قولی‌ که شاکی به آن عمل نکرد

وکالت، حرفه‌ای شریف و مهم است که نبودش باعث می‌شود به عدالت لطمه وارد شود. وکلا در برابر قضات نیستند. آنها در کنار قضات و دستگاه قضایی هستند تا بتوانند دریافتن حقیقت و رسیدن به عدالت کمک کنند. از زمانی که لباس وکالت را به تن کردم تمام تلاشم این بود که عدالت اجرا شود و هیچ مجرمی به خاطر کاری که کرده از حقوق قانونی خود محروم نشود. به همین دلیل هم بیشتر از این‌که وکالت شاکیان پرونده را به عهده داشته ‌باشم، وکالت متهمان را عهده‌دار می‌شوم.
کد خبر: ۴۳۱۸۳۴

در طول این سال‌ها با متهمان زیادی سروکله زدم و وکالت آنها را قبول کردم که اعمال مجرمانه انجام داده‌ بودند، اما سعی کردم حقوق قانونی آنها رعایت شود. یادم می‌آید یکی از این پرونده‌ها مربوط به زنی بود که شوهر صیغه‌ا‌‌ی‌اش را کشته‌بود.عملی که متهم انجام داده بود بسیار فجیع بود. او شوهرش را به قتل رسانده و جسدش را مثله کرده‌بود.

موکل من 2 دختر داشت و باشوهرصیغه‌ا‌‌ی‌اش زندگی می‌کرد. یادم می‌آید وقتی وکالت او را به عهده گرفتم، متوجه شدم زن بسیار فقیری است و دو دخترش با مادرپیر این زن زندگی می‌کردند. با زندانی شدن مادر، دو دختر کوچک کار می‌کردند تا بتوانند هزینه زندگیشان را بپردازند. زن جوان در مراحل بازجویی اعتراف کرده ‌بود که شوهرش را دوست نداشته به همین خاطر او را کشته‌ است. این ادعا به نظر عجیب می‌آمد چون او برای ازدواج با شوهر صیغه‌ای‌اش از شوهر اولش جدا شده ‌بود. وقتی به ملاقاتش رفتم و خواستم به طور کامل برایم توضیح دهد چه اتفاقی افتاده‌ است، متوجه شدم که این زن برای دفاع از دخترش این‌کار را کرده ‌است. آن‌طور که موکلم تعریف کرد، شوهرصیغه‌ای ‌قصد تعرض به دخترنوجوان این زن را داشته‌ است و او هم برای دفاع از دخترش دست به قتل زده‌ بود و بعد هم جسد را از خانه خارج کرده ‌بود. از موکلم خواستم تا این حرف‌ها را در دادگاه بگوید، روز دادگاه این گفته‌ها را مطرح کرد، اما قاضی نپذیرفت چون این ادعای جدیدی بود. رای بر قصاص او صادر شد و من اعتراض کردم. دیوان رای صادره را نقض کرد و خواستار بررسی بیشتر شد. دختر زن جوان هم در دادگاه حاضرشد و ادعای خودرا مطرح کرد. این‌بار رای به نفع موکل من صادر شد و اولیای‌دم اعتراض کردند و رای نقض شد.

آخرین بار که رسیدگی صورت گرفت، رای صادره به ضرر موکل من بود و همین رای هم مورد تایید قرار گرفت. با تلاش‌هایی که کردیم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران تصمیم گرفت جلسه صلح و سازش برگزار کند و از آنجا که این پرونده در اذهان عمومی هم بسیار بازتاب داشت، این جلسه برگزار شد. ولی‌دم مقتول مادرش بود که به خاطر کهولت سن دخترش را وکیل خودش کرده‌ بود. مادرمقتول راضی به قصاص نبود اما آنچه باعث می‌شد تا این پرونده به رضایت نرسد، اصرار خواهران مقتول بود. آنها فکر می‌کردند اگر قاتل برادرشان قصاص نشود آبرویشان می‌رود در حالی که مادر راضی به این قصاص نبود.

در نهایت جلسه صلح ‌وسازش برگزارشد و خواهر مقتول در حضور خبرنگاران قول داد که رضایت بدهد فقط یک انگشتری که یادگار برادرش بود را خواست. موکل من هم قبول کرد که آن را بدهد.

موکلم و دخترانش خیلی خوشحال بودند و برای آینده برنامه‌ریزی کرده‌ بودند. موکلم در زندان برای زندانیان دیگر کار می‌کرد و پول کمی که به دست می‌آورد را برای بچه‌هایش می‌فرستاد. دختران هم خودشان در خانه سبزی پاک می‌کردند و می‌فروختند.

تا این‌که یک روز صبح به من خبردادند قرار است حکم قصاص موکلم اجرا شود. روز بسیار بدی برای من بود. اصلا انتظارش را نداشتم و نمی‌دانستم چرا این اتفاق افتاده‌است چون خواهر مقتول گفته ‌بود رضایت می‌دهد.

خلاصه‌ این‌که تلاش زیادی کردیم و در نهایت خواهر مقتول گفت پای چوبه‌دار این رضایت را اعلام می‌کند. صبح روز قرار به زندان رفتیم. موکلم هرچه التماس کرد، فایده‌ای نداشت و خواهر مقتول طناب را برگردن او انداخت و حکم را اجرا کرد و بعد از زندان خارج شد.

موکلم مرد و به فاصله چند روز از او مادر مقتول هم فوت کرد. خواهر مقتول فکر می‌کرد با این کارش به مادرش کمک می‌کند اما مادر او به خاطر فشار روحی که تحمل می‌کرد فوت کرد. به همین خاطر هم می‌گویند لذتی که در گذشت هست در انتقام نیست. البته من به عنوان وکیل متهم همه تلاشم را کردم و همه راه‌های قانونی را رفتم، اما در نهایت این اولیای‌دم بودند که باید تصمیم می‌گرفتند. یک وکیل هم وظیفه دارد به لحاظ قانونی موکل خود را حمایت و کارهای او را پیگیری کند. اما وقتی کار به بخشش رسید دیگر این وکیل نیست که باید دخالت کند و اولیای‌دم و خانواده شاکی باید خودشان تلاش کنند.

عبدالصمدخرمشاهی

 وکیل دادگستری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها