در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ستایش، سریالی است به کارگردانی سعید سلطانی که پخش آن از سال گذشته از شبکه 3 سیما آغاز شده است. در ابتدا تعداد شخصیتها، قهرمانان و ضدقهرمانان این سریال زیاد بودند، اما وقتی از غربال ذهن نویسنده و کارگردان عبور کردند، کمکم فقط آنهایی که در پیشبرد درام و تقویت آن تاثیر داشتند، باقی ماندند. تاثیرگذارترین شخصیت این سریال زنی جوان به نام ستایش است. زنی مقاوم که برای حفظ خانواده خود همه تلاش خود را به کارگرفته و همه سختیها را به جان خریده است. ستایش حالا بین مردم طرفداران زیادی دارد. جالب اینجاست که طرفداران او فقط زنان نیستند. مردانی هم هستند که جمعه شبها به تماشای ستایش مینشینند تا عاقبت سرنوشت ستایش را نظارهگر باشند.
سعید سلطانی، کارگردان سریال ستایش در پاسخ به این سوال که یک شخصیت جذاب تلویزیونی چگونه خلق میشود به خبرنگار «جامجم» گفت: قهرمانان در کل آثار دراماتیک اعم از ادبیات، تئاتر، سینما و تلویزیون ویژگیهای برجستهای دارند که کنشها و واکنشهای شخصیت را شکل میدهند و سرنوشت او را مشخص میکنند. همه این ویژگیها باعث میشود تا یک شخصیت دراماتیک، جذابشود.
کارگردان ستایش معتقد است، اقبال یک شخصیت تلویزیونی مستقیما به واقعی بودن او مربوط است. شخصیت واقعی شخصیتی است که اولا مابه ازای بیرونی دارد و مردم مشابه او را در خود یا در اطرافیان خود دیده و میبینند و از طرفی سیاه مطلق یا سفید مطلق نیست. او خطا میکند اما فرق او با دیگر مردم این است که خطای خود را میپذیرد و آن را ادامه نمیهد. قهرمان وقتی در بین مردم طرفدار پیدا میکند که خالی از ضعف باشد، انسانی کامل باشد که رو به تعالی حرکت میکند و قوی است.
قهرمانهای زن بین مردم طرفداران بیشتری دارند؟
سلطانی در پاسخ به این نظریه میگوید: جذابیت یک شخصیت نمایشی به انسان بودن او بستگی دارد و کیفیت انسانی به زن و مرد بستگی ندارد. با همه اینها باید قبول کنیم که زنان به دلیل مسوولیتهای اجتماعی و خانوادگی بیشتری که دارند، شخصیتهای جذابتر و ماندگارتری در آثار دراماتیک را از آن خود میکنند.
«من دکتر نیما افشار هستم!» این تکیه کلام بهنام تشکر بود در سریال ساختمان پزشکان؛ سریالی که شخصیتهای جذاب و دوستداشتنی زیادی داشت. خانم شیرزاد (شقایق دهقان) با نوع بازی و شخصیتی که داشت، توانست بین مردم طرفداران زیادی پیدا کند.
سروش صحت، کارگردان سریال ساختمان پزشکان بر این باور است که وقتی شخصیتهای یک سریال دیده میشوند و بین مردم طرفدار پیدا میکنند که کار گروهی خوب و منسجمی انجام شده باشد، متن و فیلمنامه کامل و جذاب باشد، کارگردان کار خودش را خوب انجام دهد و به اصطلاح کاربلد باشد.
بازیگران بهترین اجراهای خود را به نمایش بگذارند، نورپردازان و تصویربرداران، زیباترین نورها و تصاویر را به ثبت برسانند و... یک اثر خوب و شخصیتهای دوستداشتنی ترکیبی از همه اینهاست که اگر یک کدام از آنها لنگ بزنند دیگر نمیتوان توقع یک کار خوب را داشت.
صحت هم مانند سلطانی معتقد است که شخصیتهایی بین مردم طرفدار پیدا میکنند که سیاه و سفید مطلق نباشند و مردم تلاش آنها را برای داشتن اخلاق و رفتار و زندگی بهتر ببینند. مخاطب با دیدن آنها باید احساس کند که آنها را در اطراف خود میبیند و آنها دور از واقعیت و ذهن نیستند. اما باید حتما تواناییهای ویژهای داشته باشند که آنها را از مردم عادی متمایز کند. البته نباید این تمایز از آنها سوپرمن بسازد.
کارگردان ساختمان پزشکان در پاسخ به این پرسش که آیا همیشه قهرمانان هستند که میتوانند برای مخاطبان جذاب باشند، گفت: خیر! گاهی ضدقهرمانان و شخصیتهای منفی هم میتوانند نظر مردم را با خود همراه کنند.
این اتفاق زمانی رُخ میدهد که یک بَدمن که همیشه کارهای خلاف انجام میدهد در شرایط و موقعیتی خاص دست به انجام یک کار خوب بزند. در این بزنگاه است که ماهیت شخصیت او برای بیننده مشخص میشود و او به این نکته آگاه میشود که شرایط از یک آدم خوب یک بَدمن ساخته است. در این زمان است که با او همذاتپنداری میکند و او را میپذیرد.
طراحی شخصیت حوصله میخواهد
امیر، بهروز، محترم، مادربزرگه و... برخی از شخصیتهایی هستند که در وضعیت سفید بخشی از زندگی آدمهای واقعی را به تصویر کشیدهاند.
مادربزرگه خطابش همیشه به امیر این است: نوه دیوانه من... تکیه کلامی خوشایند که فقط مخصوص مادران و مادربزرگهایی است که اوج عشق به فرزندانشان را به نمایش میگذارند و همیشه نگران آنها هستند که نکند به آنها آسیبی وارد شود. محترم (افسانه بایگان) عادتش است که مدام نِق بزند، اما نیت بدی ندارد. او را هم میتوان دوست داشت، هر چند که حالا از خانواده فاصله گرفته و با اصل دوری و دوستی روزگار میگذراند... این شخصیتها چرا در ذهن مخاطب به این سرعت تهنشین شدهاند و دیالوگهای آنها در ذهن مانده است؟
هادی مقدمدوست یکی از فیلمنامهنویسان سریال «وضعیت سفید» در این باره میگوید: همه اینها به طراحی شخصیتها بستگی دارد. یک شخصیت یک نمای کلی دارد که برای جذاب کردن باید او را مانند یک مجسمهساز تراش داد و به ریزهکاریهای او دقت کرد.
ابتدا بیننده نمایی کلی از یک شخصیت میبیند و با او آشنا میشود، اما وقتی با ریزهکاریهای شخصیت او آشنا میشود، او را میپذیرد و کمکم این شخصیت مورد پسند او قرار میگیرد.
مقدمدوست بر این باور است که شخصیتهای جذاب یک اثر نمایشی مانند آدمهای دوستداشتنی هستند. برخی از آنها جدیاند، برخی شوخ، برخی خجالتیاند، اما همیشه میدانند که باید مودب باشند. سلیقههای مردم درباره شخصیتهای دوستداشتنی یکسان نیست. آنها بنا به نگرش و ذهنیت خود با شخصیتی ارتباط برقرار میکنند و با برخی ارتباط برقرار نمیکنند.
نویسنده فیلمنامه «بیپولی» معتقد است: موقعیتهای درام در شخصیتپردازی بسیار اهمیت دارد. یک شخصیت در کلیت یک اثر جذاب میشود و اگر همین شخصیت از درام خارج شود، دیگر برای مردم جذاب نخواهد بود.
آیا تحول شخصیتها میتواند به مرور از یک به اصطلاح بَدمن یک شخصیت دوستداشتنی بسازد؟
مقدمدوست در پاسخ به این سوال میگوید: من با واژه تحول شخصیت زیاد موافق نیستم. معتقدم، مخاطب هر چه بیشتر با شخصیت آشنا شود، انگیزههای رفتاری و اخلاقی او را بیشتر درک میکند و آن وقت است که متوجه کنشها و واکنشهای او میشود یا او را میپذیرد یا طردش میکند. هر چه عمق این آشنایی بیشتر باشد امکان دوست داشتن او هم بیشتر میشود.
آیا توانایی یک بازیگر در اجرای نقش هم میتواند در دوستداشتنی بودن شخصیت تاثیرگذار باشد؟
نویسنده «وضعیت سفید» در جواب این سوال گفت: تاثیر دارد، اما تاثیرش بیشتر و مهمتر از طراحی و شخصیتپردازی نیست. به نظر من مهمترین عامل، طراحی شخصیت و نوع عمل و دیالوگهایی است که برای یک شخصیت نوشته میشود.
تلویزیون تا پایان سال راه زیادی پیشرو دارد. سریالهایی هستند که پخش آنها بزودی آغاز خواهد شد. در میان این سریالها میتوان به آثاری مانند «از یاد رفته» و «کلاه پهلوی» اشاره کرد؛ آثاری که حتما در خود شخصیتهای دوستداشتنی زیادی دارند. باید دید این شخصیتها تا چه اندازه در حافظه مردم ماندگار خواهند شد.
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: