دیپلماسی عمومی، آثار و کارکردها

روز دوشنبه گذشته محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور کشورمان برای هفتمین بار متوالی برای شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد عازم نیویورک شد تا همچنان نام خود را به عنوان رکورددار شرکت یک رئیس‌جمهور در چنین نشستی حفظ کند.
کد خبر: ۴۳۰۶۴۶

سفرهای متعدد دکتر احمدی‌نژاد به نیویورک بیش از آن که از جنبه دستور کار اجلاسیه‌های مختلف مجمع عمومی سازمان ملل متحد مورد توجه قرار گیرد از منظر بهره‌گیری رئیس‌جمهور از ابزارهای مختلف دیپلماسی عمومی برای رساندن پیام نظام جمهوری اسلامی ایران به مردم دنیا اهمیت یافته است. دیپلماسی غیررسمی که از طریق مصاحبه‌های مطبوعاتی، سخنرانی در مراکز مختلف علمی و دانشگاهی یا دیدار با گروه‌های مختلف فکری و نیز ایرانیان مقیم خارج کشور موجب نگرانی شدیدی برای دولت آمریکا و لابی صهیونیستی شده است، به طوری که هر سال سعی شده محدودیت‌های بیشتری برای هیات ایرانی ایجاد شود. این نگرانی‌ها بیش از همه ریشه در کارکردهای دیپلماسی عمومی در جهان کنونی دارد. در واقع دیپلماسی عمومی ازجمله ابزارهای نوینی است که از طریق آن یک دولت تلاش می‌کند تا افکار عمومی کشورهای دیگر را در جهت تامین منافع ملی خود تحت تاثیر قرار دهد به نحوی که افکار عمومی بتواند سیاست خارجی دولت متبوع خود را تحت فشار قرار دهد و در نهایت در آن تغییر ایجاد کند. دیپلماسی عمومی از طریق ابزارهایی چون مطبوعات، کتاب، سینما، مبادلات فرهنگی، رادیو و تلویزیون و امثال آن، نوعی رابطه دولت ـ ملتی را شکل می‌دهد که می‌تواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد. بررسی‌ها نشان می‌دهد دولت آمریکا و آژانس اطلاعاتی ایالات متحده بنیانگذار دیپلماسی عمومی در جهان است. این اصطلاح نخستین بار سال 1965 در آمریکا توسط «ادموند گولیون (Edmond Gulion)‌ رئیس مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر در دانشگاه تافتز» به کار گرفته شد که وی این تعریف محدود را از دیپلماسی عمومی ارائه داد: «عبارت است از ارتباط معطوف به منافع ملی یک کشور از راه ارتباط با مردم خارج از مرزهای جغرافیایی». از آن زمان تاکنون دامنه این ابزار بویژه در مسیر شکل‌دهی به سیاست خارجی بسیار گسترده شده، به طوری که امروز کشورهای مختلف جهان و بویژه قدرت‌های بزرگی چون آمریکا از دیپلماسی عمومی به مثابه بازوی اصلی جنگ نرم بهره می‌گیرند، اما به نظر می‌رسد بهره‌گیری از دیپلماسی عمومی در ایران و بویژه در دوره دولت نهم و دهم بیش از آن که به عنوان مکمل سیاست‌های خارجی معطوف به دیپلماسی رسمی باشد به عنوان جبران‌کننده خلأهای موجود در عرصه دیپلماسی رسمی به دلیل محدودیت‌های ایجاد شده در عرصه بین‌الملل برای کشورمان مورد استفاده قرار گرفته است، لذا بررسی ویژگی‌ها، اهداف و آثار دیپلماسی عمومی در ایران دوره احمدی‌نژاد در موارد زیادی متفاوت با دیپلماسی عمومی متعارف در جهان است.

مفهوم‌شناسی در بستر شکل‌گیری دیپلماسی عمومی

اگرچه از دیپلماسی، معانی و تعاریف مختلفی توسط صاحب‌نظران صورت گرفته ولی در بسیاری از تعاریف دیپلماسی می‌توان به یک نقطه مشترک رسید و آن این که دیپلماسی فن ارتباط میان سیاستمداران کشورهای مختلف جهان با یکدیگر است. حال برخی معتقدند که مجریان دیپلماسی سران کشورها هستند یا برخی بر این عقیده‌اند که دیپلماسی صرفا از طریق نمایندگان اعزامی به کشورهای مختلف و دیپلمات‌ها قابل پیگیری است. با رویکردی ارتباطی در تعریف دیپلماسی می‌توان گفت: دیپلماسی، مدیریت روابط کشورها با یکدیگر و میان کشورها با دیگر بازیگران بین‌المللی است. این بازیگران شامل گروه‌ها، سازمان‌ها و افرادی هستند که در کنار دولت‌ها دیپلماسی را به عنوان نظامی اطلاعاتی برای بیان و دفاع از منافع و اعلان تهدیدها و اولتیماتوم‌ها به کار می‌برند، اما به هر حال آنچه مسلم است این که دیپلماسی در مفهوم سنتی خود مخاطبی جز دولت‌ها نداشته است، اما از چند دهه قبل و بویژه پس از تشکیل جامعه ملل از سویی دیپلماسی از شکل دوجانبه گذشته خود خارج شد و از سوی دیگر چه به طور مستقیم یا غیرمستقیم مخاطبان دیگری هم پیدا کرد که افکار عمومی، گروه‌ها و احزاب، قومیت‌ها و اقلیت‌ها ازجمله آنها بوده‌اند. به این ترتیب که به تدریج دیپلماسی رسمی یا سنتی برای خود رقیبی را مشاهده کرد که در چند دهه اخیر نام دیپلماسی عمومی به خود گرفته است. دیپلماسی عمومی به مثابه یکی از ارکان عملیات روانی در پیشبرد اهداف دولت‌ها از طریق تبلیغ و ارائه تصاویر مثبت از هر کشور نقش مهمی را ایفا می‌کند. دیپلماسی عمومی افکار عمومی را هدف قرار می‌دهد و از لحاظ پیامدها و نتایج از همان اهمیت ارتباطات سیاسی و پنهان و سنتی بین کشورها و سران آنها برخوردار است. دیپلماسی عمومی دربرگیرنده روابطی پایدار است که موجب ایجاد محیطی مساعد برای اعمال سیاست‌های دولت‌ها می‌شود. در واقع یکی از اهداف دیپلماسی عمومی برجسته‌سازی موضوعاتی است که منافع ملی کشور فاعل را تحت تاثیر قرار داده و تامین می‌کند.

دیپلماسی عمومی در جهان کنونی

دیپلماسی عمومی از قدرت تاثیرگذاری بر افکار عمومی برخوردار است و آثار آن ماندگارتر است. چراکه به نحوی فرهنگ‌ها و احساسات مردم را برای تاثیرگذاری مورد هدف قرار می‌دهد. این نوع تاثیرگذاری نیز بیشتر به وسیله فناوری‌های جدید رسانه‌ای ازجمله مطبوعات، رادیو و تلویزیون، سینما، کتاب، اینترنت و ماهواره قابل تحقق است. علاوه بر این دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی نیز ازجمله حوزه‌هایی هستند که دیپلماسی عمومی خود را بر تحولات آن متمرکز می‌سازد. از این رو می‌توان گفت در چند دهه اخیر عمدتا کشورهایی در عرصه دیپلماسی عمومی پیشروتر و موفق‌تر بوده‌اند که دسترسی بیشتری به این امکانات داشته‌اند. به همین لحاظ است که مشاهده می‌شود کشورهای پیشرفته و صنعتی و بویژه کشورهای پیشرفته و صنعتی‌ای که از سابقه استعمارگری برخوردار بوده و در دنیای کنونی نیز به دنبال کسب منافع خود در کشورهای دیگر از شیوه‌های جدید استعماری هستند به دستاوردهای بیشتری در حوزه دیپلماسی عمومی دست یافته‌اند. شاید بتوان گفت دولت آمریکا ازجمله دولت‌هایی است که بیشترین استفاده را از دیپلماسی عمومی برده و در این مسیر سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی کرده است. این اقدامات از راه‌اندازی شبکه‌های ماهواره‌ای به زبان‌های مختلف و ساخت فیلم‌های سینمایی و راه‌اندازی شبکه‌های خبری رادیویی و تلویزیونی گرفته تا حمایت از فعالیت شبکه‌های ارتباطی اینترنتی را شامل می‌شود. دولت آمریکا برای تقویت دیپلماسی عمومی خود حتی از روش‌هایی چون دادن بورسیه دانشجویی به نخبگان سایر کشورها و ایجاد انجمن‌های فعال دانشجویی برای مدیریت دانشگاه‌ها استفاده می‌کند.

در واقع 5 اولویت استراتژیکی که دولت آمریکا برای دیپلماسی عمومی در بودجه سال مالی 2012 دیده گویای همین واقعیت است. این 5 اولویت استراتژیک عبارتند از:

1 ـ شکل‌دهی به روایت (طراحی استراتژی‌های پیشگیرانه به منظور اطلاع‌رسانی، الهام‌بخش و ترغیب)‌

2 ـ توسعه و تقویت روابط بین مردم (ایجاد اعتماد و احترام متقابل از طریق توسعه برنامه‌ها و پلتفرم‌های دیپلماسی عمومی)‌

3 ـ مبارزه با افراط‌گرایی خشونت‌آمیز (مبارزه با تبلیغات افراط‌گرایان خشونت‌طلب، بی‌اعتبارسازی و مشروعیت‌زدایی از القاعده و ایجاد و تقویت نظرات و صداهای محلی معتبر»

4 ـ اطلاع‌رسانی بهتر در فرآیند سیاستگذاری (اطمینان از این که در سیاست خارجی، عقاید افکار عمومی خارجی نیز جای داده شده‌اند)‌

5 ـ اختصاص منابع در راستای اولویت‌های کنونی (تقویت ساختارها و فرآیندها برای تضمین وجود یک دیپلماسی عمومی موثر و هماهنگ)‌

دولت آمریکا با تعیین این اولویت‌های استراتژیک و انجام برخی تغییرات ساختاری در دستگاه‌های اجرایی مربوطه تلاش خود را بر این معطوف کرده است تا از دیپلماسی عمومی در کنار دیپلماسی رسمی و البته به عنوان مکمل و تقویت‌کننده دیپلماسی رسمی بهره بگیرد. از سوی دیگر می‌بینیم که دولت انگلیس نیز طی دهه‌های گذشته چه از شیوه‌های یاد شده و چه از طریق شبکه‌های جاسوسی و ماموران خود در سفارتخانه‌ها تلاش کرده است تا از دیپلماسی عمومی به عنوان یک ابزار در جهت پیگیری اهداف و مطامع خود در سایر کشورها بهره بگیرد.

دیپلماسی عمومی در ایران

انقلاب اسلامی ایران توانست در عصری که دو ابرقدرت جهانی سلطه خود را بر جهان دیکته می‌کردند با رویکردی فرهنگی و دینی به پیروزی برسد. پیروزی‌ای که پس از فروپاشی شوروی سابق بیش از گذشته در دل دنیای استکبار وحشت‌ انداخت چرا که حکومت مبتنی بر مردمسالاری دینی که در ایران مستقر شد می‌توانست از سویی به الگویی برای سایر ملل تبدیل شود و از سوی دیگر نقصان‌های حکومت‌های لیبرالی و سرمایه‌داری را بازنمایی کند. از همین رو از همان اوایل پیروزی انقلاب اسلامی غرب و در راس آن دولت آمریکا دو رویکرد را در پیش گرفت. از سویی اقدام به فعالیت‌های وسیع ضدفرهنگی بویژه از طریق دیپلماسی رسانه‌ای علیه نظام جمهوری اسلامی ایران کرد و از سوی دیگر با اعمال تحریم‌ها و محدودیت‌های شدید امکان مراودات رسمی ایران با سایر دولت‌‌ها و ملت‌ها را کاهش داد. از این رو در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت‌های مختلف تلاش می‌کردند به هر شکل ممکن از طرق غیررسمی از جمله دیپلماسی عمومی محدودیت‌های ایجاد شده در عرصه دیپلماسی رسمی را کاهش دهند. ارائه نظریه گفت‌وگوی تمدن‌‌ها توسط دولت اصلاحات در همین چارچوب قابل ارزیابی است، اما اوج بهره‌گیری از دیپلماسی عمومی به دولت‌های نهم و دهم تحت ریاست محمود احمدی‌نژاد برمی‌گردد. دورانی که محدویت‌ها علیه کشورمان بیش از هر زمانی افزایش یافت. از این رو دکتر احمدی‌نژاد از بسیاری فرصت‌ها بویژه در عرصه بین‌المللی برای رساندن پیام جمهوری اسلامی ایران به مردم دنیا و تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی استفاده کرد. سخنرانی‌های جنجالی وی در سازمان ملل و مراکز علمی مختلف دنیا، گفت‌وگوهای متعدد تلویزیونی وی با شبکه‌های مختلف تلویزیونی جهان و سبک متفاوت گفتار وی در تشریح چالش‌های جهانی جملگی تلاش‌هایی به منظور رساندن پیام به مرم جهان بود.

بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند دیپلماسی عمومی دولت نهم و دهم تا حدی مانع از فشارهای بیشتر بین‌المللی به کشورمان شده است.

بدون تردید جمهوری اسلامی ایران هم به دلیل پیام‌های فرهنگی که دارد و هم به واسطه محدودیت‌های موجود در مسیر دیپلماسی رسمی ‌باید از ابزارهای مختلف دیپلماسی عمومی بیشترین بهره را ببرد، اما باید در این مسیر به چند نکته توجه خاص کرد: اول این که کشورمان لازم است به آخرین فناوری‌های روز  دنیا در عرصه رسانه‌‌ای مجهز شود. در شرایطی که بسیاری از کشورهای غربی با بهره‌گیری از فناوری‌های جدید رسانه‌ای اعم از رادیو و تلویزیون، سینما، اینترنت و مطبوعات برای خود فرهنگ‌سازی کرده و با ایجاد جذابیت‌های کاذب و غالبا غیراخلاقی و دون‌شان انسان به دنبال نفوذ و تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی دنیا هستند، ایران اسلامی با برخورداری از فرهنگ و تمدن غنی و دیر پا و آموزه‌ها و ارزش‌های والای دینی این فرصت را دارد تا با به‌کارگیری فناوری‌های نوین و تخصیص اعتبارات بیشتر به مقوله فرهنگ، بهره‌گیری کارآمدتری از ابزارهای رایج در عرصه دیپلماسی عمومی صورت دهد. دوم این که جمهوری اسلامی ایران باید با بهره‌گیری از واژه‌ها و مفاهیم روز دنیا نظیر ضرورت رعایت حقوق بشر در غرب و اسرائیل و شناسایی خلاهای موجود در آمریکا و اروپا در این زمینه به جنگ رسانه‌ای غرب برود. معطوف ساختن افکار عمومی جهان به این نکته که واژگانی چون لزوم رعایت حقوق بشر، ضرورت برقراری صلح در جامعه بشری و همزیستی مسالمت‌آمیز، اهمیت احترام متقابل در مراودات بین‌المللی و نفی هرگونه اعمال تروریستی کشوری همچون آمریکا که عمر آن به سه قرن هم نمی‌رسد مطرح شود، ترویج ارزش‌هایی که از هزاران سال قبل در تمدن و فرهنگ ملی و از 1400سال قبل بر مبنای اصول و ارزش‌‌های والای دین مبین اسلام در ایران مورد توجه قرار گرفته و هم‌اکنون در تنها نظام سیاسی مبتنی بر مردمسالاری دینی در کشورمان حاکم و جاری است موجب خواهد شد تا بر بسیاری از دروغ پراکنی‌ها و تهمت‌زدن‌های بی‌اساس به کشورمان خط بطلان کشیده شده و افکار عمومی جهان و حتی بسیاری از دولت‌های مستقل دنیا را با کشورمان همراه سازد. سوم این که باید هر گام ایران در عرصه دیپلماسی عمومی به مثابه تبدیل شدن یک تهدید به یک فرصت باشد به نحوی که هر حرکت کشورمان تحت عنوان دیپلماسی عمومی حساب شده و برنامه‌ریزی شده باشد تا موجب نتیجه عکس نگردد. تحقق این هدف مستلزم سیاستگذاری علمی و متمرکز در عرصه دیپلماسی عمومی است. هدفی که در بسیاری از کشورها به شکل ایجاد موسسات مطالعاتی بزرگ و حتی در قالب شکل‌گیری یک معاونت مستقل در وزارت خارجه مورد توجه قرار گرفته و برون دادهای آن ترسیم‌کننده راهبردها و نقشه راه آن کشورها در مسیر دیپلماسی عمومی است. در کشور ما اگر چه اخیرا در وزارت امور خارجه مرکز دیپلماسی عمومی شکل گرفته که اقدامی شایسته و به جاست ولی لازم است این مرکز ضمن جذب کارشناسان و صاحب‌نظران با تجربه در این زمینه و اختصاص اعتبارات کافی به آن، خود را برای تبدیل شدن به یک معاونت مستقل در وزارت امور خارجه یا حتی تبدیل شدن به یک مرکز تصمیم‌گیر در بدنه نهاد ریاست جمهوری آماده سازد. طبعا در چنین وضعیتی این معاونت یا مرکز می‌تواند در آستانه رخدادهای مهمی همچون سفر ریاست جمهوری به نیویورک به منظور شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، نقشه راه و محورهای اصلی دیپلماسی عمومی دولت را در کنار چارچوب‌های دیپلماسی رسمی آماده و ارائه دهد. غنا و پشتوانه‌های محکم دیپلماسی عمومی کشورمان در چنین سفرهایی علاوه بر آن که از نظر جلب توجه مردم جهان به آرا و دیدگاه‌های سیاسی و فرهنگی کشورمان مهم است بسترهای مناسبی را نیز برای تعامل اعتماد‌آفرین با ایرانیان مقیم خارج کشور و بویژه هموطنان ساکن در آمریکا فراهم می‌سازد.

حسن ملکی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها