در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
Dolls
عروسکها
کارگردانی، فیلمنامه و تدوین: تاکهشی کیتانو/ فیلمبردار: کاتسومی یاناگی شیما/ موسیقی: جو هی سائی شی/ محصول: 2002 ژاپن/ بازیگران: میهو کانو و هیدتوشی نیشی جیما
فیلمسازان ژاپنی، پس از دوره فترت دهه 70، کمکم جا پای بزرگان گذشته خود گذاشتند که به این نسل از سینماگران ژاپنی، فیلمسازان نسل دوم میگویند. تاکهشی کیتانو یکی از همین کارگردانان نسل دومی ژاپنی است که پس از مدتها کار در تلویزیون، به عنوان بازیگر و تجربههای شغلی متفاوت سینمایی در مقام تدوینگر، فیلمنامهنویس و حتی فیلمبردار سرانجام به کارگردانی پرداخت.
کیتانوی 64 ساله که 15 فیلم در کارنامه حرفهایش دارد عمدتا آثاری با مضمون جنایی یا فلسفه مرگ ساخته است و عروسکها نیز از این قاعده مستثنا نیست و اگرچه صحنههای جنایی یا مرگ و میر در این فیلم بسیار متفاوت از دیگر آثار اوست، با این همه تمام تلاش کیتانو در فیلم عروسکها بازگویی مرگ و مواجهه با آن است.
عروسکها فیلمی 3 اپیزودی است که اولین اپیزود تقریبا نقش محوری دارد و زیربنای اصلی فیلم را تشکیل میدهد. این قسمت ماجرا درباره پسر جوان و مستعدی است که تمام مراتب پیشرفت را در محیط کاریش و با پشتوانه استعداد و سختکوشی پلهپله طی کرده و مورد توجه کارمندان و رئیس قدرتمند شرکت است.
او که ماتسوموتو نام دارد، بتازگی با دختری که از سابق میشناخته نامزد کرده است، اما شرایط ممتازش در شرکت باعث میشود رئیس شرکت از ماتسوموتو با اصرار بخواهد با دخترش ازدواج کند. اوضاع به نحوی پیش میرود که ماتسوموتو هرچند مایل نیست نامزدیاش را بهم بزند، اما در مقابل عمل انجام شده قرار میگیرد و قرار ازدواج با دختر رئیس شرکت را میپذیرد. از آن طرف نامزد او که هرگز چنین بیوفایی را از ماتسوموتو انتظار نداشته دست به خودکشی نافرجامی میزند و بد حال در بیمارستان بستری میشود. ماتسوموتو نیز در آخرین لحظات به ندای قلبش گوش میدهد، شرکت و قرار ازدواجش را کنار میگذارد و سراسیمه به بیمارستان میرود و نامزد نیمه جانش را برمیدارد و فرار میکند...
در اپیزود دوم، بازهم یک پسر جوان به نام نوکوئی قهرمان اصلی است. او که کمی تا قسمتی از خودباوری به دور است تلاش میکند تا بتواند به دختر دلخواهش برسد و در این راستا کم مشکل ندارد، اما بر اثر یک تصادف تا مرز مرگ پیش میرود.
در اپیزود سوم نیز ماجرا مربوط به یک پسر جوان است. او که نامش سین است، میکوشد سر و سامانی به زندگیاش بدهد. چند بار تغییر شغل میدهد، نوع پوشش خود را عوض میکند و خلاصه دست به هر کاری میزند تا بتواند توجه دختری را که دوست دارد جلب کند.
عروسکها یک فیلم نماد انگارانه از عشق و مرگ است. اگرچه تاکهشی کیتانو با ظرافت هر قصهاش را بازگو میکند، اما به هر حال نماهای درشت از عروسک، بیان ویژگیهای مرگ از زبان قهرمانان هر قصه و حتی برخی اسلوموشنها و همچنین نماهای تئاتری، همگی به نمادگرایی کارگردان اصرار دارند. فیلمبرداری بینقص و تحسینبرانگیز کاتسومی یاناگی شیما نیز این نوع نمادگراییها را آنچنان در دسترس و در دید تماشاگر قرار میدهد که گویی کیتانو به عمد قصد دارد انگارههای داستانهایش یعنی عشق، مرگ و زندگی را فریاد بزند.
The Professor
پروفسور
کارگردانی و فیلمنامه: جوزپه تورناتوره/ فیلمبردار: بلاسکو گیاراتو/ تدوین: ماریو مورا/ موسیقی: نیکولا پیووانی/ محصول: 1986 ایتالیا/ بازیگران: بن گازارا، سورا دل سول، لئو جیولوتا و فرانکو اینتر لنجی
از 12 فیلمی که جوزپه تورناتوره فیلمساز 54 ساله ایتالیایی نویسندگی و کارگردانیاش را به عهده داشته، به جز 3 اثر، بقیه به نحوی برای علاقهمندان به سینما، فیلمهای آشنایی هستند. از طرفی اگرچه فیلمهایی مانند سینما پارادیزو (1988) و افسانه 1900 (1998) جزو این آثار شناخته شده هستند، اولین فیلم تورناتوره یعنی پروفسور تا حدودی ناشناخته است.
پروفسور اگرچه برخی اتفاقاتش از یک رمان وام گرفته شده (بویژه جریانات رشد حزب دموکرات مسیحی و همچنین پا گرفتن برخی گروههای مافیایی در ناپل دهه 70) با این همه داستانی است مانند آنچه فرانچسکو رزی در سالواتوره جولیانو شرح داده است. هر چقدر سالواتوره جولیانو (محصول 1960) یک فیلم واقعگرایانه است و منطبق بر واقعیتها، پروفسور یک شاهد مثال است. در واقع تورناتوره با روایت داستان پروفسور قصد داشته اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی در ایتالیا و بویژه در جزیره سیسیل را برای نسل جدید رونمایی کند. داستان پروفسور از سال 1963 شروع میشود؛ وقتی رافائل کاتولو به جرم قتل مردی که باعث اذیت و آزار خواهرش شده بود به حبس طولانی مدت محکوم میشود.
ابتدای ورود به زندان، رافائل که به پروفسور شهرت دارد با دنیای جدیدی روبهرو میشود. او که پیش از این با گروههای تبهکار و باندهای زیرزمینی مافیایی آشنایی محدودی داشت یا اینکه حداقل بین آنها به حساب نمیآمد طی ماههای اولیه ورود به زندان احساس میکند میتواند با به کار انداختن استعدادش زمینهساز تشکیل یک گروه مستقل شود.
رافائل پس از 10 سال به کمک دوستانش آلفرد کاناله و پاسکوال زارا تشکیلات بسیار قدرتمندی راه میاندازد و همین باعث میشود درگیری شدیدی میان این گروه جدید و خانوادههای بسیار قدیمی مافیایی روی بدهد. جنگهای درون خانوادههای مافیایی از اواخر دهه 60 شروع میشود و تا سالهای ابتدایی دهه 80 ادامه مییابد. مدتی بعد بر اثر زمینلرزهای شدید در ناپل، تمامی منطقه از بین میرود و برای بازسازی آن بازهم درگیریهای شدیدی رخ میدهد و تمام خانوادههای مافیایی در تلاشند به ضرب رشوه یا آدمربایی یا هر طریقی که شده ارزیابهای دولت را در اختیار خود بگیرند.
پروفسور به وضوح عدم ثبات سیاسی در ایتالیای دهه 70 و 80 را نشان میدهد و بدون اینکه بخواهد قضاوتی در اینباره داشته باشد فقط به ذکر وقایع میپردازد.
تورناتوره از شخصیت پروفسور و کاراکترهای دیگری مانند سیرو که دوست معتمد او بوده، فقط به عنوان شاهد مثال استفاده میکند و قضاوت را به عهده تماشاگر میگذارد. داستانک فرعی در پروفسور وجود ندارد و هرچه هست یک روایت خطی از اعتقاد و انجام است. با این همه، فیلم تورناتوره سرشار از تعلیق مناسب و غافلگیری است و باعث میشود تماشاگر حتی در اوج ناآشنایی با شرایط و اوضاع و احوال ایتالیای آن دوران به قصه علاقهمند و پیگیر ماجرا شود.
A pure Formality
یک تشریفات ساده
کارگردانی و تدوین: جوزپه تورناتوره/ فیلمنامه: پاسکال کیونارد و جوزپه تورناتوره/ فیلمبردار: بلاسکو گیاراتو/ موسیقی: انیو موریکونه/ محصول: 1994 ایتالیا/ بازیگران: ژرارد دی پاردیو، رومن پولانسکی، سرژیو روبینی، نیکولا دی پینتو و تسانو سیماروزا
یکی از بهترین و به تعبیری سینماییترین ساختههای سینمای اخیر ایتالیا فیلم تشریفات ساده است. فیلمی که اگرچه داستان سرراستی دارد و به نظر بسیار جمع و جور میآید، اما به معنای واقعی کلمه تصویر است و فیلمنامه ششدانگ آن باعث شده تماشاگر مدام از کارگردان به قول معروف رودست بخورد و هر بار که این اتفاق روی میدهد مصمم بشود تا داستان به انتها برسد. داستان از اینجا شروع میشود که در منطقهای که قتلی اتفاق افتاده، پلیس علیرغم حضور اولیه هنوز هیچ سرنخ و شاهدی نیافته که ناگهان با مردی (با بازی ژرارد دی پاردیو) قوی هیکل با ظاهر بسیار شوریده و آشفته روبهرو میشود. همین حضور در حوالی صحنه قتل و ظاهر غلطانداز مرد، دستاویزی میشود که پلیس نسبت به او مظنون شده و اورا به اتهام قتل دستگیر کند.
پس از دستگیری، مرد که تازه پی برده کجا آورده شده، روبهروی بازپرس (رومن پولانسکی) نشانده میشود تا به سوالات او پاسخ دهد. تمام اصرار بازپرس با انکار مرد روبهرو میشود، در حالی که بازپرس انواع و اقسام روشها و تکنیکهای بازجویی را به کار میگیرد تا بتواند مرد را وادار به اعتراف کند. مدتی نمیگذرد مرد ادعا میکند که اونوف نام دارد و نویسنده است. گفتن همین یک جمله، از زمین تا آسمان شرایط را به نفع مرد عوض میکند. بازپرس که علاقهمند و طرفدار پرو پاقرص انوف، نویسنده مشهور است حالا دیگر سر از پا نمیشناسد و در ضمن مدام تکرار میکند حضور مرد فقط یک تشریفات ساده و اداری است و ادعا میکند تمام آثار او را بدون جا انداختن حتی یک کلمه خوانده و حتی شروع میکند به نقد و بررسی آثار او. با این همه این مرد حتی اگر انوف نویسنده شهیر هم باشد فرقی در اصل ماجرا نمیکند. او مردی است که متهم به قتل است. چه اونوف باشد چه نباشد. حالا اگر اونوف در وهله اول به ذهن نمیرسد که آدمکش باشد، ولی مراتب کار اداری چه میشود؟ این پرسشهایی است که ذهن بازپرس را درگیر کرده و در یک جمله مرد همینها را میگوید. شخصیتپردازی در فیلم یک تشریفات ساده میتواند الگویی برای بیننده باشد تا یک بار برای همیشه با این اصطلاح اخت شود. شخصیتهای مرد یا همان اونوف، نویسنده معروف و بازپرس اداره پلیس به نوعی در فیلم پرداخت شده و قوام آمدهاند که گویی این دو فقط و فقط اونوف نویسنده و بازپرس هستند نه بازیگر فیلم. گویی تماشاگر آنها را میشناسد و نسبت به سرنوشتشان نگران است. بازیهای ممتاز ژرارد دیپاردیو و رومن پولانسکی نیز در ارائه تایپیکال بینقص اونوف و بازپرس از پایههای غیرقابل انکار در موفقیت فیلم است. یک تشریفات ساده، سرشار از غافلگیریهای بجاست. مدام جای بازپرس و مرد عوض میشود و در انتها باز به جای اول خود برگردانده میشوند، درست مانند جمله آخر فیلم یعنی در لحظهای که تماشاگر انتظار دارد بازپرس با کمال احترام اونوف را به منزل برگرداند و حتی دستش را ببوسد او رو به اونوف میگوید: خب با همه این حرفها شما اگر آقای اونوف هم باشید، خب متهم به قتل هستین. اینو چه کار میشه کرد؟
مهدی تهرانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: