در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من که از همان اول از مرد بودن خودم زهرهام آب میشد، اما فکرش را بکنید حالا باید مرد میشدم زیرا چیزی که نباید بشود اتفاق افتاده بود. دلم سر خورده و رفته بود در خانه دختر همکلاسیام و از آنجا تکان نمیخورد.
مدتها بود میدیدمش و دلم میلرزید. هر حرکت و رفتار او را زیر نظر داشتم. نمیخواستم باور کنم که عاشق او شدهام و همهاش سعی میکردم دور و بر او باشم. بهانهام این بود که میخواهم دخترها را بیشتر بشناسم، اما منظورم فقط همین یک دختر بود. عاقبت هم کار خودش را کرد و مرا کشاند قاطی مرغها!!!
این حرفها مربوط به پسر 27 سالهای است که دارد مرد میشود، اما از مرد شدن میترسد.
اگر ازدواج کابوس همیشگی شما هم بوده بد نیست این مطلب را بخوانید.
خواستگاری و مراحل قبل از ازدواج یکی از لذتبخشترین مراحل زندگی به شمار میرود، اما واقعیت این است که این مراسم به پرتنشترین و دلهرهآورترین بخش زندگی تبدیل شده است زیرا در آن هر اتفاقی ممکن است بیفتد.
این ترس و اضطراب بعدها به نگرانیهای جدیتری بدل میشود: ترس از شکست در زندگی زناشویی. به زودی پی میبرید روابط دوستانه و آشنایی با جنس مخالف یک چیز است و زندگی زیر یک سقف به عنوان شریک زندگی چیز دیگر. تمام حساب کتابها جدی میشود و اختلاف از همین چیزهای کوچک شروع میشود. چه کسی دوست دارد در زندگی مشترک شکست بخورد.
مارال نحوی جوان 23 ساله در آستانه نامزدی در مورد این حس آشنا میگوید: من فکر میکنم مهمترین چیز، شناخت از خود و خواستههای خودمان است. اگر خواستهها با عقل و منطق مطابق بود، انتخاب هیچ مشکلی نخواهد داشت.
مهر و محبت هم کار را آسانتر میکند. البته خواه ناخواه یک ذره دلنگرانی شاید طبیعی باشد چون دارید وارد یک محیط جدید میشوید، ولی اگر به تواناییهای خودتان اطمینان داشته باشید مشکلی پیش نمیآید.
نادر صادقی جوانی 34 ساله است که از ازدواج میترسد، وقتی از او میپرسم از چه چیز ازدواج میترسی میگوید: اگر از خرج و مخارج ازدواج نمیترسیدم تا حالا 7 تا زن میگرفتم! من شاغلم و والدینم هم برایم بهشت خوبی درست کردهاند که دلم نمیخواهد از آن بیرون بیایم و به زمین متاهلی سقوط کنم!
حسین ارشدی به قول خودش کارمند دون پایه و قراردادی دولت است. او که در آستانه 30 سالگی قرار دارد، میگوید: بلانسبت کسانی که واجد این شرایطی هستند که میگویم؛ آدم بیپول، بیخانه و بیماشین که حقوق کم و ناپایداری دارد و هیچ امیدی هم به مال و منال پدری ندارد، باید دیوانه باشد که از ازدواج و قبول مسوولیتهای سنگین آن نترسد!
نسترن نویدی بانوی 45 ساله نیز میگوید: هیچ کس مثل من از ازدواج نمیترسید. تا 27 سالگی از حضور در مقابل خواستگاران فرار میکردم و اصلا نمیتوانستم سینی چای برای آنها بیاورم یا با خواستگار دو کلمه حرف بزنم. علاوه بر این از ازدواج کردن و بچه دارشدن هم میترسیدم. حتی از دلبستگی به یک نفر به نام همسر هم میترسیدم. خلاصه از هیچ چیز ازدواج خوشم نمیآمد، اما کمکم از نظر روانی آماده شدم. وقتی از نظر مالی هم به خود متکی شدم و دیگر نترسیدم که اگر همسرم ترکم کند چه میشود، توانستم درهای دلم را روی مردی باز کنم و خواستگاری او را بپذیرم و ازدواج کردیم و حالا سالها از آن زمان میگذرد. واقعا ازدواج موفقی دارم. به جوانها هم توصیه میکنم وقتی احساس کردند آمادگی دارند ازدواج کنند، اما برای کسب این آمادگی تلاش کنند. آدم ناخودآگاه آماده نمیشود.
استرس جزئی از زندگی
روانشناسان معتقدند کمی استرس آدم را به تلاش وامیدارد و چندان بد نیست، اما مراقب باشید که ازدواج برای شما تبدیل به یک لولو خورخوره نشود! اکثر زوجها کاملا درگیر برنامهریزیهای عروسی و ماهعسلشان میشوند و آنقدر مشکلات و مسائل مالی و خانوادگی پیش میآید که باید آنها را هم در برنامهریزیها مدنظر قرار دهند. این مسائل اضطراب قبل از ازدواج را تشدید میکند چون فرد مضطرب هیچ وقت فرصت استراحت کامل و کنار آمدن با مشکلاتش را پیدا نمیکند.
بعد از ازدواج روزهای پراسترس و مشکلساز دیگری فرا میرسد و چیزهای جدیدی در مورد شخصیت همسر فاش میشود، مخصوصا نقاط منفی.
بیکاری، ورود فرزند به خانواده و جابهجاییهای محل سکونت از پراسترسترین موارد در زندگی است. میبینید که ازدواج تنها بخش استرسزا نیست. شما از عالم بچگی خارج میشوید و باید شرایط واقعی زندگی را تجربه کنید و اگر شهامتش را نداشته باشید از آن فرار میکنید، اما فراموش نکنید شما به دنیا آمدهاید که تمام این زندگی را تجربه کنید وگرنه مثل یک جوجه نارس از دنیا میروید!
گذر از خویشتن
اولین باب ازدواج، گذر از خویشتن است. ازدواج بدون کوتاه آمدن از بخشی از خواستهها میسر نمیشود. باید کمی از استقلال خود بگذرید و تمایلات و نیازهای فردی دیگر را هم در نظر بگیرید.
این علامت، رسیدن به تکامل و ورود به یک مرحله دیگر است. هنگام تولد، هنگام مرگ و هنگام ازدواج ورود به عالمی ناشناخته، ما را نگران میکند. با تمام اینها نگرانی از ازدواج قابلحل است زیرا تجربیات دیگران در اختیار ماست.
هیچ راهی برای جلوگیری کامل از اضطراب قبل از ازدواج نیست چون این اضطراب معمولا براساس نگرانیهایی منطقی ایجاد میشود. ازدواج قدمی بزرگ است که تغییراتی عمده در زندگی افراد ایجاد میکند و ایجاد اضطراب و ترس کاملا طبیعی است.
اگر ترس شما ناشی از ورود به ناشناختهها باشد، میتوانید با شناخت هرچه بیشتر نامزد خود و رفت و آمد با خانوادهاش این فضا را بهبود ببخشید. مشاوران خانواده نیز در جلسات راهنمایی پیش از ازدواج میتوانند این بار روانی را کاهش دهند.
ماندانا ملاعلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: