در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما زمانی در جریان قرار گرفتیم که خانواده شکور به پلیس خبر دادند این مرد گم شده است. وقتی پلیس شماره تلفن همراه شکور را مورد بررسی قرار داد متوجه شد که شماره تلفن زنی به نام رویا مرتب تکرار شده و آنها بارها و بارها با هم تماس گرفتهاند. رویا شناسایی و بازداشت شد. این زن اعتراف کرد که زن صیغهای شکور بوده و با همدستی شوهر سابقش این کار را کرده است. رویا در مورد انگیزهاش از قتل به پلیس گفت: میخواستم پول بهدست آورم چون نمیتوانستم هزینههای زندگیام را تامین کنم. دختری دانشجو داشتم و شوهر سابقم هم نمیتوانست به ما کمکی بکند.
بررسیهای ما در مورد این زن نشان داد که او 15 سال قبل زمانی که دخترش 5 ساله بود از شوهرش ـ که همدست فعلی اوست ـ جدا شده و با مردی به نام مهدی ازدواج کرده است؛ البته این ازدواج به صورت موقت بوده و آنها چند ماه قبل از این حادثه از هم جدا شدند و رویا برای سومین بار ازدواج کرد و این بار شوهرش کسی نبود جز شکور مقتول پرونده. ما متوجه شدیم که مقتول مردی ثروتمند است و بدون اطلاع خانوادهاش این زندگی پنهانی را درست کرده به همین خاطر هم دسترسی به مظنونان کمی با تاخیر بود.
بعد از بازداشت متوجه شدیم متهمان با طراحی نقشه قبلی برای اینکه بتوانند از شکور سفته بگیرند و آن را خرج کنند او را نیمهشب به خانه رویا کشاندند و زمانی که شکور مقاومت کرد او را به قتل رساندند. علاوه بر آنچه گفتم، مدارک زیادی در پرونده به طور مفصل در مورد متهمان وجود دارد و به دادگاه ارائه شده است.
نماینده دادستان تهران در مورد وضعیت شاهرخ متهم ردیف اول میگوید: او خلافکاری حرفهای است و مطابق استعلاماتی که انجام دادیم این مرد به خاطر جرایم مختلف بارها بازداشت و زندانی شده است.
او در مورد گفتههای متهمان در دادگاه میگوید: این گفتهها فقط به خاطر توجیه کاری است که کردهاند. بنابراین من به عنوان نماینده دادستان تهران درخواست کردم متهمان مجازات شوند چرا که این قتل یک قتل اتفاقی نبوده و متهمان برای اینکه بتوانند عمل مجرمانه خود را انجام دهند دخترشان را به بهانهای از خانه خارج کردهاند و همه اینها نشان میدهد آنها با قصد قبلی قتل را انجام دادهاند.
بهخاطر فحاشی کشتمش
در حالی که نماینده دادستان تهران باجدیت بر عمدی بودن قتل و قصد اخاذی تاکید میکند، هر دو متهم پرونده این موضوع را انکار میکنند. شاهرخ متهم ردیف اول این پرونده میگوید همه چیز یک اتفاق بود.
تو و شکور همدیگر را میشناختید؟
نه، من اصلا نمیدانستم او کیست و چند دقیقه قبل از قتل با او آشنا شدم.
تو در خانه همسر سابقت چه میکردی؟
دخترم با مادرش درگیر شده بود و من برای اینکه در مورد مشکل آنها صحبت کنم به خانه زن سابقم رفتم. بعد آن مرد آمد، زنم به من نگفت که آن مرد شوهر صیغهایاش است، گفت که شکور از او طلبکار است و برای گرفتن طلبش آمده است.
پس چرا با هم درگیر شدید؟
درگیری ما به خاطر این بود که او به دخترم و مادر دخترم فحش داد.
چرا این کار را کرد؟
نمیدانم چه شد، من به اتاق دخترم رفتم چون همسترهایش از قفس بیرون آمده بودند و باید آنها را دوباره در قفس میگذاشتم. یکدفعه صدای فریاد شنیدم، فحشهای رکیکی داده میشد من هم نتوانستم خودم را کنترل کنم و او را کشتم.
خب میتوانستی او را از خانه بیرون کنی؟
نمیدانم چه شد. اصلا در حال خودم نبودم، وقتی بیشتر عصبانی شدم که رویا آمد و سعی کرد جلوی مرا بگیرد. وقتی او این کار را کرد عصبانی شدم و بیشتر گلویش را فشار دادم تا فوت کرد.
تو و رویا جسد را سوزاندید. توضیح بده چطور این کار را کردی؟
بعد از این که شکور مرد، من از رویا چسب گرفتم. دست و پای مقتول را در یک پتو پیچیدم و بعد جسد را در صندوق عقب ماشین مقتول گذاشتم. رویا را وادار کردم که سوار ماشین شود، هر کاری که من میگفتم رویا انجام میداد. به شهرکی اطراف کرج رسیدیم. از رویا خواستم ماشین را متوقف کند من هم بدون این که جسد را از پشت صندوق بیرون بیاورم آن را آتش زدم.
بنزین از کجا آوردی؟
در راه، جلوی یک پمپ بنزین توقف کردیم و یک 4 لیتری بنزین خریدم.
تو مرتکب قتل شدی و خانوادهای را بیسرپرست کردی. هیچ به این فکر کردی که به دخترت چه خواهی گفت؟
دخترم وقتی که متوجه شد من مرتکب قتل شدم تعجب کرد. او مرا میشناسد و میداند که آدم خشنی نیستم. برایش توضیح دادم که آن مرد فحاشی کرد. اگر این کار را نمیکرد و من عصبی نمیشدم که حالا زنده بود. به هر حال قبول دارم کار بدی کردم. دخترم مرا بخشیده است. امیدوارم اولیای دم هم من را ببخشند.
اولیایدم برایت درخواست قصاص کردهاند. فکر میکنی بتوانی رضایت بگیری؟
خانوادهام تلاش میکنند رضایت اولیای دم را بگیرند. امیدوارم بتوانیم این کار را بکنیم. قسم میخورم قتل اتفاقی بود. من روی دخترم خیلی تعصب دارم. هر پدر و مادری روی بچهاش حساس است و من فکر میکنم همسر شکور حرفم را بفهمد و از بچههایش بخواهد من را ببخشند.
میخواستم مانع قتل شوم
هرچند رویا متهم ردیف دوم پرونده است، اما اولیای دم او را مقصر اصلی میدانند. چرا که اولا رویا همسر صیغهای شکور بوده و آنها مخفیانه با هم رابطه داشتند دوم این که قتل در خانه رویا اتفاق افتاده است.
این زن میگوید در قتل نقشی نداشته و حتی سعی کرده جلوی شوهر سابقش را بگیرد: من و دخترم با هم دعوا کرده بودیم و دخترم با حالت قهر خانه را ترک کرد و به خانه پدرم رفت. آن روز شکور با من تماس گرفت. چند ماهی بود که صیغه او شده بودم. گفت که میخواهد من را ببیند. خودم را آماده کردم قرار بود بعدازظهر به خانهام بیاید، اما نیامد فکر کردم پشیمان شده است. شاهرخ شوهر سابقم آمد. تقریبا آخرهای شب بود فکر نمیکردم شکور دیگر بیاید. به همین خاطر در را باز کردم. شاهرخ فهمید منتظر کسی هستم، اما برایش توضیح ندادم که ماجرا چیست. چند دقیقه بعد زنگ زدند و این بار شکور بود. خیلی ترسیده بودم، نمیدانستم باید چه کنم، در را باز کردم و وقتی شکور وارد شد شاهرخ را همسر دوستم معرفی کردم و به شاهرخ هم گفتم شکور از من طلبکار است. آنها کمی با هم صحبت کردند. وقتی شاهرخ به اتاق دخترم رفت به شکور گفتم او پدر دخترم است، شکور عصبانی شد و فحاشی کرد.
رویا میگوید: وقتی شکور فحاشی کرد، شاهرخ عصبانی شد و به سمتش حمله کرد. من سعی کردم جلوی آنها را بگیرم، اما نتوانستم.
شکور روی زمین افتاده بود. شاهرخ گفت که چسب بیاور من گفتم این کار را نمیکنم. او زنده است، اما شاهرخ اصرار کرد. وقتی او شکور را با چسب بست بیرون رفت تا ماشین را آماده کند من گوشی شکور را برداشتم تا به خانوادهاش خبر دهم. تماس گرفتم زنش گوشی را برداشت و در همین حین شاهرخ رسید گوشی را از من گرفت و به گوشهای پرت کرد. زن شکور پشتسر هم زنگ میزد. شاهرخ هم گوشی را شکست و بعد من را وادار کرد تا محلی که جسد را آتش زدیم رانندگی کنم.
او در مورد این که چطور با شکور آشنا شد، میگوید: شکور را در خانه یکی از دوستانم دیدم. سالها قبل با هم آشنا شدیم. او اصرار داشت من صیغهاش شوم، قبول نکردم، اما شماره من را داشت و مرتب به من زنگ میزد هر بار هم پیشنهاد میکرد صیغه شویم، تا اینکه چند ماه قبل از حادثه به صورت صیغهای ازدواج کردیم.
این زن مدعی است نگران خانواده شکور بوده است: وقتی شکور مرد دلم نمیخواست باور کنم. چون خودم به تنهایی یک بچه بزرگ کردم میدانم نگهداری بچه بدون پدر چقدر سخت است و دلم برای همسر شکور میسوخت و نگران بودم که چه بلایی سر فرزندان او میآید، اما این اتفاق واقعا تقصیر من نبود.
از اولیایدم درخواست دارم گذشت کنند. من در این قتل کارهای نبودم، دختری دارم که دانشجو است و سرنوشت او تحت تاثیر این پرونده قرار میگیرد. خواهش میکنم به خاطر او گذشت کنند.
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: