jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۴۳۴۱۳۶   ۱۸ مهر ۱۳۹۰  |  ۰۰:۰۴

روزنامه الشروق مصر / مترجم: یوسف رضازاده

آیا آمریکا همچنان دوست مصر است؟

روابط مصر و آمریکا چگونه است؟ آیا این سوال به منزله عبور از خطوط قرمز یا دخالت در کاری است که به ما مربوط نمی‌شود؟

این سوالی بود که وقتی خبر دیدار سرلشکر دیوید گولدوین فرمانده نیروی هوایی فرماندهی مرکزی آمریکا به همراه هیاتی از شخصیت‌های برجسته نظامی‌این کشور با سرلشکر سامی‌عنان، رئیس ستاد مشترک و نایب‌رئیس شورای عالی نظامی‌مصر را شنیدم، به ذهنم خطور کرد. در این دیدار تعدادی از اعضای شورای عالی نظامی ‌مصر نیز حضور داشتند و بنا به نوشته شرق‌الاوسط مسائل مهم دوجانبه در آن مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

البته نمی‌خواهم این مساله را نیز کتمان کنم که من نسبت به این سفر مقامات آمریکایی به قاهره، بویژه در مرحله بعد از انقلاب مصر با دیده شک و تردید نگاه می‌کردم و حضور مقامات نظامی ‌در قالب هیات‌های 2طرف مصری و آمریکایی نیز مزید بر علت بود. من دلایل زیادی برای این دید منفی خود دارم؛ از جمله این‌که اصل درباره مقامات سیاسی آمریکایی بر عدم برائت است و زمانی که بحث بر سر مقامات نظامی ‌آمریکایی باشد این مساله شدت بیشتری به خود می‌گیرد و ترس و نگرانی‌هایی را ایجاد می‌کند، چرا که صرف این مساله کافی است که این مقامات سیاسی یا نظامی ‌دوست دشمنان ما یا در خدمت آنها باشند. زمانی که «دشمن دشمنم دوست من باشد» مطمئنا دوست این دشمن من وضعیت عکس دارد و دشمن من محسوب می‌شود. در نتیجه، حتی روبوسی آنها نیز برای ما خطرناک و سمی ‌خواهد بود.

دلیل دوم نگرانی من این است که این انقلاب علیه یک رژیم همپیمان آمریکا صورت گرفت و رئیس این رژیم «گنج ارزشمند» و استراتژیک رژیم صهیونیستی به شمار می‌رفت و مطمئنا ارزش وی برای آمریکا نیز بیشتر از این بود؛ لذا مقامات آمریکایی باید سهمی ‌از این آتش خشمی‌که بر خرمن مبارک و رژیم وی افتاد، داشته باشند. وقتی جوانان ما در مقابل دیدگان جهانیان به بیان احساسات ضدصهیونیستی خود می‌پردازند، شکی نیست که این موضع آنها در قبال آمریکا شدت و حدت بیشتری به خود می‌گیرد و اگر حادثه کشته شدن 5 نیروی امنیتی مصری به دست نظامیان صهیونیستی را عامل شعله‌ور شدن آتش خشم مردم مصر در مقابل سفارت این رژیم در قاهره بدانیم، شکی نیست که شعله‌های این آتش دامن آمریکایی‌ها را نیز فرا خواهد گرفت؛ هر چند که زمان آن معلوم نیست.

با وجود این، این مساله جای تردید دارد که روابط مصر و آمریکا در مرحله بعد از انقلاب مصر دستخوش تغییر و تحول نشود و همان روابط مثبت قاهره و واشنگتن در مرحله قبل از انقلاب 25 ژانویه، در مرحله بعد از آن نیز تداوم پیدا کند و خبری از تیرگی و سردی روابط نباشد؛ گویی که نه مبارک برکنار شده است و نه مزدوران وی از نهادها و ادارات پاکسازی شده اند و نه تغییری در سیاست خارجی قاهره رخ داده است. این وضعیت بر برخی برداشت‌ها و اظهارنظرها مبنی بر این‌که راس هرم تغییر کرده است، اما بدنه آن همچنان به قوت خود باقی است و شاگردان مکتب وی پست‌های عالیه را در اختیار می‌گیرند، مهر تایید می‌زند.

پیام انقلاب

تاکنون نتوانسته‌‌ام هیچ پاسخی برای این سوال خود که روابط قاهره و واشنگتن چطور می‌تواند هم در مرحله قبل از انقلاب 25 ژانویه و هم در مرحله بعد از آن دوستانه باشد، پیدا کنم. من خواهان درگیری یا قطع رابطه با آمریکا نیستم، اما فکر می‌کنم باید فرقی در این زمینه باشد تا ما را به این باور برساند که موضع سیاسی مصر در مرحله بعد از انقلاب مستقل‌تر شده است و آمریکا این پیام را دریافت کرده که تحولات مهمی ‌در مصر به وقوع پیوسته است و شاید قاهره آن مسائلی را که در مرحله قبل از انقلاب قبول می‌کرد، الان قبول نکند، چرا که ملت مصر در راستای دفاع از کرامت خود و کشورش قیام کرد.

اگر دیدار رئیس ستاد مشترک مصر و فرمانده نظامی ‌آمریکایی در شرایط دیگری صورت می‌گرفت، ما می‌گفتیم که این دیدار برای بررسی مسائل نظامی‌برگزار شده است و ما نباید نگران آن باشیم، اما حال مساله این است که آقای عنان تنها رئیس ستاد مشترک ارتش مصر نیست، بلکه نایب‌رئیس شورای عالی نظامی‌حاکم بر مصر نیز هست و نقش مهمی‌ در مراجع تصمیم گیری سیاسی دارد و در ساماندهی به اوضاع سیاسی جدید کشور و بویژه در مساله انتقال قدرت به طرف‌های غیرنظامی ‌مصری نیز نقش ایفا می‌کند. در واقع، عنان تنها یک مستمع آزاد نیست، بلکه از افراد صاحب نظر درباره آینده سیاسی مصر به شمار می‌رود که ممکن است برخی آرای وی مورد قبول واقع شود و برخی دیگر با مخالفت مواجه گردد.

در بخش دوم مصاحبه الاهرام با استاد محمد حسنین هیکل که 20‌‌ سپتامبر منتشر شد، آمده بود که ما اطلاعات کافی از مسائل اساسی مربوط به آینده مصر و از جمله مساله روابط با آمریکا و آثار و تبعات آن نداریم. هیکل گفته بود اوضاع مصر به شدت پیچیده است و بیشتر به یک کوه یخی شبیه است که بخش اعظم آن در زیر آب فرو رفته و قسمت اندکی از آن نیز در روی آب باقی مانده است.

بر حسب اتفاق و قضا، آن شماره روزنامه الاهرام که مصاحبه استاد هیکل در صفحات داخلی آن منتشر شده بود، خبر مربوط به نشست سرلشکر عنان با فرمانده نظامی‌آمریکایی را نیز در صفحه اول خود جای داده بود و این مساله باعث طرح این سوال می‌شد که آیا این دیدار مربوط به بخش در آب فرو رفته کوه یخی مصر بود یا بخش بیرونی آن؟ این سوالی است که ملت مصر به منظور اطمینان از انقلاب خود به دنبال پاسخ آن هستند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر