در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر از نزدیک شاهد یک مشاعره باشید حتما متوجه میشوید که رقابت فشرده بین مشاعرهکنندهها باعث ایجاد هیجان زیاد شده و همین هیجان باعث میشود مشاعره خستهکننده نشود. ریتم مشاعره تند است، چون هر کدام از شرکتکنندهها تلاش میکنند سرعت شعرخوانی خود را بالا ببرند تا گوی سبقت را از فرد یا افراد دیگر بربایند. مشاعره معمولا در خانوادههای اهل ادب و شعر بیشتر برگزار میشود و اگر رسانهای مانند تلویزیون خواسته باشد خود را با سلیقه و خواستههای مخاطبان تطبیق دهد حتما به سراغ مشاعره میرود و آن را در برنامههای خود میگنجاند، چون با پخش چنین برنامهای با یک تیر دو نشان زده است؛ هم بخشی از مخاطبان میلیونی خود را راضی کرده و هم ثابت میکندکه به ادبیات این مرز و بوم که شعر هم بخشی از آن است، توجه دارد و تلاش میکند آن را تقویت کند.
بنا به گفته اسماعیل آذر برنامه مشاعره حدود 20 سال است که از شبکههای مختلف پخش میشود. با توضیحاتی که در بالا داده شد اکنون باید برنامه مشاعره به یکی از برنامههای دیدنی و پرمخاطب تلویزیون تبدیل شده باشد. اما چرا چنین اتفاقی رخ نداده است؟
برنامه مشاعره را میتوان در قالبها و ساختارهای جذاب رسانهای تولید و پخش کرد؛ قالبهایی که اهالی رسانه حتما آنها را میشناسند و میدانند که چگونه باید برنامهای را که ظرفیت زیادی در جذب مخاطب دارد و آنقدر متنوع است که میتوان آن را در فرمهای مختلف تولید کرد به تلویزیون بیاورند و با طرحهایی نو که بر آن میاندازند هر چند وقت یک بار به آن تازگی بدهند تا مخاطب از فرم تکراری و یکنواخت آن خسته نشود.
اما برنامه مشاعرهای که مدتهای زیادی است از شبکههای مختلف سیما روی آنتن میرود، همیشه یک شکل و قالب واحد داشته و دارد؛ قالبی که به سادهترین شکل ممکن طراحی شده است. یک مجری و تعدادی شرکتکننده که دور میزی نشستهاند و با هم مسابقه شعرخوانی میدهند. این نوع مسابقه حتی جذابیتش از مسابقه مشاعرهای که در خانهها برگزار میشود هم کمتر است. در خانه چند نفری در اطراف مشاعرهکنندهها مینشینند، آنها را تشویق میکنند و همین تشویق به مسابقه خانگی شور و نشاط میدهد. البته به این شور و نشاط ظرفی میوه و سینی چای را هم اضافه کنید که خستگی را از مسابقه دهندگان میگیرد، اما در مسابقه مشاعره تلویزیونی هیچ خبری از این شور و نشاط نیست. شرکتکنندگان انگار که در مسابقه دوی سرعت شرکت کردهاند و باید عرقریزان و بدون هیچ استراحت یا تشویقی سریع فقط شعرهایی را که از حفظ هستند، بخوانند. در اینجور مواقع شاید فضای رسانه و دوربین تلویزیون برای شرکتکنندگان جذاب باشد تا آنها همه تلاش خود را به کار گیرند تا برنده شوند، اما برای بیننده یا همان مخاطب مشاعره بعد از گذشت چند دقیقه این برنامه به مسابقهای کسالتبار تبدیل میشود.
در بیرونقی مسابقه مشاعره چند دلیل دخیل است؛ اول کارگردانی و تهیهکنندگی ضعیف آن است. حالا دیگر ولهسازی برای برنامههای تلویزیونی یک امر بدیهی است. با ورود و رونق تکنولوژی و با استفاده از تمهیدات رایانهای میتوان ولههای زیبایی را برای برنامهای که اساس آن شعر است، طراحی کرد. موسیقی میتواند به زیبایی و گیرایی این ولهها کمک کند. موسیقی همیشه حمایت کننده شعر است. شعر کهن ایران همیشه همراه با موسیقی سنتی، گوش مخاطبان را نوازش داده است. اما در مشاعره نه از موسیقی خبری است و نه از ولههای تصویری. دکور در یک برنامه تلویزیونی با سلیقه و بودجهای که تهیهکننده برای آن در نظر میگیرد خود را نشان میدهد. برای برنامه مشاعره هم میتوان دکورهای متنوع و بسیار زیبایی طراحی کرد.
شعر ایرانی همیشه با خطاطیهای زیبا بر در و دیوار خانهها، خیابانها و کوچهها خودنمایی کرده است، اما در دکور برنامه مشاعره از این خطاطیهای زیبا خبری نیست. دکور سفید و بیروح است و این فضا اصلا با شعر ایرانی که سرشار از حس و حال است، همخوانی ندارد. شعر فضای گرم با رنگهای زنده میطلبد که چشم بیننده را نوازش دهد و او را با برنامه همراه کند.
در چنین فضای سردی که مسابقهدهندهها فقط به سرعت شعر میخواند، مخاطب فقط از برنامه دلزده میشود. سکاندار هربرنامه تلویزیونی مجری آن است. بخصوص وقتی این برنامه مسابقه هم باشد. مجری میتواند به این برنامه شور و نشاط بدهد و مانند یک رفیق کاربلد شرکتکنندهها را تشویق کند تا با هم مسابقه بدهند، اما حس و حال برنامه تلویزیونی را هم در نظر بگیرد. برنامه تلویزیونی با کلاس درس فرق میکند. در کلاس دانشآموزان پشت نیمکتهای مدرسه مینشینند و معمولا بیروح، بیذوق و بیانگیزه بهسوالات معلم پاسخ میدهند.، اما مشاعره تلویزیونی کلاس درس نیست و مجری هم استاد دانشگاه یا معلم مدرسه نیست.
او در عینحالی که باید به همه اشعار ایرانی و تا حدودی خارجی تسلط داشته باشد، ادبیات را بشناسد و به گفتهای عالم ادبیات باشد، باید مجری تلویزیون هم باشد. مجریگری روشهای خاص خود را دارد و همه آنهایی که مدعی این حرفه هستند آن را بلدند. واقعیت این است که در دورهای تلویزیون اساتید دانشگاهها را به تلویزیون آورد و اجرای برنامههای خود را به آنها سپرد، اما اجرای این گروه آنقدر خشک و بیروح بود که کمکم همانهایی که تصمیم گرفته بودند چنین روشی را در تلویزیون اجرایی کنند تصمیم گرفتند این روش را تغییر دهند. مدیران به این نتیجه رسیدند که یک مجری تقریبا باید به اندازه یک استاد دانشگاه عالم به امور باشد، اما نباید برنامه تلویزیونی را با کلاس درس اشتباه بگیرد. مجری باید بتواند شور و هیجان به برنامه بدهد. این هیجان، هم میتواند با کلام و فنبیان مجری ایجاد شود و هم با نحوه اجرای او.
چند وقتی است، ژاله صادقیان هم به جمع مجریان مشاعره اضافه شده است. یک خانم میتواند به یک برنامه شعرخوانی لطافت ببخشد. اما واقعیت این است برنامه مشاعره اگر میخواهد بعد از 20 سال خود را در فهرست برنامههای موفق تلویزیونی جای دهد باید ساختار و فرم خود را تغییر دهد. باید برای شرکتکنندگان خود برنامهریزی کند. تفاوت سنی آنها را در نظر بگیرد و اکنون که شبکهها تقریبا با گروههای سنی مشخص شدهاند مثلا مشاعره کودک و نوجوان را با همه مختصات این گروه سنی به شبکه 2 ببرد و آن را با نام مشاعره کودک و نوجوان روی آنتن بفرستد. جوانها را به شبکه 3 بیاورد و با توجه به ویژگیهای آنها این برنامه را ضبط و پخش کند و گروههای سنی دیگر را هم در شبکههای دیگر نگه دارد، اما اکنون مشاعره درهم است. همه گروههای سنی در آن شرکت میکنند و در یک فرم با هم مسابقه میدهند. وقتی کودکان در مشاعره شرکت میکنند، میتوانند همسالان خود را تشویق به شعرخوانی کنند، اما با فرمی که اکنون مشاعره روی آنتن میرود هیچ کودک و نوجوانی تمایل به دیدن این برنامه ندارد و چهبسا که از شعر و شاعری هم دلسرد شود.
عطا فرزانه / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: