تحلیل القدس‌العربی

حتی اگر بن‌لادن دیگری ظاهر نشود!

دهمین سالگرد حملات 11 سپتامبر فرصت مناسبی است تا کارنامه مملو از شکست آمریکا و کشورهای غربی را در عراق و افغانستان مورد بازبینی قرار دهیم؛ کشورهایی که در ابتدا به بهانه ریشه کن کردن القاعده وارد منطقه شدند اما در نهایت با گذشت 10 سال از حضور آنها، تروریسم در منطقه نه تنها ضعیف‌تر نشده که حضور پررنگ‌تری را نیز پیدا کرده است.
کد خبر: ۴۲۷۷۰۴

به گزارش ایسنا، عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه فرامنطقه‌ای القدس‌العربی، در تحلیلی تحت عنوان "حتی اگر بن لادن دیگری ظاهر نشود" نوشت:« در دهمین سالگرد حملات 11 سپتامبر می‌توان گفت که آمریکا بزرگترین بازنده این مساله به شمار می‌آید خواه القاعده این حملات را سازماندهی کرده باشد خواه خود آمریکایی‌ها سعی کرده باشند از این حملات در جهت منافع خود بهره ببرند. بارها گفته‌ایم که این عملیات باعث شد تا آمریکا وارد دو جنگ ویران کننده در عراق و افغانستان شود، این دو جنگ هیمنه نظامی آمریکا را شکست و هزینه‌های مالی زیادی را بر دولت آمریکا تحمیل کرد. بیش از پنج هزار تن از سربازان آمریکایی در این جنگ‌ها کشته و چهل هزار تن دیگر زخمی شدند، جهانیان بعد از این دو جنگ از آمریکا بیشتر متنفر شدند، تنفر و خشم جهان اسلام نیز نسبت به این کشور بیش از پیش افزایش یافت.

برخی معتقدند که جهان اسلام به دنبال این حملات تاوان سنگینی پرداخت، به طوری که می‌بینیم عراق ویران شد و یک میلیون تن از ساکنان این کشور کشته شدند. افغانستان این کشور اسلامی نیز به اشغال آمریکا درآمد. باید بدانیم که لشگرکشی آمریکا به عراق و اشغال این کشور جزو طرح‌ها و نقشه‌های آمریکا بود. آمریکا چند سال قبل از حملات 11 سپتامبر یعنی در سال 1998 طرح حمله به عراق را کشید؛ در آن زمان گروهی از دوستداران اسرائیل در آمریکا و تعدادی از نئو محافظه کاران از جمله ریچارد پرل، پل ولفوویتز و جان بولتون اعلام کردند که عراق باید ویران شود و این درخواست آنها در رسانه‌های آمریکا منتشر شد. این افراد در آن زمان اعلام کردند که عراق بزرگترین خطر برای موجودیت اسرائیل است. آنها موضع خود را در سال‌های بعد نیز تکرار کردند. مطمئنا این مساله یک تصادف نیست که تمام این افراد بجز برنارد لویس از جمله کسانی بودند که در دولت آمریکا طرح حمله به عراق را تدوین کردند البته برنارد لویس، پدر معنوی آنها به شمار می‌آمد؛ او حتی اعلام کرد که باید عراق به صورت کامل از بین رفته و تجزیه شود چرا که این کشور، کشوری ساختگی به شمار می‌آید.

بعد از گذشت 10 سال آمریکا شکست سختی در عراق خورد و این کشور را به سیستم طایفه‌ای تسلیم کرد.

اگر بخواهیم اوضاع افغانستان را نیز بررسی کنیم درمی‌یابیم که شرایط آمریکا در افغانستان بسیار بدتر و وخیم‌تر است. یک سوم خاک افغانستان به دست طالبان افتاده است، دولت آمریکا با این گروه در حال حاضر مذاکره می‌کند تا با ارائه قدرت به این افراد نیروهای آمریکایی بتوانند به صورت امن از افغانستان عقب نشینی کنند. قبل از لشکرکشی آمریکا به افغانستان به عنوان یک واکنش انتقام جویانه بعد از حملات 11 سپتامبر، القاعده تنها در کوه‌های "تورابورا" سکونت داشت اما اکنون به برکت حضور و نفوذ اسرائیلی‌ها در دولت جرج بوش بعد از گذشت 10 سال از آغاز جنگ، طالبان قدرتمندتر شده است؛ این در حالی است که رهبر سابق القاعده یعنی اسامه بن لادن در حملات کماندوهای آمریکایی در شهر آبوت آباد پاکستان در ماه مه کشته شد. القاعده در شبه جزیره عرب به رهبری ناصرالوحیشی منابع نفتی و لوله‌های انتقال نفت را در حوزه خلیج فارس و کشور عربستان تهدید می‌کند، گروه دیگری از نیروهای القاعده سومالی، بر سر راه کشتی‌های بین‌المللی قرار می‌گیرند و شاخه دیگر در مغرب اسلامی حضور دارند. نباید فراموش کنیم که القاعده در عراق بار دیگر مشغول یارگیری است و خود را سازماندهی می‌کند. تشکیلات اصلی القاعده در افغانستان نیز حضور دارد که به فضل پیروزی‌های میدانی آمریکا در این کشور قدرتمند‌تر شده است!

آمریکا به دنبال حملات 11 سپتامبر و پیامدهای فاجعه بار آن ضعیف‌تر و ترسوتر شده است؛ در حال حاضر این کشور بیشترین میزان بدهی یعنی 14 تریلیون دلار را دارد. آیا نمی‌توان گفت که آمریکا جرأت مداخله نظامی در لیبی را ندارد و این ماموریت را بر دوش فرانسه و بریتانیا انداخته است چرا که می‌ترسد تجربه عراق و افغانستان بار دیگر در لیبی تکرار شود؟ آنچه که امروزه در غرب از آن سخنی به میان نمی‌آید تاثیر مستقیم جنگ لیبی بر القاعده و شبکه‌های آن در آفریقا است. دستیابی القاعده به سلاح و ذخایر تسلیحاتی نظام برکنار شده معمر قذافی، رهبر سابق لیبی یکی از واقعیت‌هایی است که ترس و وحشت را در دل مسئولان مبازه با تروریسم در غرب به وجود می‌آورد. بعید نمی‌دانم اگر قذافی بخواهد با القاعده و یا شبکه‌های این تشکیلات در منطقه ائتلاف کند تا ترس و وحشت را در کشورهای اروپایی و عضو ناتو به وجود آورد.

بحران مالی کنونی جهان غرب به دلیل واکنش افراطی در برابر حملات 11 سپتامبر به وجود آمده است چرا که به صورت کاملا آشکار قرض‌ها و بدهی‌های جهان غرب که به سه تریلیون دلار می‌رسد دقیقا برابر خسارت وارد آمده به آمریکا و کشورهای اروپایی در جنگ عراق و افغانستان است.

مداخله نظامی ناتو در لیبی نوعی استعمار جدید و نو به شمار می‌آید تا بدین وسیله ثروت و ذخایر لیبی و پس اندازهای مالی این کشور به ارزش 160 میلیارد دلار مصادره شود وگرنه آنها هیچ میل و رغبتی به آزادسازی ملت لیبی از چنگ دیکتاتورها ندارند چرا که بریتانیا و فرانسه چند ماه قبل از پیروزی انقلاب در لیبی با نظام حاکم در این کشور همکاری می‌کردند. اسناد به دست آمده بیانگر آن است که سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا مخالفان لیبیایی را دستگیر می‌کردند و به قذافی تحویل می‌دادند.

تجهیزات نظامی آمریکا و غرب تنها در دو کشور عربی تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر وارد شدند؛ یعنی عراق و لیبی و اتفاقا هر دو این کشورها سرشار از ذخایر نفتی هستند. غرب از نادانی‌ ما و رهبران ما بهره می‌برد.

تا زمانی که عملیات آمریکا و کشورهای غربی در کشورهای عربی ادامه دارد حیات و فعالیت القاعده نیز ادامه خواهد داشت. در همین راستا آمریکا از اسرائیل و اشغالگری آن حمایت می‌کند. اصلا اتفاقی نیست اگر دولت آمریکا با نزدیک شدن به سالگرد یازده سپتامبر اعلام می‌کند که علیه درخواست طرف فلسطینی برای عضویت در سازمان ملل از وتو استفاده خواهد کرد. تا زمانی که این مواضع خوار کننده آمریکا و غرب علیه اعراب و مسلمانان وجود دارد صلح محقق نخواهد شد و خشونت پررنگ‌تر می‌شود و افراد خطرناک‌تری از اسامه بن لادن به وجود خواهند آمد.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها