در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از شبکه العربیه، شاید این معما را نتوان به این زودی ها حل کرد که دیکتاتورها جلادان را مى سازند یا جلادان دیکتاتور ها را، یا شاید توده مردم هر دو را؟ به عبارت دیگر آیا صاحبان قدرت، جلادان را بالا مى کشند و علیه انسانها بکار مى گیرند یا جلادان با شمشیر و شلاق خود تختهاى فرمانروایى را ایمن و استوار مى کنند تا در زیر آن بخزند و خوش باشند؟! یا اینکه هر دو را توده ها با هورا به عرش مى برند و سپس خود از آنان به وحشت مى افتند! به هر حال، رابطه این خانم و پدرش با قذافى رهبر سرنگون شده لیبى در همین معادله ها مى گنجید.
بازداشت این زن که به گزارش خبرگزارى ایتالیایى "آنسا" در یکى از نقاط طرابلس غرب، پایتخت لیبى، صورت گرفت، مردم لیبى را بسیار شاد کرد. یکى از آزادیخواهان لیبى در یک برنامه تلویزیونى گفته بود : "اگر ما در این انقلاب شکست بخوریم، هدی بن عامر همه ما را به چوبه هاى دار خواهد سپرد".
هدی بن عامر که ویلایش را یک هفته پس از آغاز انقلاب لیبى 17 فوریه 2011 در منطقه طابلینو در شهر بنغازى به آتش کشیدند، خطرناکترین زن لیبى و شاید خاورمیانه بود. او طى 27 سال گذشته یکى از ارکان مهم نظام قذافى بود.
قذافی استعفا نده وگرنه سر بچه را می برم!
گفته مى شود پدر هدی نزدیک بود عشق به رهبرش را با بریدن سر فرزند ثابت کند. باز در این روایت معلوم نیست که عاشق سینه چاک، نمایش بازى کرده است یا فرمان نمایش از بالا صادر شده است و یا اینکه واقعا این پدر، از فرط وطن پرستى، به پرستش قذافی روى آورده بود؟!
ماجراى مشهور فتحى بن عامر پدر هدی از این قرار است: سرهنگ قذافى در سال 1973 ناگهان عصبانى شد یا حوصله اش سر رفت یا دچار جنون ادواری شد و اعلام کرد مایل به استعفا است.
وقتى خبر به گوش فتحى رسید پسر شیر خوارش را زیر بغل گرفت و دوان دوان به استادیوم ورزشى شهرش شتافت. او بچه را در انظار عموم بر زمین نهاد و چاقو تیز کرد و تهدید نمود: یا پس گیرى استعفا یا بریدن سر این شیرخوار!
قذافى استعفا را پس گرفت و فتحى بن عامر مقرب درگاه شد و به هر چه خواست رسید. امتیاز این قرابت به دخترش نیز رسید و استعداد چشمگیر این دختر در جان ستاندن و مرگ افشاندن به کمکش شتافت!
هدی بن عامر متولد 1954 که مشهور است "کلاه را با سر صاحب کلاه مى آورد"، کارش را از عضویت در کمیته هاى انقلاب شروع کرد و نردبان ترقى را به گونه اى طى کرد که به دبیر کلى کمیته هاى انقلابى خلق در امور بازرسى و مراقبت رسید که دیگر حتى وزیران قذافى از او در ترس و وحشت بودند.
البته او در دو مقطع شهردار بنغازى شد و جالب آنکه از آن شهر و مردمانش نفرت داشت. او مى گفت: بنغازى فقط یک مرد دارد و آن منم! وى زمانى عضو پارلمان فرمایشى لیبى شد و حتى یکى دو سال نایب رئیس مجمع نمایندگان پارلمان هاى عرب گردید.
عقد ازدواج این خانم را با شوهرش یونس معافه را خود معمرقذافى در سال 1982 بست. حاصل این ازدواج دو فرزند بود. هدی ده سال پیش از ازدواج یعنى در سال 1972 کار اعدام های انقلابى اش علیه دانشجویان را شروع کرد. اما مشهورترین رویداد آن دوران او اعدام دانشجویى به نام صادق الشویهیدى بود.
صادق حامد الشویهدى در مارس 1984 با مدرک مهندسى پرواز از آمریکا به کشورش لیبى برگشت. این جوان "جبهه نجات لیبى" راتشکیل داد. وى در 5 ژوئن 1984 دست و پا بسته به یک ورزشگاه در بنغازى آورده شد و در دادگاه "انقلابى مردمى" به اعدام محکوم گردید. چوبه دار درجا برافراشته شد. لیکن وقتى هدی بن عامر در میان شعارهاى آتشین علیه خائنین، چهارپایه را از زیر پایش کنار زد، طول طناب کافی نبود و کف پاهاى اعدامى روی زمین ماند.
در این هنگام خانم مدیر کل چوبه های دار پاهای او را به دست گرفت و آن قدر کشید تا از مرگ اعدامى مطمئن شد. پیکر اعدامى را به بیمارستان بردند تا گواهى فوت صادر شود. آنجا نیز پزشکان با علایم حیاتى در صادق الشویهدى مواجه شدند. به او تنفس مصنوعى دادند و ضربان قلبش را به سرعت به حالت طبیعى در آوردند. اما شادى کادر پزشکى طولى نکشید زیرا "انقلابى ها" آمدند، جورابى سوراخ شده در دهانش گذاشتند و آن قدر در جوراب و دهان و گلوى آن بیچاره ماسه ریختند تا جان به جان آفرین تسلیم کرد.
این "اعدام انقلابى" چهره هدی را در نظر قذافى درخشان کرد. لذا افتخار مشارکت در اعدام 7 دانشجو در استادیوم بنغازى در سال 1987 را نیز به او داد، و چه نردبان ترقى از اجساد قربانیان مطمئن تر!
نام این خانم که گفته مى شود میلیونها دلار از بیت المال ربوده و اختلاس کرده است در لیست 38 شخصیت تحت تعقیب انقلاب علیه نظام قذافى بود. اما کمتر کسى مى دانست که فرمان آتش او در 17 فوریه 2008 علیه لیبیایى هاى معترض به اهانت کاریکاتوریست دانمارکى به پیامبر اکرم (ص) یکى از اخگرهاى زیر خاکستر انقلابى بود که در 17 فوریه 2011 شعله ور شد و بنیان فرمانروا و خاندان و جلادانش را به باد داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: