در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بارها و بارها از نبود استانداردهای جهانی در صنعت چاپ کشور صحبت شده است، اما چرا هیچکس بوضوح این استانداردها را تعریف نمیکند؟
از زوایای متفاوتی میتوان به بررسی استانداردهای این عرصه مانند بحث ماشینآلات، نیروی انسانی و کیفیت آثار چاپی پرداخت که متاسفانه در ایران کمتر کسی به سراغ تعریفهای جهانی آن میرود. اگر به موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی مراجعه کنید، میبیند که هیچ معیاری برای صنعت چاپ در حوزه لیتوگرافی، صحافی و... وجود ندارد. این در حالی است که صدها استاندارد در حوزه صنعت چاپ در جهان وجود دارد و چاپخانهها سعی میکنند خود را با آن تطبیق دهند. یکی از مهمترین آنها استاندارد بینالمللی 12647 در تمام حوزههای چاپ است، اما در کشور ما نهتنها هیچ کدام از این استانداردها شناخته شده نیست، بلکه هیچکس خودش را ملزم به رعایت استانداردهای موجود نمیداند.
معرفی و پایبند کردن چاپخانه به رعایت استانداردها وظیفه کیست؟
مشخصا وظیفه وزارت صنایع است. موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی زیر مجموعه وزارت صنایع است. برای تمام صنایع مثل صنعت خودرو، آیتی و... استانداردهای تعریف شده جهانی وجود دارد. موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی موظف است که این استانداردها را ترجمه کند و بعد به صورت اجباری صنایع مختلف را ملزم به رعایت آنها بکند. البته بخش دیگر این استانداردها اختیاری است. اگر چاپخانهای بخواهد خودش را به کیفیت مطلوب برساند، میتواند آنها را نیز رعایت کند.
خب چرا وزارت صنایع در این زمینه اقدامی نمیکند؟
چون در ایران وزارت ارشاد عهده دار تمام امور صنعت چاپ است و وزارت صنایع به هیچ عنوان خودش را در برابر هیچیک از بخشهای صنعت چاپ مثل کیفیت، به روز کردن ماشینآلات و تجهیزات، معافیتها، کمکهای احتمالی و در نهایت استانداردسازی مسوول نمیداند.
پس باید دوباره بحث نگاه فرهنگی و نگاه صنعتی به چاپ را به نقد بگذاریم.
نگاه فرهنگی یا صنعتی به چاپ نکتهای جدی و اساسی است. اگر ما نگاهمان را تغییر دهیم و مانند دیگر کشورها که چاپ را یک صنعت میدانند، ما نیز آن را از بخش فرهنگی خارج کنیم و از طرفی سازمان متولی صنعت چاپ پاسخگوی همه امور این حوزه باشد، بسیاری از این مسائل حل میشود. من بنا به دلایل مختلف گفتهام که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امکان تکفل این صنعت را ندارد. هم در قانون اهداف و وظایف وزارت ارشاد وظایف صنعتی گنجانده نشده و هم به لحاظ سازمانی وزارت ارشاد امکان تولید این صنعت عظیم را ندارد، اما وزارت صنایع بخوبی میتواند از عهده این کار برآید. با حضور وزارت صنایع در این حوزه، به مسائلی مانند آموزش، نوسازی، رعایت استانداردها و... توجه کافی خواهد شد. وقتی ما مشکل اساسی را حل نکنیم، دائم باید با مشکلات جانبی دست و پنجه نرم کنیم و به اشتباه مشکلات فرعی را اصلی در نظر بگیریم.
چرا صنعت چاپ زیر نظر وزارت ارشاد است؟
بر اساس بند 2 ماده 16 قانون اهداف و وظایف وزارت ارشاد اسلامی که به تصویب مجلس رسیده، اجازه تاسیس، انحلال و نظارت بر چاپخانه و واحدهای وابسته به عهده وزارت ارشاد است. این نگاه هم از آنجا نشأت میگرفت که چاپخانهها تنها امکان تولید و توزیع فرهنگ مکتوب بودهاند. به عبارت دیگر تمام اطلاعات از طریق چاپخانه و کتاب به افراد منتقل میشده است. بعد از تاسیس و افزایش رسانههای متعدد دیداری و شنیداری، نقش چاپ در انتقال اطلاعات کمرنگ شده و بیشتر به سمت کارهای تجاری مثل بستهبندی رفته است. این قانون نیز مربوط به 20 سال قبل است و دیگر مطابق با نیازهای امروز نیست. این حوزه نیاز به بازنگری ریشهای دارد تا بخش صنعتیاش به وزارت صنایع و بخش فرهنگیاش به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی محول شود. حوزههای زیاد دیگری در کشور ما هست که خروجی آن فرهنگی است؛ ولی تمام فرآیندهای پیش از خروجی نهایی آن کاملا در حیطه صنعت قرار دارد مانند آی تی.
یکی از اشکالات صنعت چاپ این است که هم کار فرهنگی نشر کتاب را انجام میدهد و هم کار تبلیغاتی که درآمدهای خوبی دارد. شناسایی و تفکیک این دو جزء حتی برای اتحادیه چاپخانهداران نیز
دشوار است
دقیقا یکی از اشکالات صنعت چاپ این است که هم کار فرهنگی کتاب را انجام میدهد و هم کار تبلیغاتی که درآمدهای خوبی دارد. شناسایی و تفکیک این دو جزء حتی برای اتحادیه چاپخانهداران نیز دشوار است. با ارائه سوبسید به بخش فرهنگی، حتما دسته دیگر هم منفعتهای نابهجایی را از آن خود میکنند.
چطور میتوان این مشکل را حل کرد؟
اساسا رویکرد دولت بر این است که حمایتها و سوبسیدها به سمت مصرفکننده نهایی برود. از طرفی شما اصلا نمیتوانید دستههای مختلف چاپ را از هم تفکیک کنید. دستگاه چاپ افست میتواند هر چیزی را روی کاغذ به چاپ برساند، چه کتاب باشد، چه برگه تبلیغاتی. پس عملا هرگونه تقسیم بندی ناممکن میشود. مگر این که یارانه را به مصرف کننده برسانید. در اینجا صنعت چاپ هم باید بتواند از حمایتهایی که شامل دیگر صنایع میشود، استفاده کند. این حمایتها معمولا شامل ارز یارانهای، معافیت مالیاتی، تسهیلات ارزانقیمت و انرژیهای یارانهای میشود. این تسهیلات براحتی در اختیار دیگر صنایع قرار میگیرد.
چند سال پیش برای ایجاد شهرکهای صنعتی چاپ صحبتهایی شده بود که شما هم موافق آن بودید. ایجاد آن شهرکها تا چه اندازه میتوانست به چاپخانهداران کمک کند؟
شعار ما برای ایجاد شهرک صنعتی چاپ «همگرایی در جهت همافزایی» برای تجمیع واحدهای مختلف چاپ در کنار یکدیگر بود. هدف دیگر ما کاهش قیمت تمام شده در این صنعت بود. زیرا هم قیمت تمام شده زمین برای چاپخانهداران بسیار کم بود، هم این که نیازهای آنها در کنار یکدیگر براحتی تامین میشد. ما با این نگاه به سمت ایجاد شهرکهای صنعتی چاپ در 5 نقطه از کشور در استانهای تهران، قم، خراسان، اصفهان و آذربایجانشرقی رفتیم که تنها در 2 شهر قم و مشهد به نتیجه رسید.
ضرورت ایجاد شهرک چاپ برای شهر تهران در چیست؟
چاپخانهداران برای پیشرفت کارشان باید پیش از هر چیز فضای خود را گسترش بدهند. ارزش افزوده قیمت زمین در تهران بسیار افزایش پیدا کرده است. از طرفی ملک چاپخانهداران حتما باید کاربری تجاری داشته باشد. پس عملا امکان توسعه برای چاپخانهداران ما وجود ندارد. اگر هم کسی بخواهد محل کارش را توسعه دهد، حتما باید بخش عمده سرمایهاش را برای زمین هزینه کند.
اگر شهرک چاپ تاسیس شود، چاپخانهداران هزینه اندکی را صرف اجاره یا خرید زمین میکنند، در عوض میتوانند دستگاههای خودشان را به روز کنند، نیروی بیشتری را استخدام کنند و کیفیت آثار چاپ شده را ارتقا دهند. از طرف دیگر چاپخانهداران با انتقال به شهرک صنعتی چاپ، جزو دسته صنعت در کشور به حساب میآیند و میتوانند از تسهیلات بانکی و وزارت صنایع و معادن استفاده کنند. علاوه بر این موارد، تسریع بخشیدن به چاپ از مهمترین مزایای ایجاد شهرکهای صنعتی چاپ است زیرا انبار کاغذ، چسب، انبار مواد اولیه و خدمات پیش و پس از چاپ همگی در دسترسشان قرار میگیرد. بنابراین قیمت تمام شده کار ارزانتر میشود.
حورا نژاد صداقت/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: