شاکی اضافه کرد: ابتدا گفتههای تماس گیرنده را جدی نگرفتم؛ اما ساعتی بعد دوباره مردم آدمربا تماس گرفت و صدای فریاد و نالههای آنها را برایم پخش کرد. با التماس خواستم برای چند دقیقه اجازه دهد با پدرم صحبت کنم. در گفتوگو با پدرم، او که صدایش میلرزید در یک لحظه عنوان کرد به اتفاق برادرم در یک گاراژ متروکه در رباط کریم زندانی هستند.با اطلاعات به دست آمده از شاکی، ماموران با آموزش به او و دیگر اعضای خانوادهاش خواستند تا منتظر تماس بعدی آدمرباها باشند و پلیس را در جریان قرار دهند.
در پی این حادثه، ماموران آگاهی به محل اسارتگاه 2 گروگان اعزام شدند و آنجا را تحتنظر قرار دادند. با محاصره محل، ماموران متوجه شدند یک خودروی پژو از آن گاراژ متروکه بیرون آمد.
تعقیب و گریز پلیس با آدمرباها
ماموران با اخطار به سرنشینان خودرو که 3 مرد بودند، خواستند خودرو را متوقف کنند اما آنها به اخطارهای ماموران توجهی نکردند و به سرعت متواری شدند.
در پی این فرار، ماموران خودروی آدمرباها را تعقیب کردند و با استفاده از قانون بهکارگیری سلاح، چند تیر هوایی شلیک کردند تا خودرو را متوقف کنند؛ اما آدمرباها بدون توجه به اخطارهای پلیس به فرارشان ادامه دادند.
این تعقیب و گریز ادامه داشت تا این که عاقبت خودروی متهمان به دلیل سرعت زیاد با گاردریل برخورد کرد و در جاده رباط کریم ـ شهریار متوقف شد.
متهمان با جا گذاشتن خودرو قصد فرار داشتند که ماموران آدمرباها را دستگیر کردند.
در همین موقع ماموران، متوجه صدای ناله و کمکخواهی از درون خودرو شدند که با بررسی صندلی عقب خودرو، پدر و پسر ربوده شده با دست و پای بسته نجات یافتند. متهمان همراه 2 مرد ربوده شده به پلیس آگاهی منتقل شدند.
ماموران برای یافتن همدستان احتمالی 3 گروگانگیر دوباره در گاراژ متروکه حضور یافتند و متوجه شدند، یک مرد معتاد در آنجا پنهان شده است و وقتی به تحقیق از او پرداختند مشخص شد، 4 مرد که سرنشینان 2 خودروی مزدا و پژو بودهاند، دقایقی پیش آنجا را ترک کردهاند.
ماموران به جستجو در آن حوالی ادامه دادند، اما موفق به یافتن متهمان فراری نشدند. در پی رهایی گروگانها، تحقیقات از آنها آغاز شد.
شاکی از ربوده شدن خود و پسرش گفت
مرد میانسال ـ یکی از ربودهشدهها ـ به پلیس گفت: در حال بازگشت به خانهام در شهریار بودم که دیدم 3 مرد به پسرم حمله کرده و به زور او را درون خودروی پژو انداخته و با خود بردند. با سوار شدن به خودرویم، آدمرباها را تعقیب کردم. در میانه راه یک خودروی دیگر راهم را سد کرد و 4 مرد که سرنشینان آن بودند، به من حملهور شدند و پس از ضرب و جرح توسط آنها، بیهوش شدم.
شاکی اضافه کرد: در میانه راه که به هوش آمدم، آدمرباها دست و پای مرا با طناب بسته بودند و مردی با سوار شدن به خودروی من، پشت سرمان حرکت میکرد. با توقف در حاشیه جاده، مرا از خودرو بیرون آورده و درون خودروی دیگری که پسرم در آن بود، انداختند. آدمرباها دست و پا و چشمان ما را بسته بودند و خودشان را پلیس معرفی میکردند.
مرد نجاتیافته افزود: بعد از طی مسافتی، خودروی پژو مقابل یک گاراژ متروکه متوقف شد و من و پسرم را به آنجا برده و زندانیمان کردند. پس از آن سایر آدمرباها که درون 2 خودروی دیگر بودند، وارد همان گاراژ شدند و بشدت کتکمان زدند.
وی تصریح کرد: آدمرباها میگفتند ما از یکی از دوستان خانوادگی شما 20 میلیون تومان پول طلب داشتیم، او را پیدا نکردیم، بنابراین شما گروگان ما میمانید تا خانوادهتان پول درخواستی را بدهند. در پی اظهارات گروگان میانسال و پسرش، 3 مرد آدمربا به طور جداگانه بازجویی شدند تا عاقبت 2 روز پیش اعتراف کردند.
اعتراف سرکرده باند گروگانگیری
سرکرده باند آدمربایی به پلیس گفت: چندی پیش با مردی آشنا شده و او در قبال دریافت 20 میلیون تومان پول قرار بود مواد اولیه کارگاه تولیدیام را تهیه کند که با گذشت یک ماه خبری از او نشد و جستجوهایم برای یافتن او بینتیجه ماند تا اینکه متوجه شدم دوست مرد بدهکار در شهریار زندگی میکند و با او در رفتوآمد است.
متهم اضافه کرد: موضوع را با دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد سراغ دوست مرد بدهکار رفته و از او سراغ بدهکار را بگیریم.
وی اضافه کرد: روز حادثه با دیدن پسر صاحبخانه سراغ پدرش را گرفتیم که پاسخ درستی به ما نداد. بنابراین به زور او را درون خودرو انداخته و در حال فرار بودیم که پدرش متوجهمان شد و مجبور به ربودن او شدیم.
روز گذشته پرونده مردان آدمربا با توجه به رخ دادن این حادثه در شهریار، با عدم صلاحیت رسیدگی به دادسرای شهریار ارسال شد. به این ترتیب، با دستور بازپرس اصغری زاویه، رئیس شعبه هفتم دادسرای شهریار، پرونده در اختیار پلیس آگاهی قرار گرفت تا تحقیقات تکمیلی از 3 مرد آدمربا صورت گیرد و 4 عضو فراری این باند دستگیر شوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم