در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شعرهای موفق بسیاری خواندهایم که بر آنها حس نوستالژیک یکدست، حس دلتنگی یکدست، اندوه یکدست، شادی یکدست و هزاران حس یکدست دیگر سایه افکنده و اکثریت قریب به اتفاق منتقدان معتقدند که این یکدستی حسی، مهمترین و پررنگترین عامل ایجاد ساختاری یکدست و منسجم است و حداقل کاری که میکند، این است که از پاشانی شعر جلوگیری میکند. در این میان اما شعرهایی هم هست که در آن دو یا چند حس مختلف و حتی گاهی متفاوت، در تعارض باهم و روی در روی هم، لحظات حسی پرتنشی را رقم میزنند که با کارکردی هنری، به شعری موفق بدل میشود.
دوگانگی ضمیر انسان و خاصیت دوسویگی ذهن بشر،از دیرباز سعی در تقسیم جهان به 2 قطب خیر و شر و دونیمه خوب و بد داشته و این ذهن هنرمند بوده که همیشه در آشتی دادن این حواس متضاد و تلفیق دو رنگ سیاه و سپید کوشیده است؛ نمودهای بارز این تلاش و تکاپو را میتوان در عرصههای هنری گوناگونی نشان داد که تنها یک نمونه بسیار کوچک آن در عرصه ادبیات، حسآمیزی است که در آن، شاعر سعی در تلفیق دو حس گوناگون در یک تجربه کوتاه شاعرانه دارد: «بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم» و...
و اما مجموعه «پروانهای از متن خارج میشود» سروده علیرضا عباسی و منتشره موسسه انتشاراتی آهنگ دیگر که بتازگی (1390) به مخاطبان عرصه شعر ارائه شده است، از حیث توجه شاعر به تناقضات درونی و درونیات متناقض و سوق دادن آنها به سمت و سویی شاعرانه، مجموعهای موفق و در خور تعمق است. میتوان گفت تناقض دو حس ناهمگون درونی، بهترین شعرهای این مجموعه را تحتالشعاع خود قرار داده است؛ تناقض میان خواب و بیداری و تناقض میان دو جنبه گوناگون شخصیتی در یک فرد:
صبحها/ زودتر از خودت/ بیدار میشوی/ به کوچه میزنی/ با زندگی تصادف میکنی/ و میمیری/ برمیگردی/ بیدار میشوی/ و زندگی را از سر میگیری (صفحه 62)
تناقض میان دو حس دوری و نزدیکی توامان:
زنبوری که به گلی نزدیک میشود / عاقبت به آرامی دور خواهد شد (صفحه 66)
تناقض میان دوست داشتن و دوست نداشتن در دو فضای متناقض:
سالها/ برادرانت، چارچشمی مراقب بودند/ بیآن که نگاه کنی/ گفتی دوستت دارم / دیگر کسی مراقب نیست / در چشمهایم نگاه میکنی / و میگویی دوستت ندارم (صفحه 74)
تناقض میان با چشمان بسته جنگیدن و با چشمان بسته مردن:
... / به دنیا میآییم/ که چشم باز کرده باشیم/ وحشتزده میبوسیم/ بیدریغ میجنگیم/ و چشم بسته از دنیا میرویم (صفحه 86)
و تناقضات درونی و بیرونی دیگری که هریک تجربهای تازه را وارد عرصه شعر فارسی کردهاند.
گذشته از درهم آمیختن حواس گوناگون و زوایای ناهمگون، چیزهای بسیار دیگری هم هست که این مجموعه را براحتی از میان دیگر مجموعههای شعر برمیکشد که یکی از آنها توجه شاعر به نشانههای دم دست دیگران و تمرکزی دیگرگونه و البته بیش از دیگران، بر آن نشانههاست:
چند بسته سیگار/ کنار قرصهای آرامبخش/ بایگانی کردهام/ میدانم/ روزی، دوباره عاشق خواهم شد (صفحه 65)
دیگر، وارونه چرخاندن دایره ارتباطهاست که در چند شعر موفق این مجموعه دیده میشود، نظیر شعر شماره 33 که جهت جلوگیری از اطاله کلام به بخش کوتاهی از آن اشاره میشود:
بین کتاب و برگی که لای آن خشک میشود/ ارتباط تنگی است/ بین من و پرده/ که وقتی کنار میزنم/ احساس میکنم/ جهان چقدر به هم ریخته (صفحات 60 و 61)
و دیگر، خاصیت گزینگویگی سطور پایانی اغلب شعرهاست، جایی که مخاطب در انتظار زنگ پایان کلام است و در این مجموعه، انتظارش چنان که بایسته است، برآورده میشود:
و رودهای بیدریا تنها به خود میپیچند (صفحه 29)
و رودخانه در شاخههای منشعبش / زودتر خشک خواهد شد (صفحه 35)
مجموعه پروانهای از متن خارج میشود را میتوان مجموعهای درخشان در کارنامه شعر چند سال اخیر دانست که شاعر با آن گامی بلند ـ گرچه دیرهنگام ـ به سوی آینده شعری روشنی برداشته است. من به شخصه پروانهای از متن خارج میشود را مجموعهای میدانم که سراینده هرگز از انتشار آن پشیمان نخواهد شد، مجموعهای که همواره به عنوان اثری موفق، در کارنامه ادبی شاعر خواهد ماند.
لیلا کردبچه / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: