گفت‌وگو با معاون پژوهشی مرکز تحقیقات قلب و عروق کشور

هوای قلبتان را داشته باشید

شاید به نظر تکراری بیاید، شاید هم تکرار آنچه می‌خواهیم بگوییم در عمل برای بسیاری که گوش شنوا ندارند بی‌فایده باشد. ولیکن آنچه می‌گوییم آنقدر مهم و حیاتی است که می‌تواند مانع از مرگ و میر بسیاری از جوانان و میانسالان در جامعه کنونی ما بشود.
کد خبر: ۴۲۹۳۵۷

آمار مرگ و میرهای ناشی از سکته‌های قلبی در کشورمان به تصادفات رانندگی پهلو می زند. تاسف‌بارتر آن که سن این نوع مرگ و میر‌ها هم از 50تا 60 سال در دهه گذشته به 30 تا 40سال در یکی دو سال اخیر رسیده است.

با این همه باز هم تصور می‌کنید که توجه به این آمارها که عمده عامل افزایش‌شان به شیوه تغذیه، نداشتن تحرک روزانه، افزایش مصرف دخانیات، آلودگی فلج‌کننده هوا و افزایش عوامل استرس‌زا باز می‌گردد ارزش بررسی و توجه مکرر را ندارد؟ اگر زنگ‌های خطر ناشی از افزایش بیماری‌های مزمن قلبی و عروقی در کشورمان به صورت مکرر به صدا در نیاید، خیلی‌ها که شاید خود ما هم جزو آنها باشیم، متوجه نمی‌شویم که بسیاری از ضرورت‌های زندگی سالم را از یاد برده‌ایم.

اهمیت و ضرورت ریشه‌یابی افزایش بی‌سابقه سکته‌های قلبی و ارائه راهکارهای پیشگیری از آنها، ما را بر آن داشت تا پای صحبت دکتر محمدرضا محمد حسنی، متخصص قلب و عروق، عضو انجمن آرترواسکلروز و نیز معاون پژوهشی مرکز تحقیقات قلب و عروق کشور بنشینیم.

بگذارید گفت‌وگویمان را از لحظه‌ای شروع کنیم که فرد دچار حمله یا سکته قلبی می‌شود. آن لحظه و دقایق سرنوشت‌ساز پس از آن را برایمان به تصویر بکشید.

حمله‌های قلبی یا سکته قلبی معمولا با درد شدید در قفسه سینه شروع می‌شود و به صورت تنگی نفس و ضعف و بی‌حالی، تهوع و استفراغ و گاهی حتی بدون هیچ علامتی می‌تواند اتفاق بیفتد، ولی عمدتا سکته با دردی شدید در قفسه سینه یا در ناحیه پایین آن، حول و حوش معده همراه است که گاهی به فک و بازوی چپ نیز انتشار پیدا می‌کند.

گفته می‌شود این درد، شدیدترین دردی است که یک فرد می‌تواند در طول زندگی‌اش تجربه کند. طول زمان درد هم در سکته‌های قلبی بیش از 20 دقیقه می‌تواند طول بکشد. البته با انجام اقداماتی می‌توان در همان دقایق نخست به کاهش این درد طاقت‌فرسا که ممکن است ساعت‌ها ادامه پیدا کند، کمک کرد.

بهترین و موثرترین اقداماتی که می‌شود برای کسی که دچار حمله قلبی شده بسرعت انجام داد چه هستند؟

اگر این حمله قلبی را شخص به تنهایی تجربه کند و قرص‌ها یا داروهایی چون قرص‌های زیر زبانی یا اسپری‌های زیر زبانی را در دسترس دارد باید بسرعت استفاده کند و اگر در دسترس ندارد باید تلفنی با مراکز اورژانس تماس بگیرد و از مراجعه شخصی به بیمارستان یا مرکز درمانی پرهیز کند.

به علاوه اگر شخصی همراه وی است باید سعی کند به شخص سکته کرده آرامش داده، وی را به استراحت و البته استفاده از هوای آزاد ترغیب کند.

چرا و در چه شرایطی مرگ آنی تنها نتیجه یک حمله قلبی می‌شود؟

حملات قلبی به 2 دلیل باعث مرگ بیمار می‌شوند، اما پیش از پرداختن به آن لازم است تاکید کنم که اگر هدف از این سوال مرگ بر اثر سکته قلبی است،باید بدانید اولین علت سکته قلبی تصلب شرائین یا گرفتگی عروق است. علت‌های دیگری هم دارد که ممکن است حتی یک پسربچه 5 ساله را هم دچار سکته قلبی کند و لزوما به سن بالا مربوط نمی‌شود و حتی لزوما بر خلاف باور عمومی، سیگاری‌ها را هم گرفتار نمی‌کند.

کما این‌که سکته می‌تواند صرفا بر اثر زمینه ژنتیکی در شخص و بدون هیچ علامتی اتفاق بیفتد. یعنی در شخصی که نه سیگار می‌کشد و نه چربی و قند بالا دارد هم می‌تواند اتفاق بیفتد. گرچه بیشتر سکته‌های قلبی تحت تاثیر زمینه‌های خطر چون عادات غذایی غلط، نداشتن تحرک روزانه و داشتن اضافه وزن و نیز مصرف دخانیات رخ می‌دهند.

بر می‌گردیم به پاسخ شما یعنی سکته‌هایی که منجر به مرگ آنی می‌شوند. مرگ آنی در چنین مواردی یعنی فوت شخص در دقایق یا ساعت‌های اولیه پس از حمله قلبی، براثر اختلال در ریتم قلب (آریتمی‌های کشنده) که 30 درصد از بیماران قلبی به این شکل جان خود را از دست می‌دهند، قبل از این‌که به بیمارستان برسند. در چنین شرایطی شخص بلافاصله هوشیاری‌اش را از دست می‌دهد. اگر چنین شخصی ضربان خود را از دست بدهد، ما تنها 4 تا 6 دقیقه فرصت خواهیم داشت تا او را از مرگ نجات دهیم. دسته دیگر از مرگ‌ها بر اثر سکته قلبی در بیمارستان و به دنبال نارسایی پمپاژ قلب (خون‌رسانی به قلب) اتفاق می‌افتد. در واقع این دسته از بیماران دچار مرگ‌های تاخیری می‌شوند.

چرا جوان‌ها بیشتر در معرض حمله‌های قلبی بی‌بازگشت هستند؟به بیان دیگر ویژگی‌های عارضه قلبی متناسب با سن افراد چقدر متفاوت است و چه عواملی در این زمینه کاملا به سن وابسته هستند؟

به عنوان یک عامل اگر سن را در مرگ و میر بر اثر بیماری‌های قلبی در نظر بگیریم، باید بگوییم هم سن و هم جنس (آقایان به دلایل ژنتیک و نیز داشتن استرس‌های شغلی بیشتر در معرض سکته‌های قلبی هستند) و نیز بیماری‌های همراه و البته نحوه رسیدگی و درمان هنگام بروز حمله‌های قلبی در بروز مرگ و میرهای قلبی نقش دارند.

با این حال در سکته‌های قلبی در افرادی که سن پایین‌تری دارند و قلب آنها آمادگی رودررویی با چنین بحرانی را ندارد، خطر مرگ بسیار جدی‌تر خواهد بود. چراکه در سنین بالاتر به دلیل تنگی‌های عروقی که به مرور ایجاد شده است، بتدریج قلب، خود را با شرایط تطبیق داده و عروق جانبی توسعه یافته و به کمک عروق اصلی که دچار مشکل می‌شوند می‌آیند. فراموش نکنید که به غیر از فاکتور سن و جنس، زمینه‌های ژنتیک، استرس‌های شغلی، اختلال در چربی‌های خون، دیابت، مصرف دخانیات، چاقی، بی‌تحرکی یا کم تحرکی و فشار خون بالا از عوامل خطر بسیار جدی در بروز سکته‌های پر خطر قلبی هستند.

چرا آمار سکته قلبی، بخصوص در میان جوان‌ها در کشورمان بشدت بالا رفته؟ آمار واقعی و رسمی در این زمینه چقدر با هم متفاوتند؟

در حال حاضر در کلانشهری همچون تهران، روزانه 100 نفر جان خود را بر اثر سکته‌های قلبی از دست می‌دهند. ولی آمار رسمی در مورد سکته‌های قلبی نداریم، آماری که هست تنها مبتنی به آن چیزی است که وزارت بهداشت اعلام می‌کند.

با این حال بر اساس آنچه در رسانه‌ها گفته می‌شود، سن سکته‌های قلبی در کشور کاهش یافته است. علت آن هم به چاقی، افزایش وزن و بی‌تحرکی افراد در سنین بالای 25 سال در کشورمان باز می‌گردد.

در واقع اختلالات تغذیه‌ای با رشد روز افزون فست‌فودها و دسترسی آسان مردم به آنها و همین‌طور دسترسی به سیگار ارزان، از دلایل اصلی افزایش آمار سکته‌ها و بیماری‌های قلبی و حتی سایر بیماری‌های کشنده در کشور است. حتی سازمان بهداشت جهانی پیش‌بینی کرده است در کشورهای در حال توسعه بخصوص کشورهایی مثل ما،در سال 2020 بیماری‌های قلبی حالت اپیدمی پیدا می‌کند و بسیاری از مردم، دچار چاقی و تصلب شرایین خواهند بود.

به علاوه از بعد دیگر ما وابستگی‌مان به کشور‌های پیشرفته برای تامین دستگاه‌های تشخیصی و درمانی در حوزه قلب (اکو، آنژیوگرافی و اکو کاردیوگرافی) بیشتر خواهد شد.

آیا هیچ وقت بیمارانی که دچار حمله قلبی شده‌اند، به زندگی عادی بر می‌گردند؟

نظر کلی در این زمینه نمی‌توان داد. ما باید بدانیم بیماری که دچار سکته می‌شود، در چه فاصله زمانی به مراکز درمانی مراجعه و اقدامات درمانی را دریافت کرده است و در واقع میزان آسیب‌های وارده به وی چقدر است. حتی برخی بیماران تنها دچار آسیب‌های جزیی (وجود لخته‌هایی که با درمان‌های دارویی از بین می‌روند) می‌شوند و می‌توانند به زندگی عادی برگردند. به علاوه نوع بیماری قلبی و سرعت تشخیص آن، همچنین میزان موثر درمان در بازگشت بیمار به زندگی طبیعی بسیار موثر است.

وقتی صحبت از حفظ کیفیت زندگی برای افراد دچار عارضه قلبی می‌کنید، آیا منظورتان صرفا کنترل وضعیت با ثبات با تعریفی جدید از شیوه زندگی پس از درمان است یا این‌که می‌شود با رعایت نکاتی، کیفیت زندگی این افراد را به دورانی که عارضه قلبی نداشتند باز گرداند؟

به نکته خوبی اشاره کردید. نکته اینجاست که زندگی سالم بهای خودش را دارد. برخورداری از زندگی سالم نباید زمانی ارزش پیدا کند که ما دچار بیماری یا عارضه‌ای می‌شویم. یعنی پیش از آن که دچار عارضه قلبی بشویم باید از آن پیشگیری کنیم و حتی اگر دچار عارضه‌ای کوچک یا بزرگ هم شدیم باید آن روند با ضرورت‌های بیشتری ادامه یابد. ورزش کردن مرتب و مداوم با مشقاتی همراه است. خوردن غذای سالم هم لازمه‌اش چشم پوشی از غذاهای چرب و شیرین خوشمزه است. ولیکن نکته‌ای که بسیاری از آن غافل‌اند آن که حذف یا کاهش رفتارهای پرخطر می‌تواند زندگی بشر را عوض کند. بعلاوه اگر برخی از بیماران قلبی حتی اگر رفتار پرخطری هم نداشته باشند باید تا پایان عمرشان اقدامات دارویی خاصی یا محدودیت‌هایی را از نظر کاری رعایت کنند.

چند دسته از بیماران قلبی، در دوره پس از درمانشان (درمان دارویی، آنژیوپلاستی یا جراحی) می‌توانند با تغییر روش زندگی‌شان به فعالیت‌های عادی و طبیعی همچون گذشته ادامه دهند؟

آنچه مهم است نهادینه شدن تغییر روش‌های زندگی است. آنچه مردم بیشتر نگران آن هستند در واقع عدم‌موفقیت در این مساله است. اینها باورهایی هستند که باید از کودکی شکل بگیرند.

نکته: استرس به عنوان یک عامل برای بیماری‌های قلبی تلقی نمی‌شود. ممکن است استرس منفی با بالا بردن فشار خون یا تاثیر روی میزان تحرک در فرد، به طور غیرمستقیم در بروز حمله‌های قلبی موثر باشد

البته رسانه‌ها نقش بسیار موثری در شکل‌گیری این باور‌ها دارند. یک بیمار قلبی بیشتر به استراحتش اهمیت می‌دهد تا این که یک برنامه ورزشی سبک و مداوم را برای خودش برنامه‌ریزی کند. کمتر کسی می‌خواهد و می‌تواند، به طور همیشگی غذای سالم بخورد، غذاهایی که بیشتر ریشه گیاهی داشته باشند. بخصوص که این روزها بسیاری به غذاهای ترکیبی و تغییر شکل یافته روی آورده‌اند. تغییر رفتار تغذیه‌ای بی‌شک کاربرد موثری در پیشگیری خواهد داشت و فراموش نکنید که پیشگیری همیشه مقدم بر درمان است.

وقتی می‌گوییم بیماران قلبی پس از درمان باید فعالیت بدنی داشته باشند، منظور چه نوع ورزش‌هایی است؟ این افراد از چه فعالیت‌های بدنی منع می‌شوند؟ بعلاوه آیا داشتن روابط زناشویی، پس از درمان، برای این دسته افراد اثرات سوئی نخواهد داشت؟

نوع فعالیت یک بیمار قلبی، باید براساس مشاوره پزشک متخصص تعیین شود. نمی‌شود یک نسخه عمومی برای آن که بیماران قلبی چه بخورند و چه ورزشی بکنند ارائه داد. ولیکن ما مراکز بازتوانی داریم که در آنجا توان ورزشی بیماران، ارزیابی می‌شود. بی‌شک این‌که بیمار دچار آریتمی هست یا نه در این که دچار خستگی زودرس بشود موثر است.

بعلاوه سن، فرهنگ و محدودیت‌های جانبی در تعیین نوع فعالیت شخص موثر است. حتی در مورد تغذیه هم باید از بیماران شرح حال گرفته شود.

ولی در مورد داشتن روابط زناشویی باید دید که آیا فرد در سن باروری است یا خیر. در واقع توصیه به اشخاص مختلف با توجه به سن و شرایط‌شان متفاوت است.

این مساله نکته بسیار مهمی برای بیماران قلبی است که متاسفانه در بسیاری موارد از سوی خودشان مورد سوال قرار نمی‌گیرد.

بی‌شک شدت عارضه و نوع داروهای مصرفی در تعیین میزان این مساله موثر خواهد بود. البته متاسفانه کمبود مشاوره در این زمینه هم در بسیاری موارد، بیماران را دچار افراط و تفریط می‌کند.

این نکته هم در این زمینه بسیار مورد توجه است که مصرف داروهای تحریک قوای جنسی می‌تواند با داروهای قلبی تداخل ایجاد کند و مصرف آن، بدون مشاوره پزشک خطرناک خواهد بود.

نداشتن استرس در کلام ساده است، ولی با توجه به شرایط استرس‌زای کنونی که بر زندگی ما سایه انداخته بی‌معنی به نظر می‌رسد. در چنین شرایطی برای جلوگیری از حمله‌های قلبی یا حتی پس از درمان، چه نکاتی را به افراد توصیه می‌کنید؟

جالب است بدانید استرس، به عنوان یک عامل برای بیماری‌های قلبی تلقی نمی‌شود. ممکن است استرس منفی، با بالا بردن فشار خون یا تاثیر روی میزان تحرک در فرد، به طور غیرمستقیم در بروز حمله‌های قلبی موثر باشد. ولی به تنهایی یک عامل در بروز حمله قلبی محسوب نمی‌شود.

استرس، اگر به معنای هیجانات مثبت باشد، حتی گاهی مطلوب است و گاهی هم می‌تواند در شرایط دیگری آزاردهنده باشد.

با این حال به نظر می‌رسد بسیاری از استرس‌ها را خود اشخاص ایجاد می‌کنند. بی‌شک تربیت صحیح و ایجاد آمادگی برای مواجهه با استرس‌های اجتماعی می‌تواند راهکار کنترلی بسیار خوبی تلقی شود. بعلاوه با کنترل زیاده‌طلبی، افراط و تفریط، حسادت، چشم و همچشمی، ریشه بسیاری از استرس‌های ما چه بیمار قلبی باشیم، چه نباشیم، از بین می‌رود. شاید در یک کلام، ساده‌زیستی بهترین توصیه‌ای باشد که بتوانم به بیماران قلبی، برای رهایی از بسیاری از استرس‌ها بکنم.

دور بودن از آلودگی هوا، آن هم با توجه به این که در یکی از آلوده‌ترین شهرهای دنیا زندگی می‌کنیم، تقریبا غیرممکن به نظر می‌رسد، با وجود این حداقل نکاتی که مبتلایان به عارضه‌های قلبی باید رعایت کنند چه می‌تواند باشد؟

آلودگی هوا، برای ما یک معضل اساسی است. نه فقط برای ما، که برای همه شهرهای بزرگ دنیا. این مساله از آن دست مقوله‌هایی است که خودمان نمی‌توانیم نقش زیادی در حل بحران آن داشته باشیم. بلکه سازمان‌ها و ارگان‌ها مسوول حل آن هستند. آلودگی هوا حداقل 13 درصد به آسیب‌های قلبی عروقی اضافه می‌کند و برای کسانی که مشکل قلبی دارند می‌توانند عاملی محرک در سکته‌های قلبی باشد.

بی‌‌شک باید هر چه سریع‌تر راهکارهایی اساسی برای بهبود کیفیت سوخت، بهبود سیستم احتراق خودروها و حمل و نقل خودروها اندیشیده شود. با این حال بیماران قلبی باید به شرایط هشدار در روزهایی که آلودگی زیاد است، بسیار اهمیت دهند و در صورت خروج از خانه از ماسک استفاده کنند. در روزهای دیگر هم برای کارهای ضروری از خانه خارج شوند. بعلاوه استفاده از کولرهای آبی تا حدی در تلطیف هوای استنشاقی موثر خواهد بود.

اگر بخواهیم نگاهی هم به وضعیت آموزش و تربیت متخصصان قلب و عروق در کشور داشته باشیم، وضعیت را در این زمینه با توجه به افزایش آمار سکته‌های قلبی چطور می‌بینید؟ آیا به اندازه کافی متخصص برای رسیدگی به بیماران قلبی در کشور داریم؟ وضعیت در مناطق محروم چگونه است؟

خوشبختانه در حال حاضر، مردم با کمبود متخصص قلب در شهرهای بزرگ و پایگاه‌های دانشگاهی مواجه نیستند. کما این که ما در تهران، در حال حاضر 500 متخصص قلب داریم و امکانات درمانی و تشخیصی برای بیماران قلبی در پایتخت و شهرهای بزرگ کشور مطلوب است.

شاید یکی از مشکلات ما، کمبود تخت سی‌سی‌یو و پذیرش بیماران در این بخش باشد. اما در شهرهای کوچک و بخصوص در روستاها با کمبود متخصص مواجه هستیم. البته در روستاها هم امکاناتی فراهم شده تا پزشکان عمومی بتوانند از طریق تلفن و سیستم‌های ویژه‌ای، با ارسال نوار قلب بیماران به مراکز درمانی 24 ساعته به مردم خدمات ارائه دهند.

در زمینه امکانات و تجهیزات درمانی چه کمبودهایی وجود دارد؟ از آنجا که هزینه‌های درمانی در حوزه قلب خیلی هم سنگین است، پس عمده اقشار مردم تا چه اندازه می‌توانند از خدمات درمانی در حوزه قلب استفاده کنند؟

تجهیزات درمانی بیماران قلبی، به‌غیر از داروهایشان که به نسبت داروهای شیمی‌درمانی، بسیار ارزان است، خیلی پرهزینه هستند. بی‌شک ارائه خدمات تشخیصی و درمانی در حوزه قلب هم برای مردم، بخصوص در بیمارستان‌های خصوصی بسیار گران و سرسام‌آور است. البته بیمه‌ها نسبتا در این زمینه حمایت می‌کنند. با این حال سقف بیمه‌ها برای جراحی قلب، پایین است و برای بیماری‌های خاص، باید سقف پوشش بیمه‌ای افزایش پیدا کند تا جایی که بیماران قلبی دیگر دغدغه کیفیت و نحوه ارائه خدمات را به واسطه دغدغه‌های مالی احساس نکنند.

براساس آماری که برای جامعه متخصصان قلب مستند است، طول عمر بیماران قلبی درمان شده، بخصوص کسانی که مشکلات شدید داشته‌اند، در بهترین شرایط و با رعایت همه نکات به طور متوسط چند سال خواهد بود؟

همان طور که پیشتر هم تاکید کردم، طول عمر بیماران با نوع درمانشان و زمان دریافت آن مرتبط است. بستگی به این دارد که شخص بیمار چه شیوه زندگی را با چه نوع تغذیه برگزیند و تحرک روزانه و عدم مصرف دخانیات چقدر در زندگی‌اش رعایت شود.

درمان موثر و بموقع و رعایت شیوه‌های توصیه شده می‌تواند شانس زندگی طبیعی و طولانی را در شخص بالا ببرد. از سوی دیگر در زمینه تشخیص و درمان، علم پزشکی در حوزه قلب، پیشرفت‌های شگرفی داشته است، هر روز هم پیشرفت‌های علمی در این زمینه بیشتر می‌شود، بخصوص پیشرفت تکنیک و دانش سلول‌های بنیادی، تحولی بزرگ را در درمان قطعی بیماران قلبی رقم خواهد زد.

پونه شیرازی
گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها