در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرواز مافوقصوت دیسی 8 چطور انجام شد؟
این پرواز ایده بیل مگرودر بود و خیلی هوشمندانه. او به ما نشان داد که هواپیما میتواند بدون اینکه متلاشی شود، با این سرعت پرواز کند. بعد از آزمایشها بوئینگ نخواست این فرضیه را آن هم با هواپیمای 707 خودش امتحان کند، چون آنها نمیخواستند دوم باشند. من متأسفم که برخی منفعلانه عمل کردند، اما شاید ایده ما تنها روش به نتیجه رسیدن بود. ما هواپیما را تا ارتفاع 17 کیلومتری (یعنی ارتفاع 52 هزار پایی) بالا بردیم که این کار در نوع خودش برای هواپیمای مسافربری یک رکورد محسوب میشود) و بعد هواپیما را با شتاب g 5/1 یعنی 5/1 برابر سقوط آزاد در وضعیت شیرجه قرار دادیم. خلبان بخش بزرگی از فشار سطوح کنترلی را با دست تحمل میکرد. او نمیخواست از سطوح طرازکننده وضعیت هواپیما استفاده کند، بنابراین در حین شیرجه خودش تمام نیروی سطوح کنترلی را تحمل میکرد. در لحظه شیرجه ما در ارتفاع 42 هزار پایی بودیم که برای حدود 16 ثانیه هواپیما با سرعت 01/1 ماخ( 1313 کیلومتر بر ساعت ) حرکت کرد و این یعنی ما دیوار صوتی را شکسته بودیم. بعد از آن بود که خلبان سرعت هواپیما را به قبل برگرداند. اما این عمل کمی هراسانگیز بود. وقتی بیل، خلبان هواپیما، خواست دماغه هواپیما را بالا بکشد، سکان عمودی هواپیما از کار افتاد. همان وقت بیل گفت: «خب من از پایدارکنندههای روی2 بال استفاده میکنم» اما پایدارکنندهها هم به خاطر استال (از کارافتادن سطوحکنترلی به دلیل زاویه نامناسب با جریان هوا) تأثیری نداشت. بیل آدم باهوشی بود. کارهایی هستند که خلبانهای دیگر در چنین مواقعی نمیتوانند انجام بدهند. بیل هواپیما را برای یک شیرجه دیگر هدایت کرد تا فشاری را که روی پایدارکننده بود، برداشته شود. این مانور میتوانست بعد از کاهش فشار روی پایدارکنندهها، در صورت خاموش شدن موتورهای هواپیما آنها را مجدد به کار بیندازد. بعد بیل تا ارتفاع 35 هزار پایی (000/10 متری ) پایین آمد. این یک رکورد غیررسمی از پرواز مافوق صوت بود. همچنین رکوردی در ضریب بار و البته رکورد ارتفاع برای حمل و نقل تجاری محسوب میشود. من فکر میکنم 10 سال طول کشید تا SST بتواند این رکوردها را بشکند.
آیا بیل مگرودر، خلبان این پرواز توانست جایزه انجمن پروازهای آزمایشی موسوم به ایوان کیشلو را به دست آورد؟
بله. او همچنین یک سخنرانی درباره سرعت ماخ ارائه کرد و به خلبانها هشدار داد که در سرعت ماخ ممکن است مشکلاتی مشابه برایشان به وجود بیاید. او درباره صنعت هوانوردی خیلی آگاه بود و خوب هم صحبت میکرد. یک مدرس خیلی خوب با ایدههای جدید بسیار. من فکر میکنم کمپانی داگلاس دوست داشت مگرودر همان جا بماند. اما بیل تصمیم گرفته بود به لاکهید نقل مکان کند.
شما برای این پرواز چقدر برنامهریزی و محاسبه کرده بودید؟
ما مجبور بودیم ضریب بار و زاویه شیرجه را محاسبه کنیم تا از حصول به ماخ 01/1 اطمینان حاصل شود. ما برای این کار به ارتفاعات بالا رفتیم، چون در آنجا سرعت صوت کمتر از ارتفاعات پایین است. سرعت صوت در ارتفاع بالا دیگر 1200 کیلومتر بر ساعت نیست، بلکه کمتر میشود. دانشکده آیرودینامیک ـ که فکر میکنم آن موقع زیر نظر راجر شافل بود ـ جداولی را تهیه کرد. عدد ماخ به عنوان یک معیار در اندازهگیری سرعت شیرجه به کار نمیرود، بلکه معمولا از سرعت هوایی استفاده میشود که حس دقیقتری از وضعیت به خلبان میدهد. بنابراین با کاهش ارتفاع در هر هزار پا من سرعت هوایی را برای بیل میخواندم. چون ما با سرعت زیادی در حال کاهش ارتفاع بودیم و من تقریبا دائم در حال صحبت کردن بودم. هر ثانیه 500 پا (حدود 165 متر) از ارتفاع کم میشد و من هر دو ثانیه سرعت را میخواندم. یک بار هم به بیرون پنجره نگاه کردم که به نظر میرسید ما کاملا عمودی داریم سقوط میکنیم.
ما از ساحل لانگبیچ به سمت ادواردز پرواز کردیم. به خاطر نقصی که در هواپیما پیش آمده بود تنها به اندازه نیم ساعت پرواز سوختگیری کرده بودیم. شب قبل در لانگبیچ یک نفر به اسلاتهای بال صدمه زده بود (ابزاری در لبه حمله بال که در سرعتهای پایین به افزایش نیروی برآی بال کمک میکند). اسلاتها از کار افتاده بودند و ما مجبور بودیم تنها با اتکا به فلپها هواپیما را بلند کنیم. البته این کار ریسک زیادی هم داشت؛ چون اگر موقع بلند شدن، یکی از موتورها از کار میافتادند، خلبان نمیتوانست با کمک سکان عمودی، تعادل عرضی هواپیما را حفظ کند.
چه چیزی باعث خرابی اسلاتها شده بود؟
مطمئن نیستم. چیزی بود که موقع تعمیر و نگهداری اتفاق افتاده بود. سوال این بود که باید پرواز کنیم یا نه. بیل گفت خب ما میتوانیم بدون فلپ هواپیما را بلند کنیم، البته به شرطی که یکی از موتورها را از دست ندهیم.
حیرتآور است. اصولا برای چنین پروازهایی چند بار برنامهریزی میکنند.
من قبل از پرواز فلپها را 2 درجه به سمت پایین آوردم و با دست به اتاق خلبان علامت میدادم تا خلبان بداند فلپها در چه موقعیتی هستند. من این کار را دور از چشم سایر خدمه پرواز انجام دادم. طبیعی بود که اگر آنها متوجه میشدند، خیلی نگران میشدند.
وقتی هواپیما به سرعت مافوق صوت رسید چه احساسی داشتید؟
خب... البته اون احساس در ماخ 01/1 اتفاق نیفتاد. در واقع در ماخ 96/0( 1140 کیلومتر بر ساعت )بود که هواپیما به لرزش شدیدی افتاد.
شبیه ضربه زدن به یک دیوار.
بله... و در سرعت کمی بیش از 96/0 از بین رفت و وقتی ما دوباره سرعت را کم میکردیم تا به ماخ 96/0 برسیم این لرزش دوباره برمیگشت. چیزی که در آن شرایط من را بیش از هر چیز دیگری تحت تأثیر خودش درآورده بود، آسمان تاریک و سیاه رنگ بود. تا حالا چیزی شبیه آن ندیده بودم. البته مطمئنم خلبانان ارتش که بارها دیوار صوتی را شکستهاند با این پدیده آشنایی دارند. من چند دوربین در قسمت وسط هواپیما و پشت پنجرهها نصب کرده بودم. میخواستم با آنها چند تصویر از هواپیماهای 100 F و 104 Fکه ما را اسکورت میکردند بگیرم، اما متاسفانه آن هواپیماها در تصاویر من نیفتاده بودند. اما عکسها به من نشان دادند بعد از گذر موج شوک و در سرعت 97/0 ماخ، (1158 کیلومتر بر ساعت )شهپرها 5 درجه بالا رفته بودند. فکر میکنم هر دو طرف این طور شده بودند.
بعد از آن پرواز، وقتی دوباره روی زمین پا گذاشتید، چه احساسی داشتید؟
همه ما خوشحال بودیم. نترسیده بودیم. اما کم و بیش خوشحال بودیم که توانسته بودیم آن رکورد را به دست بیاوریم.
در آغاز و در تمام تمرینها قصد داشتیم با یک طرح جدید رکورد سرعت ماخ را برای هواپیمای مسافربری ثبت کنیم که اغلب به 95/0 ماخ ( 1134 کیلومتر بر ساعت )میرسیدیم. اما مطمئن بودیم به هدفون دست پیدا میکنیم. چند بار هم به 97/0 ماخ رسیدیم. بیل میگفت اگر ما به 97/0 رسیدیم، میتوانیم به 01/1 ماخ هم برسیم. چیزی نمانده بود.
فکر کنم باید از شما به عنوان قسمتی از تاریخ هوانوردی اسم ببریم. چیزی شبیه اولین فضانورد.
مدت کوتاهی بعد از این پرواز جکسون مکگون، مدیر شرکت هواپیمایی داگلاس به ملاقات ما آمد و در ناهارخوری همدیگر را دیدیم. جکسون برای همه ما ناهار گرفت. یک جورهایی از آن ملاقات خوشحال بودیم. جان لاندلیوس (مسوول پروازهای آزمایشی)هم به هر کدام از ما 1000دلار پاداش داد، این پاداش از اولی هم بهتر بود. البته این داستان به وقتی برمیگردد که هزار دلار ارزشی داشت.بعدها هواپیمایی که با آن پریده بودیم، به خطوط هوایی خلیج کانادا برگشت و نزدیک 19 سال در همان جا نگهداری شد و سال 1359 اوراق شد.
انسان هایی که برای اولین بار از سرعت صوت گذشتند
در این عکس اولین انسانهایی را که با یک هواپیمای مسافربری از سرعت صوت گذشتند، مشاهده میکنید. این گروه سرنشینان پرواز آزمایشی سوپرسونیک بودند. مهندس پرواز در این پرواز آزمایشی ریچارد اچ ادوارد (سومین نفر از سمت چپ) و خلبان این پرواز بیل مگرودر ـ که با پیراهن سفید پشت تابلوی امضا ایستاده است ـ بودند.
مترجم:امیر توکلیکاشی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: