در واقع هر دو هم حق دارند؛ جناح طرفدار استفادهپذیری وبسایت، تمرکزش بر رفتارهای انسانی است. آنها مردم یا به عبارتی همان کاربران را گروه هدف میدانند. تجربه کاربر و قالب طراحی میانجی با کاربر، چالشهای زیادی میطلبد، چرا که نیازهای ما روز به روز با ساز و کار زندگی روزمره و تطابق آن با استفاده از اینترنت و تبادل اطلاعات، در حال تغییر است. موتورهای جستجو برهمکنش دادههای کاربر را میطلبند، چرا که باید دستشان بیاید کاربران چه چیز را و آن را به چه نحوی میخواهند.
از طرفی، بهینهسازی موتور جستجو کمتر با خواست کاربران و بیشتر با تأثیرگذاری بر تصمیمات آنها کار دارد. تلاشهای اولیه در این زمینه، بازیگوشی با کدهای مبدایی بود که در پشت پرده با موتور جستجو درِ گوشی اختلاط میکردند و موضوع سایت را برایش تشریح و سپس رباتهای مجازی را به سمت صفحات مشخصی هدایت میکردند. با پیشرفت فناوری موتورهای جستجو و پیچیدهتر شدن آنها، مهارتهای SEO (پروسهای که در آن جایگاه جستجوی یک سایت افزایش یا کاهش مییابد) نیز به وجود آمد که امروزه به بازاریابی جستجوی شبکهای مشهور است. هدف، کشاندن کاربر از طریق تبلیغات و لینکهای حامی، تبلیغات PPC ورودی به صفحات خاص، محتوی بهینه و حتی انتخاب عکس و ویدئو به وبسایتهای خاص است.
جستجو و دلایل آن
بازاریابهای جستجوی شبکهای و مهندسان کاربر دوست، هر دو میخواهند بدانند که ما به چه وبسایتهایی سر میزنیم یا وقتی بهصفحه نتیجه جستجو برخوردیم، چه میکنیم. سوالهای پیشرویشان اغلب اینهاست:
آیا کاربر از جایی که به آن هدایت شده، راضی است؟
آیا موتور جستجو فهرست نتایج دقیقی به دست داده است؟
آیا کلیک کاربر یک کلیک مثبت بوده است؟
آیا کاربر در سایت مانده یا ترکش کرده است؟
اگر کاربر سایتی را ترک کرده، چه نتیجه جستجویی میتوانسته به خواسته وی نزدیکتر باشد؟
آیا نتیجه به دست آمده نتیجه منطقی جستجو بوده یا ما با یک تجربه نامناسب از هدایت به صفحه وب روبهرو بودهایم؟
هر دو عامل انسانی و موتور جستجو مباحث مرتبط با قصد و نیت ما در مطالعه و توسعهاند. موتورهای جستجو با چند رسانهایها و ایجاد دسترسی ژرفتر به اسناد و رسانهها در اولین گامهای پروسه جستجو، درگیرترند. آنها تقلای بیشتری برای تشخیص اغراض جستجوگر و رسیدن بی واسطه به نتیجه جستجو میکنند.
قصد ما چیست؟ چرا داریم اینترنت گردی میکنیم؟ چرا از موتورهای جستجویی نظیر گوگل استفاده میکنیم؟
در پژوهشی که سال 2009 از سوی ComScore انجام پذیرفت، مشخص شد «از هر ده دقیقه زمانی که هر نفر در اینترنت سپری میکند،حدود یک دقیقه آن به جستجو در گوگل اختصاص دارد.» این فقط شامل خود موتور جستجوست، نه اقماری مثل یوتیوب و جیمیل و سرویس کتاب گوگل و...
جستجوهای پولساز
به فاصله کوتاهی از روی کار آمدن موتورهای جستجو و سایتهای ارائه شده در اینترنت، چرایی، کجایی، چه کس، در چه زمان و چگونگی استفاده از آنها سوژههایی برای مطالعه تحلیلگران علاقهمند به ترافیک، شهرت، جایگاه و روشهای پولسازی سایتها شدند.
بیشتر شما در دهه 90 هزاره قبل، زمانیکه صفحات وب با زمینه خاکستری و خط مشکی، انیمیشن، تصاویر سهبعدی، جعبه متنهای متحرک، علائم دوار و تصاویر چشمکزن همگی میانجی کاربر بودند، موش آزمایشگاهی بودهاید. همانقدر که ساخت چنین چیزهایی سرگرم کننده بود، سختکوشی طراحان برای ارائه تنظیمات کاربری را نیز میطلبید.
موتورهای جستجو به مرور یاد گرفتهاند ما برای چه به اینترنت سرمیزنیم، شاید این موتورها برای مواقعی که دنبال جستجوی داده هستیم، خیلی به کار نیایند، به همین دلیل برای ارتقای طراحی موتور جستجو و بازاریابی SEO، سعیمان بر فهم قصد و نیت و هدف جستجوی کاربر است. حالا بخوبی مشخص شده که موتورهای جستجو را برای یافتن داده میکاویم. اما کدام نوع از داده بیشتر مورد توجه است؟
بتازگی در استرالیا تحقیقی درباره چگونگی استفاده از موتورهای جستجو انجام شده که بر اساس آن، نیمی از جستجوها به هدف یافتن سایتی مشخص بوده است، در حالیکه نیم دیگر آن بین جستجوی بازرگانی الکترونیکی و فرهنگ عامه تقسیم شده است. این تحقیق همچنین بر پدیده «جستجوی تنآساینده» نیز متمرکز شده و یافتهها نشان میدهد ایده سایتهای جستجو نه فقط برای جمعآوری دادهها یا میانبری به وبسایتهاست، بلکه این موتورها منابعی از تنآساییاند، طوری که تخمین زده میشود از هر شش جستجو، یکی جستجوی تنآساینده است.
این مطالعه جزئیات جالبی را برای هر کس که به موضوع چیستی جستجو علاقه دارد، پیش میکشد. پیدا کردن سایت بزرگسالان در میانه قرار گرفته و جستجوی بازرگانی الکترونیکی با فاصله کمی از موضوعات فرهنگ عامه در رده دوم قرار دارد. سلامت و هوا و امور روزمره و دولت از کمترین محبوبیتها برخوردارند. این مطالعه موضوعات دیگر را از حیطه بررسی خارج کرده، چرا که تمرکزش بر نحوه زندگی شرکت کنندگان در این تحقیق بوده است. این قضیه با امثال کاربری آزمایشگاهی آنلاین یا تستهای شناسایی چشم، متفاوت است. جالب این است که بر اساس این تحقیق، نحوه زندگی تأثیر چندانی بر انواع جستجوگرها ندارد. در حقیقت با این مطالعه، پرسشهای جدیدی از رفتار جستجوگر کاربران مطرح شده است.
برای مثال، آیا کاربران اینترنتی ترجیح میدهند برای دستیابی بهاطلاعات، به سایتهای معمول بیمههای درمانی، محاسباتی و امور روزمره مراجعه کنند تا از موتورهای جستجو بهره گیرند؟ آیا توزیع برترین موضوعات برای ارضای یک کاربر نمونه جستجو شده است، یا برای تناسب موتورهای جستجو دریافت مدلها و موضوعات معین؟
بازاریابان جستجوگر
چیزی که واضح است این که زمان قبول مطالعه روی استراتژیهای بازاریابی فرا رسیده است و متخصصان تجربهسنجی کاربران دیگر قادر به کم بها جلوه دادن بازاریابان جستجوگر نیستند.
هر دو تواناییها و تخصصهای ضروری مورد نیاز در پروژههای وبسایت را گسترش دادهاند. بسیاری از پدیدههای اینترنتی بر اساس روابط اتفاق میافتد. ارتباطات جهانی هم بشدت دنبال همین است و شبکههای مجازی و بازاریابی اجتماعی را ابداع کرده تا علایق را مدیریت کند و سودی از این منابع جدید به دست دهد.
طراحی احساسپندار تصادف نبوده است. ما موجوداتی احساسی هستیم، همدلی باعث ایجاد ارتباطاتمان میشود. در زندگی و کسب و کار، تمرکز بر بازیهای برد ـ برد است. به پشت پرده فروشهای فوری برای برقراری ارتباط با مشتریان به عنوان برخورد با مردم توجه کنید. با وجود توسعهای که در مدلهای ذهنی و خلق شخصیتهای کاربری دادهایم، هنوز در آغاز شناخت اینکه چه کسی از دستاورد ما استفاده میکند، هستیم.
محمدحسین کردونی
منبع: searchengineland
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم