گفت وگو با کیومرث پوراحمد، کارگردان نمایش «خرده خانوم»

سینمایی‌ها به گیشه تئاتر رونق می‌دهند

در یکی از شب‌های اجرای نمایش «خرده خانوم» به ملاقاتش می‌روم. بعد از گذشتن از هفت‌خوان نگهبان‌هایی که مراقب هستند کسی غیر از بازیگران به پشت صحنه نرود، به دالان می‌رسم. آنجا در تاریک روشن هوا ایستاده و به جای دوری نگاه می‌کند. 40 دقیقه مانده تا اجرا شروع شود. پشت صحنه شلوغ است. بازیگران و عوامل صحنه می‌آیند و می‌روند، اما پوراحمد در سکوت آنها را نظاره می‌کند. پیش‌تر، فعالیت‌های هنری او را در تلویزیون با مجموعه ماندگار «قصه‌های مجید» دیده‌ایم. صحبت از سینمای پوراحمد هم که می‌شود، بی‌اختیار یاد «خواهران غریب»، «شب یلدا»، «اتوبوس شب» و... می‌افتیم. با او به بهانه نمایش خرده خانوم که این روزها به کارگردانی او و نویسندگی اصغر عبداللهی در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است به گفت‌وگو نشسته‌ایم. خرده خانوم نمایشی است که در قالب کمدی تلخ می‌کوشد وضعیت سیاسی ـ اجتماعی ایران را بعد از ترور ناصرالدین شاه با ترسیم شخصیت‌هایی چون «دده»، «خرده خانوم»، «میرزا عبدالله»، «سرتیپ»، «ملیجک» و... به مخاطب نشان دهد.
کد خبر: ۴۲۸۸۰۰

آقای پوراحمد! اول نمایش خرده خانوم، صحنه ترور ناصرالدین شاه درحرم عبدالعظیم از سریال «سلطان صاحبقران» (1354) به کارگردانی زنده‌یاد علی حاتمی نمایش داده می‌شود. آیا این کار ادای دین است به علی حاتمی که از سنت‌های نمایشی در سینما بهره می‌گرفت؟

بله. نمایش چند دقیقه از سلطان صاحبقران ادای دین به علی حاتمی است که با همین فیلم، نسل ما را شیفته آشنایی بیشتر با دوران قاجار کرد. در عین حال من فیلم‌های «حسن کچل» و «باباشمل» علی حاتمی را دوست داشتم که ریتمیک و موزیکال بودند.

جالب است حاتمی از سنت‌های نمایشی در فیلم‌هایش بهره می‌گرفت و شما در نخستین نمایش خود از تجربه‌های فیلمسازی او بهره گرفته‌اید.

در اجرای نمایش خرده خانوم بسیار تحت‌تاثیر فیلم‌های حاتمی بودم. در واقع با این کار سعی کردم شاگردی حاتمی را بکنم.

فکر می‌کنید نمایش خرده خانوم در ردیف نمایش‌های کمدی قرار می‌گیرد؟

من اصلا با این تعبیر که این نمایش یک نمایش کمدی است موافق نیستم. حتی با اصرار مدیر روابط عمومی‌مان که اصرار داشت در تبلیغات تئاتر بنویسیم «کمدی خرده خانوم»، مخالف بودم. خرده خانوم البته کمدی هم هست.

در واقع خرده خانوم، نوعی کمدی تلخ یا سیاه است. بویژه این که شما دراین نمایش برشی از وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در زمان قاجار و به طور مشخص ناصرالدین شاه را نشان داده‌اید.

بله. البته رگه‌هایی از طنز و کمدی در نمایش به چشم می‌خورد، اما نمی‌توان گفت که خرده خانوم یک کمدی صرف است. اصغر عبداللهی خرده خانوم را در قالب سیاه‌بازی نوشته است، منتهی یک سیاه‌بازی متفاوت. سیاه نمایش مرد نیست، زن است. یک دده که از اندرون رانده شده یا حاجی سیاه بازی اینجا یک سرتیپ مغضوب شده خانه‌نشین شده است و یا جوان عاشق پیشه اینجا یک منورالفکر مشروطه‌خواه است و... که ما در اجرا این قالب را بیشتر شکستیم. به هر حال این جور ساختارشکنی‌ها در نمایش زیاد به چشم می‌خورد.

امروز می‌بینیم اغلب تئاترهایی که روی صحنه می‌روند کارهای اقتباسی یا ترجمه‌ای است در حالی که شما یک متن کاملا ایرانی و اصیل را به روی صحنه برده‌اید. با این حال فکر نمی‌کنید تئاتر ما در حیطه نمایشنامه باید به سمت آثار خودی و تالیفی برود تا آثار ترجمه؟

خب من هرگز فکر نمی‌کنم کاری ترجمه‌ای را روی صحنه ببرم. این سلیقه و نظر من است. من نمایش ایرانی، فضای ایرانی و موسیقی ایرانی را ترجیح می‌دهم. از نظر من یک نمایشنامه به زبان مادری و از نویسنده‌ای ایرانی بهتر از نمایشنامه ترجمه شده است، ولی خیلی‌ها هم هستند که کارهای غیرایرانی را ترجیح می‌دهند یا شیفته متن خاصی هستند. من نمی‌خواهم و به خودم اجازه نمی‌دهم برای دیگران و برای تئاتر تعیین تکلیف کنم. این حداقل آزادی است که هر کس کاری را بکند که ترجیح می‌دهد و دوست دارد.

نمایش خرده خانوم تا امشب چیزی نزدیک به 50 اجرا رفته است. اگر بخواهید رویکرد مردم را نسبت به آثار تاریخی بخصوص مقطع زمانی حکومت قاجار ارزیابی کنید درباره آن چه می‌گویید؟ فکر می‌کنید مردم پیام‌های این کمدی تلخ را دریافت کرده‌اند؟

فکر می‌کنم تا حدود زیادی این دریافت حاصل شده باشد. کما این که در نمایش اشاراتی به مسائل روز هم می‌شود و به‌هر حال درک این نمایش برای مردم ملموس و قابل قبول بوده است. یعنی با آن ارتباط برقرار کرده‌اند، ولی میزان ارتباط برقرار کردن با این نمایش بیشتر مربوط به این می‌شود که مخاطب چقدر تاریخ قاجار را بداند. ما در حین تمرین‌ها، قسمت‌هایی از متن اصلی را حذف کردیم به این خاطر که فکر می‌کردیم مردم هیچ پیش‌زمینه یا ذهنیتی نسبت به‌آن ندارند و این عدم شناخت باعث می‌شود قسمت‌هایی از نمایش برای آنها مبهم بماند. مثلا در صحنه‌ای از نمایش، سرتیپ می‌گوید: «اگه خیلی عزت سرمون بذارن، می‌شیم مایه هر و کر آقایون. یا یکی از نفرات اسماعیل بزاز برای مضحکه و تقلید.» خب ما اسماعیل بزاز را حذف کردیم چون خیلی‌ها نمی‌دانند که اسماعیل بزاز و کریم شیره‌ای دوتا از معروف ترین کمدین‌های دربار بوده‌اند. مسلما وقتی مردم ندانند که در آن دوره، فلان شخصیت کیست و چه کار می‌کرده ارتباط برقرار نمی‌کنند.

سال‌ها پیش زنده‌یاد علی حاتمی در فیلم «حسن کچل» از شیوه‌های نمایش سنتی در سینما بهره گرفت. با این حال فکر می‌کنید امروز می‌توان به تبع وی از چنین شیوه‌هایی در سینما استفاده کرد؟

چرا نمی‌شود. همیشه می‌شود همه جور کار کرد، اما مهم این است که هر کاری به روز باشد. مهم این است که کار دست کاردان باشد و کاردان هم کسی است که زمانه خودش را بشناسد، بداند در هر مقطعی مردم به چه نیازمندند و به چه چیز بیشتر تمایل دارند و جذب آن می‌شوند.

خود شما حاضر هستید در کارهای بعدی سینمایی‌تان از این سبک و سیاق بهره‌مند شوید؟

فعلا تصمیمی ندارم، اما این نوع کار همیشه مورد علاقه‌ام بوده و آن را دوست داشته‌ام.

امروزه مشاهده می‌کنیم که برخی کارگردانان سینما به تئاتر روی آورده‌اند. دلیل اصلی آن را در چه می‌بینید؟

پوراحمد: تئاتر مادر سینماست و عمری بسیار طولانی‌تر از هنر هفتم دارد. نمایش به دلیل زنده‌بودن بسیار سخت‌تر از ساخت فیلم است و در آن کارگردان تنها در هنگام تمرین در کار نظارت و احاطه دارد و هنگام اجرا دیگر نقشی ندارد

من از شما می‌پرسم کدام کارگردان‌های سینما؟ فقط داریوش مهرجویی بود که یک نمایش روی صحنه برد و من هم دومی‌اش هستم. کدام کارگردان‌ها؟ ما بیش از 300 کارگردان داریم که عضو کانون کارگردانان هستند. بجز آنها هر سال تعداد زیادی از طریق تله‌فیلم‌های تلویزیونی کارگردان می‌شوند که به حق از سر توهم ادعای کارگردانی دارند. ما ملت بی‌ستون چهل ستون هستیم. در همه این سال‌ها دو تا کارگردان سینما آمده‌اند تئاتر کار کرده‌اند بعد همه می‌گویند و همه جا می‌نویسند که سینمایی‌ها به تئاتر روی آورده‌اند. خب تعدادی از مشهورترین تئاتری‌ها هم آمدند سینما کار کردند. بعضی‌شان ناموفق بودند و کار سینما را بوسیدند و گذاشتند کنار. یکی هم مثل دکتر رفیعی فیلم زیبای «ماهی‌ها عاشق» می‌شوند را ساخت و بعد هم «آقا یوسف» که در هر دو هم خیلی موفق و بحث‌برانگیز بود. اگر تعداد سینمایی‌هایی که به تئاتر روی می‌آورند به 10 تا رسید، آن وقت بگوییم سینمایی‌ها آمده‌اند تئاتر و الا با یک گل که بهار نمی‌شود. این ما هستیم که با یک غوره سردیمان می‌کند و با یک مویز گرمی‌مان. اساسا ما ملت یک کلاغ چهل کلاغ هستیم. رضا کیانیان هم وقتی نمایشگاه عکس گذاشت یک عده جنجال کردند که هنرپیشه را چه به عکاسی و نمایشگاه عکس. لابد باید کلینت ایستوود را به خاطر ساختن موسیقی متن برای یکی از فیلم‌هایی که تهیه کرده است، دادگاهی کرد! من که هرگز خودم را هنرمند نمی‌دانم. همیشه گفته‌ام اگر بتهوون، میکل آنژ و کوروساوا هنرمندند من حق ندارم بگویم هنرمند هستم. حداکثرش این است که بگویم کارم کار هنری است، اما هنر نه در دارد، نه دروازه، نه چارچوب و نه قانون. اگر هنر نزد ایرانیان بود و بس باور کنید در همان دوران باستان مانده بودیم.

طی سال‌های گذشته کارگردانانی چون بهرام بیضایی هم بوده‌اند که علاوه بر کار سینمایی در تئاتر هم فعالیت درخشان داشته‌اند؟

آقای بیضایی اساسا یک استثناست. ایشان اول تئاتری بوده است، نطفه‌اش را در تئاتر بسته‌اند و از تئاتر به سینما آمده است. او استاد تئاتر است و البته استاد سینما، مونتاژ، اسطوره‌شناسی و نمایشنامه‌نویسی هم هست. نمایشنامه‌هایی که او نوشته است هر کدام یک گنجینه ادبی ارزشمند هستند.

همان طور که خودتان گفتید، کارگردانان و بازیگران تئاتر طی سال‌های گذشته تا به امروز با حضور خود در سینما کمک‌های زیادی به این حیطه کرده‌اند و می‌توان گفت سینمای ایران به تعبیری مدیون تئاتری‌هاست. فکر می‌کنید ورود اهالی سینما به تئاتر چقدر می‌تواند به تئاتری‌ها کمک کند؟

کمک سینمایی‌ها از بابت گیشه و رونق دادن به تئاتر حتما موثر است. وقتی یک سوپراستار به تئاتر می‌آید به‌فروش تئاتر کمک می‌کند و بچه‌های تئاتر شاید بیشتر از آن دستمزدهای ناچیز و ناعادلانه پول بگیرند. شاید. نمی‌دانم، اما به طور کلی تئاتر مادر سینماست و به مراتب دارای پیشینه طولانی‌تری در مقایسه با سینماست. تئاتر قرن‌ها قدمت دارد، ولی سینما فقط صد و چند ساله است.

برگردیم به تئاتر خرده خانوم. شما در لابه‌لای گفت‌وگو به این مساله اشاره کردید که شالوده و اساس این نمایش تئاتر روحوضی بوده است. با این حال وقتی می‌خواستید آن‌را روی صحنه ببرید نگران نشدید که شاید از این منظر این نمایش به آن شکلی که باید مورد استقبال قرار نگیرد؟

به هیچ وجه. من همیشه دل شیر دارم و کله‌خر و کاری را که دوست دارم و فکر می‌کنم درست است، انجام داده‌ام. البته می‌دانستم طبعا نسل امروز این گونه فضاها و دیالوگ‌ها را کمتر می‌شناسد.

شما در حیطه سینما، کارگردانی بوده‌اید که صرف‌نظر از فیلمنامه روی طراحی صحنه، لباس، بازیگر، نور، صدا و... وسواس بیش از اندازه‌ای داشته‌اید و همیشه به کنترل این عوامل پرداخته‌اید، اما در تئاتر طبعا چنین مدیریتی اتفاق نمی‌افتد و کارگردان نمی‌تواند تمام این موارد را تحت کنترل خود بگیرد. شاید به این خاطر که بخش اعظمی از فعالیت تئاتر به حس و حال بازیگر برمی‌گردد. این عدم کنترل برای شما سخت نبود؟

چرا سخت بود، ولی سعی کردم واقعیت تئاتر را درک کنم و بپذیرم. کارگردان تئاتر در مرحله تمرین، کارگردان است. در مرحله اجرا، کارگردان هم یک تماشاگر است. من هرشب ته سالن می‌نشینم و با قلم و کاغذ نکاتی را یادداشت می‌کنم که به بازیگران و دیگر عوامل تذکر بدهم. البته یک شب که ته سالن جا نبود مجبور شدم بیایم ردیف اول بنشینم. خانم آدینه گفت وقتی تو را روبه‌روی خودمان می‌بینیم حس بهتری داریم. از آن شب سعی می‌کنم ردیف اول بنشینم. به‌هرحال زمان اجرا بازیگر حاکم مطلق است. البته کار سایر عوامل فنی هم مهم است، اما بازیگر است که صحنه را اداره می‌کند. خوب یا بد. به حس و حال بازیگر برمی‌گردد و توانایی، حافظه‌اش، روحیه‌اش و... در سینما این طور نیست. وقتی فیلم آماده شد، یک کپی صفر لابراتوار می‌گیریم و آن‌را چک و کنترل می‌کنیم. هزار جور اشکال ممکن است در صدا و تصویر باشد. این اشکالات را برطرف می‌کنیم و بعد کپی بی‌عیب و نقص را در معرض دید تماشاگر می‌گذاریم. در تئاتر این جوری است که تو هر شب کپی صفر را بدون این که فرصت و امکان کنترل داشته باشی می‌گذاری در معرض دید عموم.

این فشردگی زمانی شما را اذیت نکرد؟

خب ویژگی تئاتر همین است. نمی‌شود گفت اذیت. به‌نظرم تجربه جدیدی بود.

فکر می‌کنید حضور خانم گلاب آدینه در تئاتر خرده‌خانوم چقدر توانست به نمایش کمک کند. کما این که او مشاور کارگردان نیز در این نمایش بوده است؟

مسلما تجربه طولانی و سابقه زیاد خانم آدینه در تئاتر کمک زیادی در پیشبرد نمایش داشته است. بخصوص این که نقش اول هم هست؛ نقش اصلی. یعنی بار عمده کار روی دوش خانم آدینه است. اگر نمایش 100 دقیقه باشد 90دقیقه‌اش خانم آدینه روی صحنه است.

یک فلش‌بک دوم به گذشته بزنیم. آقای پوراحمد علاقه شما به تئاتر به امروز و دیروز برنمی‌گردد. دوران کودکی و نوجوانی شما در پشت‌صحنه تئاترهای اصفهان سپری شده است. یعنی از زمان همکاری برادرتان منوچهر با ارحام صدر نوعی گرایش به تئاتر در شما وجود داشته است. اگر ممکن است از آن سال‌ها بگویید؛ از آن آرزوها و دغدغه‌ها؟

البته زمانی که منوچهر با ارحام صدر همکاری می‌کرد من دوره سربازی را می‌گذراندم. این مال قبل‌تر است که منوچهر با آقای فرهمند که او هم استاد واقعی بود کار می‌کرد.

شما کارگردان تجربه‌گرایی هستید و حیطه‌های مختلفی را نیز طی این سال‌ها تجربه کرده‌اید. از فعالیت درخشان در سینما با فیلم‌های «خواهران غریب» و «شب یلدا» و در تلویزیون با سریال «قصه‌های مجید» تا «سرنخ» و این اواخر مجموعه تلویزیونی «پرانتز باز» و این یکی هم تئاتر خرده خانوم. با این تفاسیر اگر بخواهید یک مقایسه اجمالی میان دو رسانه تلویزیون و تئاتر قائل شوید فکر می‌کنید نقش کدام یک بر مخاطب بیشتر است؟

طبعا تلویزیون. چون تئاتر که مخاطبانش خیلی محدود هستند. سینما هم که اساسا بگیر نگیر دارد، اما تلویزیون به‌هرحال توی هر خانه‌ای هست و شما اگر بتوانی مردم را جلب کنی، واقعا خیلی هنر کرده‌ای.

در لابه‌لای گفت‌وگو به این مساله اشاره کردید که می‌خواستید یک بار حیطه تئاتر را تجربه کنید. حالا چه می‌کنید. بعد از اتمام نمایش خرده خانوم، تئاتر را کنار می‌گذارید؟

بعید می‌دانم که دوباره سمت تئاتر بیایم. کار من سینماست.

استقبال از تئاتر خرده خانوم چطور بوده است؟

تا الان بد نبوده و در مجموع همان طور بوده که پیش‌بینی می‌شد.

آزاده صالحی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها