در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید هر کس دیگری به جای او بود از وعدههای عملی نشده مسوولان ورزش سرخورده میشد، بویژه هر مسوولی نیز که آمده به او و جامعه بسکتبال قول ساخت یک سالن مجهز را در قلب تهران داده است، اما این وعده با وجود دیدن 3 رئیس سازمان به خود، تاکنون عملی نشده تا شاید تشکیل وزارت ورزش و جوانان قفل این مساله را بشکند.
به هر حال رئیس فدراسیون به هیچوجه نمیخواهد ناامیدی را به ذهن راه دهد و با اینکه میگوید ممکن است ساخت این سالن به عمرش کفاف ندهد، اما همچنان امیدوار است که گشایشی در این موضوع ایجاد شود. در شرایطی که جام بسکتبال ملتهای آسیا از امروز در ووهان چین آغاز میشود و قهرمان آن مستقیما صاحب جواز حضور در بازیهای المپیک لندن میشود، با محمود مشحون ساعتی در دفتر فدراسیون به گفتوگو نشستهایم که در پی میآید.
بسکتبال ایران، در سالهای اخیر به افتخارات ارزشمندی دست یافته و نشان داده است که قابلیتهایی فراتر از قاره آسیا دارد. نکته جالب توجه در این جهش اینکه این رشته به نوعی از داشتن حداقل امکانات محروم است و شما به عنوان رئیس فدراسیون بارها و بارها این کمبود را مطرح کردهاید. این در حالی است که محمد علیآبادی و علی سعیدلو نیز این قول را به مجموعه بسکتبال داده بودند که به آرزویشان در جهت داشتن سالن اختصاصی در قلب تهران جامه عمل خواهند پوشید، اما همچنان تحقق این خواست زمین مانده است. ارزیابی شما از وعدههای محقق نشده چیست و آیا این مساله باعث دلسردی شما نمیشود؟
دست روی دلم گذاشتید. با توجه به اینکه وعدههای داده شده برای ساخت سالن بسکتبال عملی نشد، چندی پیش در ملاقاتی که با علی سعیدلو رئیس وقت سازمان تربیت بدنی داشتم عنوان کردم «دارم به این نتیجه میرسم که مسوولان ورزش علاقهای به رشته بسکتبال ندارند وگرنه در کشوری با این همه عظمت، توانایی مالی و توجهی که مردم به موفقیتهای این رشته دارند، چرا نباید این مسائل مورد توجه قرار بگیرند و یک سالن استاندارد بینالمللی بسکتبال در مرکز شهر تهران برای ما احداث شود. موضوعی که قطعا شما نمیتوانید نقش آن را در قدرتمندتر شدن بسکتبال ایران نادیده بگیرید.
این در حالی است که به خاطر میزبانی مهرماه ایران در رقابتهای والیبال جام ملتهای آسیا، سالن 12 هزار نفری به شکل استانداردی تجیهز و آماده شده است که البته این حق والیبال است، اما سوال من این است چرا ما نباید میزبان همین مسابقات بسکتبال جام ملتهای آسیا باشیم که قرار است از امروز (24 شهریور ماه) در چین آغاز شود. شاید بگویید به چه دلیل؟ پاسخ روشن است؛ وقتی نمایندگان فدراسیون آسیایی از امکانات ضعیف ما بازدید میکنند معلوم است که هیچ میزبانیای به ما نمیدهند. امکانات ضعیف و تاسیسات و رختکنهای ما مربوط به 40 سال پیش است و چشم هیچ بازرسی را نمیگیرد که به ما میزبانی بدهند.
سوال دیگر من این است که مگر قرار است این سالن برای محمود مشحون یا اعضای فعلی فدراسیون ساخته شود؟ بارها این نکته را اشاره کردهام که افتتاح این سالن نه به سن من و نه به عمر مدیریتی من نمیرسد، چون معلوم نیست در صورت موافقت با ساخت آن چند سال برای ساختش زمان لازم باشد و چه زمانی تکمیل و افتتاح شود. به هر حال به نظر من به دنبال افتخارآفرینیهای سالهای اخیر بسکتبال، پاسداشت این قهرمانیها و خسته نباشید واقعی به قهرمانان جنگنده تیم ملی بسکتبال، این بود که سالنی تحت عنوان سالن بینالمللی بسکتبال در مرکز شهر تهران احداث میشد، اتفاقی که هنوز با وجود تمام وعدهها نیفتاده است. من بارها و بارها این مطالب را گفتهام و خبری نشده، بنابراین شور و شعف بیان آن نیز از بین رفته است و دیگر رغبتی برای مطرح کردن چندباره آن ندارم. این سوال شما هم فقط داغ دل ما را تازه کرد تا بار دیگر این مسائل را مطرح کنم وگرنه تصمیم گرفته بودم دیگر در این باره با هیچ رسانه و روزنامهای صحبت نکنم.
2 سال پیش امیر محمد گنجی، مدیرعامل باشگاه مهرام به عنوان مهمترین باشگاه بسکتبال کشور هم از این مساله مینالید و حتی میگفت در صورتی که زمین مورد نظر تهیه شود، این باشگاه هزینههای ساخت سالن را پرداخت خواهد کرد. طبیعتا برای باشگاهی چون مهرام خوب نیست که فاقد سالن اختصاصی باشد و در سالنهای دیگر به تمرین و مسابقه بپردازد. براستی چرا ما از اسپانسرهای موجود در بسکتبال استفاده بهینه نکرده و آنها را دلسرد میکنیم.
متاسفانه فعل و انفعالات و برخوردهایی که در ورزش اتفاق میافتد محصولش چیزی جز این نیست که بسیاری از علاقهمندان و در واقع حامیان ورزش را دلزده و دلسرد میکند. این در حالی است که این رفتارها به هیچ وجه در شان تلاشها و زحمات صورت گرفته اسپانسرها نیست. تصور کنید اگر این اتفاق افتاده بود ما الان یک سالن استاندارد بینالمللی داشتیم و عملا بسیاری از نیازهایمان مرتفع میشد. گرچه برای خود من هم جای سوال است که چرا به این درخواست مهرام پاسخ منفی دادند.
البته وقتی بیشتر فکر میکنم پیش خودم میگویم مگر برای فدراسیون چه کردهاند که بخواهند برای باشگاهها انجام دهند؟ این اتفاق در شرایطی رخ داد که در حضور خود من قول زمین تنیس ورزشگاه انقلاب را برای ساخت سالن بسکتبال به مهرام دادند تا فدراسیون هم از آن بهرهمند شود، اما این مساله هم منتفی شد. تاکید میکنم که درست نیست اسپانسرهایی چون مهرام را دلسرد سازیم، آن هم در شرایطی که به آنها نیاز داریم و باید بکوشیم با جلب نظر آنان، قدمی هر چند کوچک برایشان برداریم. این مسائل ریشه در این دارد که اهمیت کار آن طور که باید و شاید جا نیفتاده است و به خاطر همین مسائل نیز بود که مهرام قصد کنار رفتن از ورزش و توقف سرمایهگذاری در بسکتبال را داشت. در این زمینه تنها چیزی را که میتوانم بگویم اینکه برادران گنجی در این سالها برای ورزش سرمایهگذاری بزرگی کردهاند و این مهم بخصوص در بسکتبال بوضوح نمایان است، امیدوارم مدیریت کلان ورزش نهایت همکاری را با باشگاه مهرام و برادران گنجی انجام دهد.
حرف شما کاملا درست است، چرا که با توجه به مشکلات مالی ورزش،ضروری است اسپانسرهایی که با اشتیاق به یاری ورزش شتافتهاند تحت هر شرایطی حفظ شوند. جایی خود شما درباره خدمات علی غضنفری، رئیس سابق فدراسیون به بسکتبال اشاره کرده بودید و اینکه باید زمینهای فراهم شود تا امثال غضنفریها به یاری ورزش بشتابند.
همین طور است، غضنفری برای رشد و توسعه بسکتبال خیلی تلاش کرد، اما همیشه یاران هر مسوولی عامل رشد و تعالی وی میشوند و در واقع هیچ مسوولی به تنهایی نمیتواند همه چیز را فراهم کند و باید یاریگر داشته باشد. غضنفری هم ازجمله کسانی بود که تنها یکی دو نفر به او کمک کردند و در نهایت عطای کارکردن را به لقایش بخشید و رفت.
نکتهای که در بدو ورود به دفتر فدراسیون جلب توجه میکند، دفتر محقر فدراسیون است که نشان میدهد حتی به لحاظ اداری هم زیر ساخت لازم برای این رشته فراهم نیست. هر چند بودن در ورزش دردسرهای خاص خودش را دارد، اما زمانی پای شخصیت حقیقی یک فرد در میان است و زمانی شخصیت حقوقی او در قبال یک جامعه مشخص به نام بسکتبال. در حقیقت شان بسکتبال ایران این نیست که در چند اتاق محدود شود.
من هم میگویم شان بسکتبال ایران این نیست. آیا باید همچنان در سه اتاق به رتق و فتق امور این رشته بپردازیم و 3 اتاق آن طرف تر فدراسیون یک رشته دیگر به نام کاراته باشد؟ این یک درد است که فدراسیون بسکتبال با این همه افتخارآفرینی حتی یک دفتر اداری اختصاصی ندارد. تا کی میشود با این روحیه حرکت کرد؟ آیا میتوان به این مکان نام دفتر فدراسیون بسکتبال اطلاق کرد!؟ اینجا انباری است یا دفتر رئیس فدراسیون؟ اصلا کجا میتوانید چنین وضعیتی را مشاهده کنید؟
جالب است بدانید سال گذشته وقتی جایزه اسکار این رشته را به ایران و فدراسیونهای روسیه، آفریقای جنوبی و اسپانیا دادند، روسای فدراسیونهای این کشورها اظهار علاقه کردند به ایران بیایند و در جریان وضعیت این رشته قرار بگیرند. شما جای من بودید چه میکردید؟ من به عناوین مختلف از این مساله طفره رفتم و با خودم گفتم اینها را بیاورم که چه چیز را ببینند؟ بیایند دفتر محقر فدراسیون را ببینند، یا بیسالنیمان را؟ این در حالی است که وقتی سفری به آلمان داشتم، خودرویی که زیر پای من گذاشتند 2 روز از تاریخ ترخیص آن از کارخانه مربوطه میگذشت و هتلی که برای من گرفته بودند سوئیتی 370 متری را اختصاص داده بودند.
گفتم من یک اتاق 20 متری میخواهم، اما آنها در جواب گفتند شان رئیس فدراسیون همین است. در جلساتی که برگزار کردند تمام روسای دانشگاههای آلمان مستمع سخنرانی من بودند. فدراسیون بسکتبال آلمان در شهر هامبورگ 5 طبقه بود.یک طبقه مخصوص رئیس فدراسیون، یک طبقه آشپزخانه و محل سرویس دهی به مهمانان. یک طبقه پرسنل و کمیتههای مختلف. 2 طبقه را هم برای درآمدزایی اجاره داده بودند.حالا شما بگویید من همتایان خارجی را به کجا دعوت کنم تا روابط ورزشی گستردهای با آنها ترتیب دهیم.بارها گفتم وقتی با برادرم (محمدرضا مشحون) مدیر تیمهای ملی یا نور بخش رئیس کمیته لیگ، کار دارم باید در راهرو با هم خلوت کنیم. امروز تمام بضاعت فدراسیون بسکتبال در 3 اتاق خلاصه شده و من این حرفها را تا کی باید تکرار کنم؟
همین طور است که میگویید در ورزش روابط انسانی ورای مادیات است و باید با صدق و درستکاری پیش رفت تا به موفقیت دست یافت.
من هم میتوانم مثل فلان فدراسیون50 میلیون خرج اتاقم کنم، اما از این کار من چه چیزی نصیب بسکتبال میشود؟
به هر حال و با توجه به جابهجایی مدیریتی صورت گرفته در راس ورزش و حضور محمد عباسی بهعنوان اولین وزیر ورزش و جوانان، این مسائل باید گفته شود تا او در جریان مسائل و مشکلات قرار گیرد.
آقای عباسی وقت زیادی نیست که سر کار آمده و فعلا انتظاری از او نیست، اما تشکیلات ورزش به یک ساختار حساب شدهای نیاز دارد. باید بررسی کرد ساختار ورزش ایران از کجا شروع شده و به کجا ختم میشود. نیازهای ورزش در جامعه کجا طرح و بررسی میشود؟ ابزاری که باید برای برآورده کردن این نیازها تامین شود، کجاست؟ و مهمتر از همه اینکه جایگاه واقعی و در واقع معنا و مفهوم فدراسیون چیست؟ بررسی کنید کدام یک از این مباحث را به صورت علمی، حساب شده و تخصصی دنبال میکنیم.
قدم آقای عباسی هم مبارک، اما این ورزش برای نیل به موفقیت و سکوهای جهانی به ابزار لازم نیاز دارد و باید مشخص باشد که با چه ابزاری میخواهیم به موفقیت برسیم و در چه مقطع زمانی؟ در حالی که ورزش بسکتبال در حال حاضر در تمام استانها رو به گسترش است، تعداد استانهایی که سالن اختصاصی داشته باشند به تعداد انگشتان دست هم نمیرسند و تمام سالنها در اجاره کسانی است که در غیربسکتبال فعال هستند. این درددلها را به چه کسی باید بگویم، من تاکنون به هر مسوولی که مسوولیت داشته، این موارد را گفته ام اما آش همان آش و کاسه همان کاسه است.
دفعه قبلی که با هم صحبت میکردیم اشاره داشتید که قطار بسکتبال روی ریل افتاده و از حرکت باز نمیایستد. الان هم همان شرایط وجود دارد و این قطار با سرعت پیش میرود؟
همینطور است. بالاخره من یک وظیفه و دینی نسبت به جامعه ورزش و کشورم دارم. بسکتبال امانتی است که به من سپرده شده و باید خوب آن را حفظ کنم و در این امانتداری باید طوری پیش برویم که با اهداف کلی جامعه منطبق باشد. من وظیفهای دارم و آن ادای دین به نسل جوان است. به هیچ وجه درست نیست که از همین امکانات موجود نیز بهرهبرداری اصولی و منطقی نداشته باشم. براین اساس باز هم تاکید میکنم ما همچنان بر همان لوکوموتیو سواریم و در همان ریل حرکت میکنیم. تصور نمیکنم هیچگاه حرکت بازدارندهای از این فدراسیون سر زده باشد. یا اگر هم دیده شده از چشم من دور مانده است.
به نظر من لوکوموتیو بسکتبال هیچوقت توقف نمیکند. مسلما کم مهری و کمتوجهی در رشد و تعالی ورزش بسکتبال بی تاثیر نخواهد بود، مگر اینکه طرف بی احساس باشد. آخر چطور میتوان همه کمبودها و کم مهریها را تحمل کرد؟ از امروز رقابتهای جام ملتهای آسیا و انتخابی المپیک در چین شروع میشود، اما در ماههای گذشته هیچ زمینهای برای تشویق قهرمانان این رشته انجام نشد، تنها کاری که خود ما توانستیم انجام دهیم این بود که از محل درآمد لیگ،اردوی تیم ملی را در هتل المپیک آزادی برپا کردیم.
یعنی حقوقی هم برای ملی پوشان در نظر نگرفتند؟
البته حقوق ناچیزی توسط کمیته المپیک به ملی پوشان پرداخت میشود، اما رقم قابل توجهی نیست. حرف اهالی بسکتبال همیشه این بوده و هست که بسیاری از هدایای روحی بهتر از هدایای مادی است. بسکتبال نشان داده دنبال مادیات نیست.اصولا در این 11 سالی که در خدمت جامعه بسکتبال هستم 11 ثانیه هم درباره مادیات صحبت نکردم، چرا که اکراه دارم راجع به پول و مادیات صحبت کرده و مدام از نداریها بگویم. همیشه گفتهام از تواناییهای زیادی برخورداریم و وظیفه من مدیر است که از داشتههای موجود بهترین استفاده را داشته باشم. اما هر چیز اندازهای دارد و چقدر میتوان با این حربه حرکت کرد و تا چه زمانی میتوان با این وضعیت موفق بود؟ به هر حال تحمل بیمهریها هم حد و مرزی دارد.
من اهل ناله و فغان و آه نیستم، برای اینکه خودم و یارانم با قدرت داریم کار میکنیم. اما تحمل هم حدی دارد. من یک بار دیگر گفتم و خیلی هم از بیان آن دچار غم شدم. اینکه آوار دیوار شکسته را میتوان جمع کرد، اما آوار دلهای شکسته را هرگز نمیتوان جمع کرد. بدانید دل شکنی در بسکتبال از هر سو و هر سمتی بیداد میکند. شما یک نگرش اجمالی داشته باشید، ببینید با بسکتبال چه میکنند و برای آن چه کردهاند؟
آیا انتظار بسکتبال از دولتمردان، علاقهمندان و همه و همه جز این بوده است که سخت افزار لازم را در اختیارمان بگذارند. ما که حقوق، پاداش، مسکن، ویلا و باغ نخواستیم، ببینید برای ما چه کردند ؟ البته باز هم تاکید میکنم که بیان این مسائل به هیچ وجه به معنای ناامیدی و افسردگی نیست.
در شرایطی که گفته میشود در تهران زمین لازم برای احداث سالن بسکتبال وجود ندارد، اما در نقاطی همچون ورزشگاه تختی فضای بسیار زیادی بلااستفاده مانده است، این مورد را به مسوولان یادآور شدهاید؟
معتقدیم اقتضای هر ورزشی این است که محیط پیرامونی با آن ورزش منطبق باشد. برخی قهرمانان خوب ما اهل شهرری هستند و باید مرکز شهر را برای بسکتبال در نظر بگیرند. فاصله ورزشگاه تختی با مرکز شهر و همچنین دسترسی به آن بیشتر و سختتر از ورزشگاه آزادی، محل سالن فعلی بسکتبال است و ورزشگاه آزادی هم جوابگو نیست. اما در دل شهر باید جایی را داشته باشیم تا اگر دانشآموزی خواست 2 ساعت از پدر و مادرش برای ورزش کردن اجازه بگیرد به سالن بسکتبال در مرکز شهر بیاید و در عین حال علاقهمندان براحتی بتوانند به سالن بسکتبال دسترسی داشته باشند.
جالب است با وجود اینکه فدراسیون والیبال پس از شما درخواست مشابهی را ارائه کرد در مرکز شهر و در خیابان حجاب صاحب سالن اختصاصی شد.
وقتی در زمان محسن مهرعلیزاده، رئیس وقت سازمان تربیت بدنی، اولین مدال طلای آسیایی را توسط جوانان به دست آوردیم و به فاصله 15 روز بعد از آن نیز تیم امید به مدال طلای آسیا رسید، از من سوال کرد که چه میخواهید؟ من گفتم سالنی در مرکز شهر تهران. مهرعلیزاده خیلی تلاش کرد، اما به نتیجهای نرسید. بارها از محمد علیآبادی هم چنین درخواستی کردیم.
مشحون: خوشبختانه آسیبدیدگی کامرانی هم مثل نیکخواه بهرامی برطرف شده است و او نیز به جام ملتهای آسیا میرسد. حامد حدادی و ارسلان کاظمی هم با عرق ملی خود توانستند رضایت باشگاههای آمریکایی را برای پیوستن به تیم ملی جلب کنند
او وقتی تیم ملی بسکتبال در جریان بازیهای آسیایی دوحه به مقام سوم رسید در رختکن تیم حضور یافت و همه بازیکنان از او همین درخواست را داشتند، در زمان سعیدلو هم همین طور و حالا هم طی نامهای مسائل و مشکلات بسکتبال را به اطلاع عباسی رساندهایم. سالن حجاب مبارک والیبال باشد، اما امیدوارم برای ما هم سالن مورد نظر را بسازند.
همانطور که اشاره داشتید جام ملتهای آسیا از امروز آغاز میشود. باتوجه به اینکه انتظارها از تیم ملی بالاست و به عنوان مدافع عنوان قهرمانی گام به این مسابقهها میگذارد چه ارزیابی از وضعیت تیم دارید. این در حالی است که چندی پیش وقتی تیم ملی در رقابتهای بینالمللی جام ویلیام جونز به فیلیپین باخت موجی از نگرانی و انتقاد بسکتبال را فرا گرفت.
خوشحالم به این نکته اشاره کردید. قبل از اینکه پاسخ این سوال را بدهم لازم است بگویم ما گردانندگان فدراسیون بسکتبال از میدان فراری نیستیم و با هر بادی نمیلرزیم و لغزشی نخواهیم داشتم. ما ثابت کردیم همچنان استوار و پابرجا و در راستای ادای دینمان به این مملکت کوشا هستیم. حالا خیلی متاثرم و از جهتی خیلی خوشحالم که بعد از 10 سال وقتی تیم ملی در مقابل یک کشور خارجی شکست خورد برخی جشن و شادمانی بر پا کردند.
اینها برای جشنشان فقط ارکستر دعوت نکرده بودند. مگر چه اتفاقی افتاده بود؟ مگر قرار است تیم ملی در هر میدانی پیروز شود؟ پیرو باخت با فیلیپین وسلین ماتیچ سرمربی تیم را زیر سوال بردند و رایکو ترومن سرمربی 4 سال پیش و سرمربی فعلی فیلیپین را به اوج بردند. نکاتی را طرح و عنوان کردند که مشمئز کننده بود. معنی این کارها چه بود؟ آیا هر تیمی باید همیشه ببرد و اساسا چنین چیزی ممکن است؟
مگر همین فدراسیون که 10 سال است تیمهایش پیروز میشوند و در همین جام ویلیام جونز چهل و یکمن مدال خود را (شامل29 طلا و12 نقره و برنز) کسب کرد، تا امروز در انجام وظایف خود کوتاهی کرده است؟ این قبیل افراد حتی یک هفته هم تحمل نکردند که بعد جشن و سرور برپا کنند، چون به فاصله 5 روز پس از شکست مقابل فیلیپین، همین تیم قهرمان شد و نشان داد پتانسیل خیلی بالایی دارد.
عمده حرف مخالفان شما چیست؟
من تعداد مخالفانم را زیاد نمیدانم، احساس میکنم تعداد انگشت شماری هستند. اینها چون خواستههایشان در فدراسیون بسکتبال تامین نمیشود با ما مخالف هستند و تاکید میکنم تا روزی که من هستم امکان ندارد به خواستههای غیرمنطقی و منفعتطلبانه این افراد پاسخ مثبت دهم.
منظور شما این است چون این افراد خارج از گود ماندهاند، از فدراسیون انتقاد میکنند؟
دقیقا، آنها انتظارات بیجایی دارند. هر کدام معتقدند سالانه 150 میلیون تومان عقب افتادهاند و چیزی از دیگران کم ندارند. در این باره یک مثال میزنم، یک نفر از همین افراد رفته بود پیش یکی از بزرگان ورزش و از او خواسته بود که من (مشحون) او را به عنوان مربی به یکی از تیمهای باشگاهی معرفی کنم.
یعنی دعوا، دعوای پول است؟
بله، اما این کارها که کار من نیست برای باشگاهها تعیین تکلیف کنم. آیا به نظر شما این کار منطقی است که من به باشگاهی مربی معرفی کنم و بگویم که فلان رقم نیز به وی پرداخت شود؟ اگر من این کار را بکنم دیگر نمیتوانم فدراسیون را اداره کنم. فدراسیون چارت مشخصی دارد. وقتی مرحوم بهاءالدین ادب نایب رئیس فدراسیون در گذشت جایش خالی ماند. اما مگر من باید با هر کسی کار کنم؟ بیشک ترجیح من این است با فردی کار کنم که توان کار را داشته باشد و در مجموعه فعلی برای دیگر دوستان قابل پذیرش باشد. برخی انتظار داشتند به سادگی جای مرحوم ادب بنشینند.
مگر میشود یک مدیر به دست خود ساختاری درست کند که مجبور باشد بخشی از انرژی خود را صرف ترمیم آن ساختار کند. من نمیدانم حرص و جوش عدهای برای راهیابی به فدراسیون چیست؟ من چیزی در این 11 سال در فدراسیون بسکتبال جز روزانه 10 ساعت کار کردن و کلی حرص و جوش خوردن ندیدهام. به هر حال همه آزادند و بگذارید اظهار نظرشان را داشته باشند.
به خدمات مرحوم ادب به بسکتبال اشاره کردید، به هر حال در ورزش هر آمدنی رفتنی دارد و هر مدیری روزی جایش را به مدیر دیگری میدهد. با توجه به اینکه شما هم از این قاعده مستثنی نیستید قاعدتا باید بسکتبال را طوری اداره کنید که بعد از شما نیز حرکت واگن بسکتبال کند نشود. بدیهی است در آن صورت ولو آنکه خود نیز نباشید از موفقیتهای این رشته شادمان خواهید شد و همیشه نیز ردپایی از کارهای شما در موفقیت بسکتبال هست. فکر میکنید اگر مشحون زمانی از بسکتبال برود چه اتفاقی میافتد؟
حرف من این است که مگر ما الان در فدراسیون بسکتبال، وزنهبرداری، شنا یا هندبال را آموزش میدهیم، این نگرانی زمانی میتواند وجود داشته باشد که ما به آینده بسکتبال بی توجه باشیم. نگاه کنید که در حال حاضر چه کسانی در بسکتبال کار میکنند، محمدرضا اسلامی با سابقه 12 ساله حضور در تیم ملی. عباس آقاکوچکی قهرمان ملی، علی توفیق قهرمان ملی و مربی کنونی تیم جوانان، صفاعلی کمالیان مربی تیم ملی، مهران حاتمی ستاره سابق تیم ملی و دستیار ماتیچ در تیم ملی، محسن شاه علی قهرمان ملی و سرمربی تیم ملی نوجوانان،عنایت آتشی اسطوره بسکتبال که در حال حاضر با عشق و علاقه مشغول هدایت جوانان زیر 16 سال است.
محمد کساییپور ستاره سابق تیم ملی یکی دیگر از همکاران این فدراسیون است که تیم ملی ب را هدایت میکند. مصطفی هاشمی، فرزاد کوهیان، مهران شاهین طبع، محسن صادقزاده و اسدالله کبیر همه و همه بزرگان این رشته هستند که امروز در بسکتبال مشغول به کارند؛ اما باید در نظر داشت که فدراسیون بیشتر از یک رئیس، یک نایب رئیس، یک دبیر و یک مدیر تیم ملی نمیتواند داشته باشد. اگر کوتاه نظران فکر میکنند چرخه بسکتبال فقط با وجود من میچرخد، این ذهنیت به هیچ وجه درست نیست. وجود من خیلی کارها را هموار میکند، اما جاده را نمیسازد. جاده ساخته شده است، اما درست حرکت کردن در این جاده مهارت من و همکارانم است.
به صراحت میگویم مخالفان و به عبارتی مغرضان نگران بسکتبال نیستند بلکه نگران منافع خود هستند.
همان طور که خود شما میدانید یکی از مهمترین عوامل توفیق هر ورزشی لیگ آن رشته ورزشی است. متاسفانه یا خوشبختانه لیگ بسکتبال نیز امروز خیلی گران شده است و امکان سرمایهگذاری تیمها محدود شده است. این را از این حیث میگویم که چند سال پیش خود شما هم نگران این مساله بودید.
معتقدم کنترل هزینههای لیگ یک عزم ملی میخواهد، مدیر باشگاه باید با من رئیس فدراسیون تعامل صادقانه داشته باشد، نه اینکه به من بگوید چشم و به فلان بازیکن بگوید این 120 میلیون تومان قرارداد شماست و این 450 میلیون را هم شب میفرستیم جلوی در منزلتان. من میگویم با این پولهایی که در همه رشتهها رد و بدل میشود که البته در بسکتبال حجم آن بسیار کم است میخواهیم به کجا برسیم؟ متاسفانه افرادی در ورزش هستند که همچون زالو خون ورزش را میمکند. اما من مشحون تسلیم این افراد نخواهم شد و با قدرت ایستادگی میکنم. شاید اگر من هم طوری دیگر فکر میکردم میتوانستم سالانه حداقل یک میلیارد تومان پول به جیب بزنم اما نه نیازی به این پولها دارم و نه چنین چیزی را از کسی میپذیرم. 11 سال در فدراسیون کار میکنم و حقوقی هم نگرفتهام، چون میخواهم آزاده باشم.
چه برنامهای برای لیگ امسال تدارک دیدهاید؟
امسال علاوه بر اینکه بحث اخلاق را در لیگ بسیار جدی دنبال میکنیم به لحاظ برگزاری مسابقات هم قصد داریم لیگ را با 12 تیم برگزار کنیم. این 12 تیم میتوانند تا دو بازیکن خارجی داشته باشند. در چنین وضعیتی ترکیب تیمها شامل 3 ملی پوش و 2 بازیکن خارجی میشود. آن هم بازیکن خارجی توانمند که بازیکنان داخلی در کنار آنها جسارت و توان فنی شان را افزایش دهند. به طور کلی به منظور ارتقای کیفی و حرکت لیگ در راستای اهداف بسکتبال تمام بازیکنان را دسته بندی کردیم، 16 بازیکن ملی که هر تیم تنها میتواند از 3 نفر این افراد استفاده کند، این تعداد را سال آینده به 2 بازیکن تقلیل میدهیم تا فضا برای جوانان باز شود.
هر تیم از بازیکنان تیم ب میتواند دو نفر به خدمت بگیرد. از تیم جوانان باید یک نفر را مورد استفاده قرار دهد، با وجود 2 بازیکن بومی و 4 بازیکن دسته یک ترکیب 14 نفره همه تیمها اینگونه تشکیل میشود. به این ترتیب تمام بازیکنان در تیمهای مختلف فرصت بازی کردن و رشد و ارتقای کیفی پیدا میکنند.
برگردیم به وضعیت تیم ملی در جام ملتهای آسیا، تا چه حد به این تیم امیدوار هستید که بتواند بدرستی از عنوان قهرمانیاش دفاع کند؟
زندگی یعنی امید و حرکت.آنچه مربوط به تدارک تیم بوده در حد توانمان انجام دادیم. همه میدانند هیچ تیمی بیکار ننشسته است. ژاپن در آمریکا تمرین کرده است، چین میزبان و قدرت آسیاست، لبنان بازیکنان آمریکایی به خدمت گرفته است، اردن، کره جنوبی، تایوان و قطر و فیلیپین هم همینطور. اما ما به داشتههای خودمان افتخار میکنیم. هرچند رقابت نابرابر است، اما ما به نتیجه تیم امیدواریم. البته 8 تیم هم قدرت در آسیا وجود دارند که هیچ یک به لحاظ سختافزاری و نرمافزاری از ما ضعیفتر نیستند.
آسیبدیدگی برخی ملی پوشان نگران کننده بود، کامرانی، نیکخواه بهرامی و...
مسلما هر نوع آسیبدیدگی در تیمهای ملی نگرانکننده است. خوشبختانه کامرانی به بازیها میرسد، نیکخواه بهرامی هم آسیبدیدگیاش برطرف شده است. حامد حدادی و ارسلان کاظم هم با عرق ملی خود توانستند رضایت باشگاههای آمریکایی را برای پیوستن به تیم ملی جلب کنند. ما میرویم، میجنگیم و امیدواریم قهرمانی خود را تکرار کنیم.
به عنوان آخرین سوال با مشکلات کمبود بودجه چگونه کنار آمدهاید؟
معتقدم در شرایط کمبود بودجه هم میتوان کار کرد و نباید افسرده شد. با این روحیه هیچ وقت خلاف مسیر سازمان ورزش حرکت نکردم و هیچ وقت خوش خدمتی هم نمیکنم، اما اعتقاد دارم راس ورزش نقش حامی ما فدراسیونها را دارد و باید با آنها هماهنگ باشیم تا بتوانیم در مسیر اهداف ترسیم شده ورزش گام برداریم.
جدول و برنامه رقابتهای بسکتبال جام ملتهای آسیا
بیست و ششمین دوره مسابقههای بسکتبال جام ملتهای آسیا از امروز در ووهان چین آغاز میشود و در این رقابتها 16 تیم برتر قاره آسیا در 4 گروه 4 تیمی به مصاف هم میروند، دیدارهایی که در نهایت تیم قهرمان آن جواز حضور در بازیهای المپیک 2012 لندن را کسب کرده و تیمهای دوم و سوم به رقابتهای مقدماتی المپیک راه خواهند یافت.
در دیدار افتتاحیه این رقابتها امروز (پنجشنبه 24 شهریور) تیمهای سوریه و اردن دیدار میکنند و تیم ایران در بازی دوم به مصاف چین تایپه میرود. تیم کشورمان روز جمعه 25 شهریور در بازی دوم با قطر دیدار میکند و روز شنبه 26 شهریور به مصاف ازبکستان میرود.
گروه بندی مسابقه ها:
گروه A:
لبنان، کره جنوبی، مالزی و نماینده آسیای مرکزیگروه B: ایران، قطر، تایوان و ازبکستان
گروه C: ژاپن، سوریه، اردن و اندونزی
گروه D: چین، بحرین، فیلیپین و امارات
شیوه برگزاری مسابقهها به این ترتیب است که 3 تیم اول گروه A و 3 تیم اول گروه B به مرحله بعدی صعود میکنند و در یک گروه با هم به رقابت خواهند پرداخت و 3 تیم اول گروه C و 3 تیم اول گروه D نیز در گروه دیگر به دیدار یکدیگر خواهند رفت.
پس از این مرحله از هر گروه 4 تیم به دور یکچهارم نهایی صعود خواهند کرد.
حجتالله اکبرآبادی - امید توفیقی
گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: