما این موفقیت خیره‌کننده نتوانست آینده جابز را تامین کند. از همان سال اختلاف‌های او با اسکالی شدید شده بود و سال بعد هیات مدیره جابز را از شرکتی که خود او تاسیس کرده بود، اخراج کرد. بعدها جابز این را یکی از نقاط اوج زندگی‌اش عنوان کرد.

پس از اخراج از اپل جابز شرکت دیگری به نام نکست (NeXT)‌ را تاسیس کرد، جایی که پس از پشت سر گذاشتن یک دوره دشوار مالی، جابز محصولات جدید این شرکت را معرفی کرد. یکی از دستاوردهای او غیر از توسعه قدرت‌پردازش کامپیوترها در این دوره ابداع محیط گرافیکی برای ایمیل‌ها بود.

سال 1986 جابز شرکت گرافیک پروپز را از جورج لوکاس خرید. این شرکت وظیفه طراحی و توسعه انیمیشن‌های دیجیتال را داشت و جابز پس از خرید این شرکت و تغییر نامش به پیکسار مشغول توسعه کاربردهای دیجیتال در انیمیشن‌سازی شد. نتیجه این سرمایه‌گذاری در 1995 و زمانی مشخص شد که پیکسار نخستین انیمیشن دیجیتال خود را به بازار عرضه کرد. داستان اسباب‌بازی بسرعت به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های جهان بدل شد و راه را برای محصولات خلاقانه بعدی پیکسار باز کرد محصولاتی چون داستان یک حشره، داستان اسباب بازی 2، کمپانی هیولاها، در جستجوی نمو، وال‌ـ‌ ای و بسیاری دیگر.

در سال 1996 اپل کمپانی نکست را خرید و بار دیگر جابز به کمپانی که خود تاسیس کرده بود بازگشت و بسرعت به مقام مدیر عاملی دست یافت. او برای سودآور کردن دوباره اپل برخی پروژه‌های در دست اجرای آن را لغو کرد و تمرکز خود را بر سیستم مک او اس گذاشت و نسل بعدی کامپیوترهای اپل را طراحی کرد. گام انقلابی او زمانی بود که صنعت موسیقی جهان را با معرفی فروشگاه آنلاین آی تیونز تغییر داد. مخاطبان اینک می‌توانستند قطعات دلخواه خود را براحتی به شکل آنلاین خریده، دانلود کرده یا گوش دهند و همه اینها فقط به کمک یک واسطه یعنی آی تیونز امکان‌پذیر بود. گام انقلابی بعدی او معرفی ابزارهای پخش دیجیتال موسیقی با کیفیتی شگفت‌انگیز و ظرفیت بارگذاری هزاران قطعه موسیقی بود. آی پاد بلافاصله به بخشی از زندگی مردم بدل شد و نسخه بعدی آن آی پاد نانو که از نظر ابعاد کاهش بی‌نظیری یافته بود نه تنها کیفیت گوش دادن به موسیقی که نحوه و فرهنگ دسترسی به موسیقی را در سراسر جهان دگرگون کرد.

سال 2007 انقلاب بعدی در اپل رخ داد. جابز در کنفرانس سالانه اپل، به 3 کاربرد روز افزون ابزارهای الکترونیکی در زندگی روزمره اشاره کرد؛ وبگردی، گوش دادن به موسیقی و صحبت با دیگران از طریق تلفن همراه و اعلام کرد محصول جدید اپل به نام آی‌فون این سه نیاز را کنار هم قرار داده است. آی‌فون گوشی موبایلی که در عین حال یک پخش‌کننده موسیقی قوی و یک ابزار جستجو و وبگردی عالی در اینترنت بود تنها با یک دکمه اصلی و با فناوری مولتی تاچ اپل وارد بازار شد و بلافاصله صنعت تلفن همراه را دگرگون کرد. استفاده از فناوری لمسی و تلفن‌های چند منظوره هوشمند بزودی به جریان اصلی بازار بدل شد و محدود به اپل هم نماند و بقیه کمپانی‌ها با سیستم‌های عامل دیگر از جمله اندروید که محصول گوگل بود به توسعه این فناوری پرداختند.

محصول بعدی آی‌پد و آی‌پد 2 بودند که مفهوم تبلت‌ها یا لوح‌های لمسی رایانه‌ای را وارد زندگی مردم کردند. در کنفرانس معرفی آی‌پد جابز عنوان کرد 2 کاربرد اصلی برای کاربران رایانه‌ها تاکنون وجود داشته است کارهای سنگین با کامپیوترها که نیازمند سیستم کامپیوترهای شخصی است و استفاده‌های سریع که جوابگوی کاربران آی‌فون است، اما در این میان جای خالی محصولی وجود دارد که آی پد آن را پر خواهد کرد. آی پد ابزاری بود برای جستجوی سریع و آسان در اینترنت، به اشتراک گذاشتن تصاویر و ایده‌ها، بازی‌های تحت پروتکل اپل، استفاده از ایمیل و شبکه‌های اجتماعی، ویدئو چت، کتاب خواندن و خلاصه هر کاری که نیازمند استفاده از توان محاسباتی بالا نباشد. ترکیب این ایده با فناوری چند لمسی و طراحی زیبا کنار حمایت توسعه‌دهندگان نرم‌افزارهای اپل که محصول آنها در بازار اینترنتی آن به نام آپ استور قابل دسترسی بود و صدها هزار عنوان برنامه کاربردی در همه حوزه‌ها را شامل می‌شد و محصولاتش قابل استفاده روی آی‌فون و آی‌پد بودند بسرعت ابزار جدید را که زمانی تنها در داستان‌های علمی ـ تخیلی حضور داشتند به بخشی از زندگی عمومی مردم بدل کرد، به طوری که چندی پیش مجله پاپیولار ساینس ترکیب 3 ابزار لپ تاپ، آی‌پد و آی‌فون را نیاز ضروری برای زندگی در دنیای مدرن عنوان کرد.

این ایده نیز توسط رقبای اپل توسعه پیدا کرد و امروز کمپانی‌های رقیب، نمونه‌های متنوعی از لوح‌های دیجیتال را به بازار عرضه کرده‌اند اگرچه محبوب‌ترین آنها کماکان آی پد و بعد لوح‌های سازگار با سیستم عامل اندروید است.

در این سال‌ها همیشه جابز با بیماری خود دست به گریبان بود و آثار آن بر چهره‌اش بخوبی مشهود بود و حتی یک بار او را وادار کرد تا به طور موقت از مدیر عاملی اپل کناره بگیرد، اما برای معرفی آی‌پد 2 بار دیگر به اپل برگشت تا این‌که سرانجام در آگوست سال 2011 به دلیل بیماری از اپل استعفا کرد و کمتر از 2 ماه بعد بر اثر پیشرفت آن درگذشت.

در نیمه سال 2004 جابز رسما اعلام کرد پزشکان تشخیص داده‌اند او به نوعی سرطان لوزالمعده مبتلاست. این بیماری به دلیل این‌که معمولا تنها پس از رشد خود قابل شناسایی است راه برگشتی ندارد و در مدت چند ماه باعث مرگ افراد مبتلا می‌شود. البته پزشکان اعلام کردند جابز مبتلا به نوع بسیار نادری از این بیماری است که با عمل جراحی قابل درمان است. او تحت درمان و جراحی قرار گرفت و سلامت خود را باز یافت، اما بیماری او پیچیده‌تر از این بود و بار دیگر سال 2009 زیر تیغ جراحی رفت و این بار عمل پیوند ریه روی او انجام شد، اما یک سال و نیم بعد جابز بر اثر تشدید بیماری‌های متعددش و بویژه بازگشت سرطان لوزالمعده درگذشت.

در بزرگداشت او بسیاری از مردم جهان مقابل فروشگاه‌های اپل رفتند تا یاد او را با یادداشتی و شمعی و سیبی گرامی دارند. جابز به‌رغم این‌که در جوانی جهان ما را ترک کرد میراث گرانقدری به جای گذاشت. مردم جهان همان‌گونه که ادیسون را از یاد نبردند، راهب متواضع اپل را با همان شلوار جین و پیراهن مشکی در خاطر خواهند داشت. مردی که توانست دنیا را تغییر دهد.

صدای درونتان را بشنوید

از هر زاویه‌ای که به زندگی جابز نگاه شود الهام‌‌بخش و تاثیرگذار است. او منتقدان سرسخت و طرفداران متعصبی داشت، اما همگان بر سر یک موضوع متفق‌القول بودند که جابز زندگی ما را در دوران معاصر تغییر داده است. او در سخنرانی معروفی که سال 2005 در دانشگاه استنفورد ایراد کرد خطاب به مخاطبان جوانش از زندگی با اندیشه مرگ و از فرصت کمی که در اختیار آنها است سخن گفت و از آنها خواست شجاعت و جنون لازم برای اندیشیدن به تغییر جهان و انجام آن را داشته باشند.

«... هر روز مقابل آینه می‌ایستم و می‌گویم اگر امروز آخرین روز زندگیت باشد چه کار می‌کنی؟ این‌که مرگ چقدر به ما نزدیک است بزرگ‌ترین عاملی بود که بتوانم در زندگی‌ام مهم‌ترین تصمیم‌ها را بگیرم. چرا که تقریبا همه چیز، انتظارات فراوان، غرور و ترس از شکست همه در مقابل مرگ ارزش خود را از دست می‌دهند. فکر این‌که روزی خواهم مرد مهم‌ترین عاملی بود که مرا از افتادن به دام فکر کردن در باره این‌که چیزی برای از دست دادن دارم برحذر داشت.شما هم اکنون هم برهنه هستید و چیزی وجود ندارد که بخواهد مانع راهتان شود... مرگ بهترین اختراع حیات است. او مامور تغییر زندگی‌ها است. او باعث می‌شود جدید جایگزین قدیمی شود... زمان شما محدود است پس آن را با زیستن در قالب زندگی دیگری به هدر ندهید. اسیر دگم‌اندیشی نشوید که حاصل تفکر دیگران است. اجازه ندهید سر و صدای حاصل از اندیشه‌های دیگران مانع شنیدن صدای درونی خودتان شود و از همه مهم‌تر شجاعت دنبال کردن صدای قلبتان و راهی را که به شما نشان می‌دهد داشته باشید. همه چیزهای دیگر اهمیت ثانوی دارند.»

پوریا ناظمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها