در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جمعیت هلال احمر ویترینی زیبا و بشردوستانه دارد، اما در بعضی قسمتهای آن درست زیرپوست جذابش اتفاقات ناخوشایندی میافتد مثل وضعیت زنان داوطلب این جمعیت که بسیاری از کمبودها آنها را خسته و دلسرد کرده است. چرا اوضاع زنان در هلال احمر بعد از گذشت 3 دهه هنوز مطلوب نیست؟
از زمانی که دکتر فقیه به عنوان رئیس به هلال احمر آمدند اتفاقات خوبی در این جمعیت افتاد و بعضی کارهای مثبت از جمله در حوزه زنان در نتیجه خلاقیت و ابتکار ایشان است. شاید در گذشته در رابطه با زنان داوطلب هلال احمر در استانهای مختلف کشور کارهایی انجام میشد و حتی تیمهایی نیز شکل میگرفت، اما تا پیش از دوران ریاست جدید هرگز زنان به شکل سازماندهی شده در این جمعیت فعالیت نمیکردند. خوشبختانه با نگاه مثبت آقای فقیه مبنی بر این که زنان نیمی از جامعه هستند و هنگام بلایا و سوانح باید از توانمندیهایشان استفاده کرد، قدمهای خوبی برای به صحنه آوردن آنها برداشته شد. زنان بالفطره امدادگر هستند و به خاطر مهربانی ذاتیشان میتوانند بهترین امدادگران باشند و در بحث حمایتهای روانی موثرتر از مردان ظاهر شوند. برای همین رئیس جدید جمعیت هلال احمر در بدو ورودشان و در همایش بررسی راههای تقویت و بهبود نقش زنان در فعالیتهای بشردوستانه موضوع توانمندسازی زنان در سوانح و بلایای طبیعی را مطرح کردند و دفتر امور زنان را مکلف کردند که توانمندسازی زنان چه در خانه و خانواده و چه در بخشهای مختلف جامعه را تعقیب کند و در بخشهای امدادی نیز از آنها بهره بگیرد.
ما در جمعیت هلال احمر حدود 2 میلیون نفر داوطلب داریم که بیشتر از نیمی از این افراد را زنان تشکیل میدهند. مثلا در حوزه جوانان 60 درصد اعضا، خانمها هستند و در حوزه داوطلبان، 56 درصد را بانوان تشکیل میدهند که جزو فعالترین نیروها هستند. اصلیترین وظیفه هلال احمر بحث امدادرسانی در سوانح و بلایاست و ما در مدت یکسال گذشته برای پررنگ کردن این رسالت واقعا تلاش کردیم که ماموریت ویژهمان نیز ساماندهی امدادگران زن بود. ما در ابتدای کار افراد علاقهمند به فعالیت در حوزههای امدادی را شناسایی کردیم و پس از ثبتنام، در کلاسهای آموزشی شرکت داده شدند. هماکنون تیمهای امدادی بانوان در تمام استانهای کشور تشکیل و دورههای آموزش مقدماتی برایشان برگزار شده است. در هفته هلال احمر در اردیبهشت و هفته زن نیز در اکثر استانها مانورهای بزرگ امدادی اجرا شد که خانمها نقش بسیار پررنگی در آنها داشتند. البته این را هم بگویم که حرف ما این نیست وقتی حادثهای اتفاق میافتد فقط زنها باید در صحنه حضور داشته باشند ولی خانمها میتوانند در تیمهای پشتیبانی فعالیت کنند و مکمل امدادگران مرد باشند.
البته در بحث حمایتهای روانی، تغذیه و پشتیبانی خانمها میتوانند خیلی موثر باشد، حتی در بحث مدیریت اجساد چون در سوانح و بلایا زنان و کودکان بیشترین تلفات را میدهند، پس بهتر است اگر حادثهای اتفاق میافتد امدادگران زن وارد صحنه شوند. در مورد تمام صحنههای امدادی هم وضع به همین شکل است یعنی بهتر است با توجه به این که ما در کشوری اسلامی زندگی میکنیم زنان به زنان کمک کنند و امداد برسانند. به نظر ما حضور فعال زنان در صحنههای امدادی مسائل شرعی و دینیمان را نیز لحاظ میکند ضمن آن که نیازهای جسمی و روانی زنان آسیبدیده بهتر برآورده میشود. پس از نظر ما حضور زنان در صحنههای امدادی لازم و ضروری است. برای همین ما بستر حضور خانمها را در یکسال اخیر ایجاد کردیم. پیش از این به کارگیری زنان در بخشهای امدادی خیلی کمرنگ بود و حضورشان سازماندهی شده نبود، اما ما توانستیم در این مدت کوتاه هم خانمها را به عضویت در بیاوریم و آنها را تحت آموزش قرار دهیم ضمن آن که خانمها در مانورهای مختلف نیز به کار گرفته شدند و در قالب تیمهای توانا ساماندهی شدند. قبلا یکبار از من پرسیدند که به عملکردت چه نمرهای میدهی که من گفتم این عملکرد من نیست بلکه نمره به کاری است که خانمها در استانها انجام دادند و نمره به حمایتی است که رئیس جمعیت از حضور زنان داشته پس به خودمان نمره 20 دادم چون در این فرصت بسیار کم با همکاری نهادهای مختلف توانستیم به موضوع امدادگری زنان در هلال احمر شتاب بدهیم.
وقتی مدیرکل امور بانوان هلال احمر قرار است از نهاد متبوعش دفاع کند، قطعا چنین صحبتهایی دور از انتظار نیست، ولی وقتی پای درد دل داوطلبان زن و مرد جمعیت مینشینیم، میبینیم در کشور ما بروشور و کتابچه و گزارش عملکرد فراوان است، ولی هیچگاه محتویات این کاغذها در عرصه دیده نمیشود. امروز زنان داوطلب هلال احمر میگویند ما با عشق به هلال احمر میآییم و با نفرت میرویم به نظر شما چرا چنین اتفاقی در هلال احمر میافتد؟
شما نباید حرف تعداد معدودی از داوطلبان را ملاک قرار دهید و جزء را به کل تعمیم دهید. اگر این حرف درست باشد که داوطلبان با عشق میآیند و با نفرت میروند، الان نباید ما 2 میلیون داوطلب در هلال احمر داشته باشیم. اتفاقا به نظر من افراد با عشق میآیند و با عشق میمانند و هر روز بر تعداد داوطلبانمان اضافه میشود. الان عضوی در هلال احمر وجود دارد که 20 سال سابقه داوطلبی دارد، پس ماندگاری اعضا سند خوبی است که ثابت شود داوطلبان هلال احمر با گذشت زمان دلسرد نمیشوند. البته این احتمال وجود دارد که بعضی کاستیها در برخی قسمتها وجود داشته باشد که باید بگویم ما نمیتوانیم در عرض یک سال همه ضعفها را محو کنیم هرچند ما هرگز منکر کمی و کاستیها نیستیم. ولی باز هم ضعفهای یک نقطه از کشور یا نارضایتی عده کمی از افراد را نباید به کل کشور تعمیم دهید ما از همه کارهایی که انجام دادهایم فیلم و عکس داریم که بخوبی نشان میدهد خانمها در استانهای مختلف چطور مانور انجام دادهاند و کار امدادرسانی کردهاند. نیروهایی که ریالی از ما دریافت نمیکنند و بدون هیچ چشمداشتی بازوی امدادی ما در صحنهها هستند. پس خواهش میکنم شما یک نقص در یک گوشه کشور را به پای همه کشور ننویسید و توجه کنید که به چه علت نیروهای داوطلب ما در همه عرصهها حضور فعال دارند.
البته کار داوطلبی یکسری آفتها دارد، مثلا بعضیها بعد از چند سال کار کردن توقع دارند که استخدام شوند، البته با مدیریت آقای فقیه یکسری امکانات فراهم شد. به طور مثال دانشگاه علمی ـ کاربردی در هلال احمر تاسیس شد تا داوطلبان در رشتههای مرتبط تحصیل کنند، حالا این اتفاق در بیشتر استانهای کشور هم افتاده است و از طرف دیگر اعلام شده که اگر قرار است جذبی نیز صورت بگیرد داوطلبان، امدادگران و عضو سازمان جوانان بودن یک امتیاز ویژه است در صورتی که چنین چیزی پیش از این وجود نداشته است.
البته باید به این نکته هم توجه کرد که هلال احمر هم مثل سایر بخشهای دولتی نمیتواند به صورت نامحدود نیرو جذب کند، آیا ما میتوانیم 2 میلیون نفر عضو داوطلب را به استخدام سازمان درآوریم؟
رافع: زنان و مردان داوطلبی که به هلال احمر میآیند با عشق میآیند و با عشق میمانند و متعجبم که بعضی از داوطلبان از ناامیدی و نفرت حرف میزنند هرچند سیاستها، برنامهها و تمام تلاش ما این است که نقاط ضعف را برطرف کنیم
پس بعضی از نارضایتیها از این ناحیه است، در حالی که از همان ابتدای ورود افراد به جمعیت این مساله به آنها گفته میشود و آنها هم این موضوع را میپذیرند. اما باز هم میگویم زنان و مردان داوطلبی که به هلال احمر میآیند با عشق میآیند و با عشق میمانند و متعجبم که بعضی از داوطلبان از ناامیدی و نفرت حرف میزنند هرچند سیاستها، برنامهها و تمام تلاش ما این است که نقاط ضعف را برطرف کنیم.
البته حرفهایی که من میزنم و قضاوتهایی که میکنم با توسل به حرفهای 2 یا 3 داوطلب نیست، بلکه موجب نارضایتی میان داوطلبان بیشتر از تصوری است که مسوولان این جمعیت دارند.
نه، این نمیتواند واقعیت داشته باشد. من حاضرم شما را با خودم به استانها ببرم یا شماره تماس داوطلبان را در اختیارتان قرار دهم تا از آنها بپرسید آیا گرفتار دلسردی شدهاید؟ ما الان خانمی داریم که از زمان مدرسه عضو هلال احمر بوده و حالا بعد از 45 سال هنوز عضو افتخاری است، پس حتما برای او زمینهای برای فعالیت مهیا بوده که همچنان به هلال احمر وفادار مانده.
البته من جواب شما را میدانم، داوطلبان هلال احمر میگویند برای فعالیتهای بشردوستانه و داوطلبانهشان، دیدن لبخند یک انسان یا شنیدن دعای خیرش برایشان کافی است.
من میدانم که بخشی از داوطلبان ما در گذشته با مشکلاتی روبهرو بودهاند و اعتراضاتشان را هم منتقل کردهاند، اما بعد از این که پیگیر مسائل آنها شدم گفتند که مشکلاتشان حل شده و دیگر شکایتی ندارند. امسال رئیس جمعیت به تمام اعضای شورای معاونان دستور داد تا به تمام پایگاههای هلالاحمر سراسر کشور سر بزنند و از وضعیت داوطلبان باخبر شوند. من خودم هم در نوروز امسال به چند استان (اردبیل، آذربایجان شرقی، ایلام، کردستان، لرستان، خوزستان و کرمانشاه) سفر کردم و مشکلات و نارساییهای آنها را مکتوب کردم و به رئیس جمعیت و مسوولان مربوطه انتقال دادم. پس ما هم خودمان به دنبال ارزیابی عملکردها در هلالاحمر هستیم و قبول داریم که نواقصی هست، اما اگر هیچ جا هیچ مشکلی نباشد آن وقت میشود مدینه فاضله، ولی بدانید مدیران عامل ما شبانهروز در حال فعالیت هستند.
قبول دارید که مشت نمونه خروار است؟ داوطلبانی که ما درددل آنها را شنیدهایم میگویند هلالاحمر حاضر نیست دورههای آموزشی تخصصی برای آنها برگزار کند ولی چون آنها خودشان علاقهمندند، با هزینه شخصیشان دورههای آموزشی را طی میکنند و بعد از مهارت آموزی در جمعیت هلالاحمر به مردم خدمات میدهند.
اصلا به نظر شما چنین چیزی قابل قبول است؟ تنها ارگانی که در کشور ست نجات دارد هلالاحمر است و بحث نجات در جاده که یکی از بخشهایش رهاسازی از درون خودروست نیز در اختیار هلالاحمر است ضمن این که ست هیدرولیک نیز جز ما در اختیار هیچکس نیست، پس مسلما آموزش تخصصیاش را هم ما ارائه میدهیم. بله یک زمانی امداد 33 نفره بود که خیلی فرق میکرد امروز ما به سمت و سویی رفتهایم که همه آموزشها تخصصی و عملیاتی است. ما منکر این مساله نیستیم که آموزشها باید به روز شود و الان هم همگام با آموزشهای جهان در حال پیشرفت هستیم، به طوری که آموزشها هم به صورت تئوری و هم به صورت عملیاتی ارائه میشود.
پس اگر این طور است چرا داوطلبان هلالاحمر تا این حد از اوضاع گلایه دارند؟
لطفا شما سمت و سوی صحبتتان را از مسیر فعلی تغییر دهید چون مردم نگاه خیلی خوبی به هلالاحمر دارند و بچههایی که در این جمعیت هستند با دل و جان فعالیت میکنند؛ چه کارمندان هلالاحمر و چه داوطلبان. همه مردم در ایام نوروز استراحت میکنند اما بچههای ما شبانهروز فعالیت میکنند. کاری که در هلالاحمر انجام میشود طاقتفرساست. ما در شعبمان 4 ـ 3 نیرو داریم که همه جور کاری انجام میدهند آن هم با عشق ولی این نوع قضاوت کردن شما خستگی را در تن همه باقی میگذارد. خواهش میکنم این عینک بدبینی را از چشمتان بردارید. میدانید که بودجه دولتی هلالاحمر اندک است و هر چیزی که در اختیار ماست مردم به ما میدهند و اگر قرار باشد اینگونه در مورد هدف مقدس ما قضاوت کنید نگاهها و نیتها خدشهدار میشود.
البته من عینک بدبینی نزدهام و خوشحالم که چشمهای من مشکلات پنهان در هلالاحمر را دیده. حرف ما این است که وقتی نیروهایمان را برای کمک به غزه، لبنان، ژاپن، سومالی یا پاکستان بسیج میکنیم چرا نباید به آنها بها بدهیم تا بدون دغدغه به فعالیتهای امدادیشان برسند؟
آخر شما یکی دو نفر داوطلب ناراضی را ملاک قضاوت قرار میدهید.
البته این طور نیست که شما میگویید ولی به نظر من حتی وجود یکی دو نفر ناراضی هم در هلال احمر زیاد است.
به هر حال همه جا اشتباه رخ میدهد. شما خودتان هیچ وقت خطا نمیکنید؟ ممکن است رئیس شعب یا مسوولان ما به خاطر فشار کار اشتباهاتی هم انجام دهند و این موضوعی عادی است ضمن آن که اگر در یکی دو شعبه اتفاق بدی افتاد نمیتوانیم آن را به کل هلال احمر تعمیم بدهیم. البته به نظر من شما باید پای حرفهای روسای شعبه هم بنشینید و نباید یکطرفه به قاضی بروید.
بیایید موضوع را از زاویه دیگری بررسی کنیم. به نظر شما کمی و کاستیهای هلال احمر در کجاست؟
اشتباهاتی که برخی روسای شعبه انجام میدهند و برخی اجحافهای معدودی که اتفاق میافتد جزو کاستیهای ماست. یعنی اشتباهات فردی که میتواند به کل سیستم ضربه بزند. پس به اعتقاد ما هر چه کم و کاستی است از ناحیه اشتباهات فردی است، چون در سطح کلان سیاستگذاریها و برنامهریزیهای خوبی در حال انجام است.
شما به عنوان مدیرکل به دنبال چه اهداف و برنامههایی برای بهبود وضعیت و جایگاه امدادگران زن هستید؟
من مهمترین وظیفه خودم را اجرای دستور رئیس جمعیت میدانم. یعنی توانمندسازی زنان در حوادث و بلایا. البته این راه مسیری طولانی است ولی ما با راهاندازی تیمهای توانا، طراحی، سازماندهی و تقریبا بهکارگیری این تیمها در بعضی استانها گامهایی را برداشتهایم.
هدف بعدی ما با توجه به این که ما خانوادهها را هم شامل میشویم این است که بتوانیم کارهایی را انجام دهیم تا در بلایا و سوانح باعث کاهش آلام کودکان ازجمله کاهش تلفات آنها شویم، اما به طور کلی هدف ما این است که بتوانیم زنان را توانمند کنیم و از توانایی آنها در سوانح و بلایا استفاده کنیم ضمن این که با تقویت بحث پیشگیری بتوانیم تلفات را کاهش دهیم. این در حالی است که موضوع پاسخگویی در هنگام بلایا و سوانح و بازسازی بعد از پاسخگویی هم ازجمله اهداف ماست به طوری که افراد حادثهدیده بتوانند به زندگی عادیشان برگردند.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: