در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا بعد از 2 ماه شهروندی با روزنامه تماس گرفته و ماجرایی را تعریف میکند که تلخی آن کمتر از حادثه طلبه جوان نیست. ماجرا از این قرار است که شهروندی تهرانی که در شرکتی به عنوان پرسنل خدماتی مشغول به کار است حدود 25 روز پیش سکته مغزی کرده و حالش وخیم میشود. بهرغم پیگیریهای زیاد و توسل به ستاد هدایت دانشگاهها که وظیفه دارد در صورت نبود جا و نبود امکان پذیرش یک بیمار در یک بیمارستان بلافاصله در بیمارستان دیگری برای بیمار پذیرش بگیرد، به اطرافیانش خبر میدهند که امکان پذیرش او در بخش مراقبتهای ویژه هیچ بیمارستان دولتی به دلیل کمبود جا وجود ندارد.
چارهای جز مراجعه به بیمارستان خصوصی نمیماند و در نهایت این شهروند بهرغم داشتن سابقه بیمهای به مدت 10 سال، به جای دریافت خدمت از بیمارستان دولتی در بیمارستان خصوصی بستری میشود.
اگر مسوولان وزارت بهداشت معتقدند که افراد بدون توانایی مالی میتوانند در بیمارستان دولتی خدمت لازم را بگیرند، بهنظر میرسد باید به این نکته توجه کنند که وقتی پای مرگ و زندگی در میان است و از طرفی تلاش همراهان بیمار برای پذیرش در بخش دولتی به جایی نرسد، رفتن به بخش خصوصی به یک اجبار تبدیل میشود. بالاخره بیمار به مدت 20 روز بستری میشود و در نهایت در بیمارستان مذکور مورد عمل جراحی قرار میگیرد، اما ظاهرا به دلیل سکته قلبی حین عمل فوت میشود. حالا هزینه بیمارستان 34 میلیون تومان اعلام شده که با اندکی تخفیف 30 میلیون آن باقیمانده است، اما از آنجایی که امکان پرداخت این مبلغ برای خانواده متوفی ممکن نیست، جسد وی هنوز (تا زمان تماس بستگان با روزنامه)در بیمارستان است و به خانواده او تحویل داده نمیشود. تنها کاری که میشود در ازای تماس تلفنی اطرافیان این شهروند انجام داد، نوشتن همین یادداشت است؛ یادداشتی که امیدواریم مسوولان نظام سلامت را به تلاش بیشتر وادارد و کاری برای امثال این افراد انجام دهند.
مستوره برادراننصیری / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: