در این نوشتار شما را با برخی از جاذبههای کمتر شناخته شده اصفهان آشنا میکنیم.
دو مناره در دشت
دردشت محلهای قدیمی در اصفهان است. این محله در منابع مختلف به نامهای گوناگون از جمله درب دشت یا بابالدشت هم نامیده شده است. محله دردشت هنوز هم آثاری از دوره سلجوقی و صفوی را در خود نگه داشته است، اما تاریخ سکونت در آن، به دوره هخامنشی میرسد، زمانی که کوروش با نجات یهودیان آنان را پس از فتح بابل به این منطقه و به جویبار آورد.
دیدن این بنای تاریخی و زیبا را به همه شما توصیه میکنیم زیرا با بازدید از این بنا، هم یکی از آثار زیبای تاریخی ایران را با 8 قرن قدمت و داستانی جالب و آموزنده دیدهاید و هم میتوانید در کنار آن از محله قدیمی و تاریخی دردشت بازدید کنید و از همه مهمتر در بازار قدیمی و سنتی آن گشتی زده و صنایع دستی اصفهان را با قیمت بسیار پایینتر از مراکز تجاری تهیه کنید. بیشتر کارگاههای صنایع دستی اصفهان بویژه ظروف میناکاری، در این منطقه قرار دارد و شما با مراجعه به این کارگاهها علاوه بر دیدن نحوه ساخت این آثار گرانبها میتوانید با توجه به تنوع طرح و مدلهای مختلف، کالای مورد نظر خود را از تولید به مصرف و با هزینهای کمتر تهیه کنید.
این مجموعه تاریخی (دو مناره دردشت) در خیابان عبدالرزاق اصفهانی قرار دارد و شما از دو طریق میتوانید به آن دسترسی داشته باشید.
1) خیابان عبدالرزاق ـ کوچه حمام وزیر (قصر) ـ کوچه در زنجیر
2) خیابان ابنسینا ـ بازار دردشت
این بنا متشکل از سر در با دو مناره، گنبد و اتاق مقبره است که منارههای آن به دو مناره دردشت معروف است. ساقه منارهها دارای تزئیناتی از کاشیهای فیروزهای، لاجوردی و مشکی هستند و برساقه منارهها باکاشیهای فیروزهای بر زمینه آجری به خط کوفی جمله اللهاکبر به صورت مارپیچ تکرار شده است.
در محوطه زیر گنبد، سنگ قبری مربوط به خان سلطان، دختر غیاثالدین کیخسرو اینجو قرار دارد که روی سنگ، نام سلطان بخت آغا با تاریخ سال 753 هـ . ق ذکر شده است. این سنگ قبر حکایتی عبرت برانگیز و نشان از فرجام عشقی شوم و تلخی دارد که به اختصار برایتان شرح میدهیم:
پس از وفات سلطان ابوسعید بهادر خان، شاهزادگان و امرا بر نقاط مختلف ایران استیلا یافتند. مدتی فرزندان امیر چوپان در اصفهان حکومت کردند و سپس شاه شیخ ابواسحق اینجو از سال 742 هـ. ق بر اصفهان غلبه پیدا کرد. خاندان اینجو و آل مظفر تا سال 758 هـ. ق گاهی در صلح و زمانی در جنگ به سر میبردند تا آنکه شاه سلطان ـ خواهرزاده امیر مبارزالدین محمد مظفری ـ در سال 758 هـ. ق امیر شیخ ابواسحق اینجو را که در محاصره اصفهان نه یارای گریز داشت و نه راه به جایی میبرد و در خانه شیخالسلام به نام مولانا اصیلالدین مخفی شده بود، دستگیر کرد. ابتدا او را در قلعه طبرک اصفهان زندانی کرد و سپس به شیراز نزد امیر مبارزالدین فرستاد و به دستور این پادشاه مظفری، در میدان سعادت شیراز به قتل رسید. خان سلطان، برادرزاده شاه شیخ ابواسحق که به ازدواج سلطان محمود آلمظفر در آمده بود برای گرفتن انتقام خون عمویش با تدابیر مخصوص بین شاهزادگان مظفری ایجاد نفاق میکرد و از آن جمله شاه شجاع را به گرفتن اصفهان تشویق کرد.
بالاخره روزی سلطان محمود آل مظفر به این دسیسهها پی برد و با آن که شیفته او بود در رمضان سال 769 هـ. ق شبی او را به قـتـل رساند و دستور داد در بقعه جنب مدرسه دردشت مدفونش کردند. بهواسطه علاقه زیادی که محمود شاه آل مظفر به این زن داشت، تاثر شدیدی پس از قتل او ارکان زندگیاش را فرا گرفت و تا آخر عمر سخت نادم و پشیمان بود.
و اما نکته جالب در ترتیب ساختمان بقعه و راه داشتن آن به مدرسه موید این نکته است که ساختمان منارهها و سردر فعلی مدرسه نیز از اقدامات خود سلطان بخت آغا بوده است و بقعه اختصاصی آرامگاه وی نیز در زمان حیات خود او ساخته شده و کلیه این اقدامات ساختمانی با فراغت تمام صورت گرفته است؛ حتی به موجب الواح موجود در مقبره، دستور ساخت سنگ قبر را هم در زمان حیاتش و در سال 753 هـ. ق یعنی 16 سال قبل از کشته شدنش داده و پس از قتلش در بقعه اختصاصی خود مدفون و سنگ مزبور نیز بر آرامگاه او قرار داده شده است.
احسان محمدحسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم