در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این هشدار عملکرد فدراسیون فوتبال را که اتفاقا آخرین ماههای دوره 4 ساله را میگذراند، زیر سوال میبرد و انتقادها را متوجه مجموعهای میکند که در بدو حضور این سرمربی وعده داده بود علاوه بر فراهم کردن همه امکانات لازم، آرامش کادر فنی را نیز مهیا میکند، قابل پیشبینی بود که فدراسیونیها درصدد توجیه کردن کرش برآیند و با طرح شرایط حساس تیم ملی و در پیش بودن بازیهای مهم و البته یادآوری برخی وعدهها او را مجاب کنند تا با تغییر موضع آرامش را به فضای حاکم بر فوتبال برگرداند، کرش در کمتر از 24 ساعت توجیه شد و با انجام مصاحبهای مبنی بر اینکه از حرفهایش سوءبرداشت شده توپ انتقادها و گلایهها را به زمین عوامل بیرون از فدراسیون انداخت، جایی که فقط حمایت هواداران از تیم ملی و حضور پرشور آنها در ورزشگاه آزادی میتواند جنبه عامل بیرونی را داشته باشد که در این زمینه حداقل تیم ملی در شرایط حساس هرگز کمبودی را احساس نکرده است و باقی هر چه هست دلایلی است که مستقیم یا غیرمستقیم فدراسیون فوتبال متولی آن است و بدون شک هر کمبودی از آنجا سرچشمه میگیرد.
به هر ترتیب از این موضوع نیز عبور کردیم، اما زنگ خطر برای فوتبال کشورمان این بار توسط یک مربی حرفهای به صدا درآمد؛ مربیای که تقریبا تمام کارشناسان فوتبال ما دیدگاه مثبتی نسبت به کارنامهاش دارند و معتقدند که میتواند فوتبال ما را به سوی پیشرفت و تحول رهنمون کند، این بار اما باید این هشدار را جدی بگیریم یا آن را بهانهای از سوی سرمربی تلقی کنیم؟ اصلا وعدههای 5 ماه پیش تا چه حد عملی شده است؟ فوتبال ملی ما که کرش را وادار به اعتراض کرده است، از کدامیک بیشتر رنج میبرد، بیپولی و کمبود بودجه که این روزها توجیه مسوولان فدراسیون فوتبال در مواجهه با هر مشکلی است یا بینظمی و استفاده نکردن درست از همین امکانات موجود؟
بیپولی و بینظمی؛ دلایل جدا نشدنی
بیژن ذوالفقارنسب، کارشناس فوتبال کشورمان در گفتوگو با «جامجم» از ارتباط جدانشدنی پول و نظم به عنوان عوامل رسیدن به موفقیت در فوتبال میگوید و میافزاید: اگر بگوییم فوتبال ما هیچ مشکل یا کمبودی ندارد، صورت مساله را حذف کردیم، در مورد کمبود بودجه که تمام فدراسیونها در مقطعی که سازمان ورزش به وزارت ورزش و جوانان منتقل شده است، مشکل داشتند و دارند و این مختص فوتبال نیست اما نکته مهم این است که به دلیل شرایط ویژه فوتبال و طیف وسیع مخاطبان آن، باید نگاه متفاوتی نسبت به فوتبال میان مسوولان وجود داشته باشد، در واقع ما به رویکرد جدیدی نیاز نداریم چون نباید فراموش کنیم که در اجرای برنامههای فدراسیون فوتبال محکوم هستیم که اشتباهی نکنیم چون هر اشتباه کوچکی برابر با سرکوب شدن علاقه فوتبالدوستان و در ادامه شکست و حذف تیم ملی از گردونه رقابتهای بزرگ بینالمللی است.
اشتباهات جبرانناپذیر
وی ادامه میدهد: متاسفانه این اشتباهات وجود دارد، اشتباهی که باعث میشود گاهی اوقات برنامهریزیها درست نباشد و همین نبود برنامه به بینظمی میانجامد. این که مربی بزرگی مثل کرش هم از امکانات و شرایط فوتبال ما نالان است، چیز عجیبی نیست. چون در دنیای حرفهای هرگز این وضعیت را تجربه نکرده است، اما همانطور که قبلا گفتم اگر او احساس کند که آرامش دارد و در تامین حداقلهای فدراسیون همکاری لازم را دارد، میتواند به فوتبال ما بیشتر از اینها کمک کند، این گلایهها و انتقادها هم اگر تا این حد رسانهای نشود به نفع تیم ملی است چون تمرکز تیم را به هم میریزد، اما امیدوارم در مراحل بعد کاستیهایی که مدنظر کرش بوده برطرف شود.
کم مسوولیتی یا بیمسوولیتی
امیر حاج رضایی در این باره صحبتهایش را اینگونه آغاز میکند: من اعتقاد دارم که اعتبار کرش آنقدر هست که از طرح این انتقادها و هشدار دادن به فدراسیون فوتبال به هیچ عنوان دنبال توجیه ناکامیهای احتمالی در آینده نباشد، بنابراین با اظهارنظرهای اینچنینی در مورد صحبتهای کرش موافق نیستم.
نکته: مسوولان فدراسیون دلیل اکثر مشکلات فوتبال را کمبود بودجه و بیپولی میدانند اما به نظر میرسد علت انتقادهای اخیر کرش نابسامانیها و بینظمیهای حاکم بر فوتبال بیسروسامان کشور ماست
وی در ادامه به «جامجم» میگوید: همه مشکلات فوتبال ما به نظر من ناشی از کم مسوولیتی یا در مواقعی بیمسوولیتی افراد است، مسائلی که کرش در مصاحبهاش اعلام کرده بوده مثل معطلی یک ساعته برای رسیدن خودرو ربطی به بودجه یا مسائل زیرساختی ندارد و حتی اگر برای یک بار پیش آمده باشد، پذیرفتنی نیست.
این مشکلات مربوط به نحوه مدیریت و برنامهریزی ماست و از کل ورزش کشورمان ناشی میشود، وقتی ما به هر دلیلی نمیتوانیم برای سرمربی که با این سختی استخدام کردیم، شرایط مناسبی برای استراحت و رفاه فراهم کنیم تا در آرامش به حریفان، طراحی تمرینات و مباحث فنی فکر کند، یعنی حتما ضعفهایی داریم.
فوتبال شبیه جنگ
وی میافزاید: اتفاقا من مجموعه فدراسیون را یک تیم کاملا بیرونی از مجموعه فنی تیم میدانم، فوتبال به نوعی جنگ است، مثل جنگ خطمقدم و پشت جبهه دارد. اگر فدراسیون وظیفه خودرا پشت صحنه بخوبی انجام ندهد تیم هم در خط مقدم حتی اگر موفقیتی داشته باشد عاقبت کم میآورد و تسلیم میشود.
درباره چرخش عجیب کرش در تغییر عقیده نیز باید بگویم این هشدار او را برای آینده باید جدی بگیریم، کرش در ابتدای حضور خود در ایران حرف جالبی زد و گفت من آمدهام تا فوتبال شما را تغییر بدهم نه این که خودم تغییر کنم، بنابراین او آنقدر حرفهای است که هیچ حرفی را بیدلیل مطرح نکند و از مواضع خود به راحتی فاصله نگیرد به جای آن که دنبال توجیه او یا تعدیل انتقادهایش باشیم فقط باید دنبال اصلاح و تامین کاستیها باشیم که اگر غیر از این باشد موفقترین مربی دنیا هم بدون ابزار راه به جایی نمیبرد همانطور که حاذقترین پزشک و جراح بدون ابزار در اتاق عمل هیچ کاری نمیتواند انجام دهد.
وقتی مناسب برای انتقاد
رسول کربکندی نیز در گفتوگو با «جامجم» این زمان را که تیم ملی بهتر از قبل نتیجه گرفته، بهترین فرصت برای طرح انتقادها میداند و تصریح میکند: این ویژگی کرش را به عنوان یک مربی حرفهای تایید میکند، اما متاسفانه فدراسیون مثل همیشه انتقاد را چندان برنمیتابد، با وجود این که تلاشهایی برای حمایت از کادر فنی صورت گرفته است اما اگر کرش از محیط پیرامونش و امکاناتی که دارد راضی نباشد، سرمایهای که صرف استخدام خودش شده است هم هدر میرود، او هم خوب میداند که حضور خودش و تمام زحماتی که برای دگرگونی فوتبال ما میکشد تنها یک بخش از عوامل موفقیت است و حالا بحق نگران است، نشانههایی از تحول در سبک بازی تیم ملی، حضور بازیکنان بدون تکیه به نام آنها و مقررات حاکم بر تمرینات دیده میشود و امیدوارکننده است، اما بینظمیهای اطراف تیم همچنان مثل همیشه دردسرساز است.
پوشش کمکاریها با استخدام یک نام
وی ادامه میدهد: زمان آن رسیده که خیلی از افراد شاغل در فوتبال ما این تفکر را اصلاح کنند که همه مشکلات با حضور یک مربی خوب حل میشود، هیچ نامی روی نیمکت تیم ملی نمیتواند کمکاریها یا کمبود امکانات را پوشش بدهد، ما با همین امکاناتی که داریم اگر فقط انتقادپذیر باشیم و به داشتههایمان نظم بدهیم میتوانیم بهتر از این باشیم، اگر بودجه بیشتر باشد تا همه خواستهای مربی فراهم شود قطعا نتیجه بهتری حاصل میشود، اما حداقل همینهایی که داریم را از فوتبال دریغ نکنیم.
بهترین شدن تا سال 2014
همه اینها به واقعیتی میرسد که سرمربی تیم ملی به آن اشاره میکند، کرش درست میگوید 207 کشور جهان میخواهند به جام جهانی راه پیدا کنند، اما فقط 32 تیم به این رقابتها راه پیدا میکنند، فقط بهترینها هستند که به جام جهانی میرسند، بهترین بازیکنان، بهترین مربیان، بهترین تمرینها، بهترین تیمها، بهترین حمایتها و بهترین مدیران!
و در تمام این سالهایی که ما از جام جهانی دور بودیم حقیقتا بهترین نبودیم، دوران خوششانسی و معجزه سر آمده است، این هشدار را جدی بگیریم تا شاید برای صعود به جام جهانی 2014 بهترین باشیم.
سارا احمدیان / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: