نمای اول

دست‌ها در تیتراژ «سقوط یک فرشته»

تیتراژ «سقوط یک فرشته» را می‌توان از چند زاویه مختلف بررسی کرد، مانند بسیاری از کارهای بهرامیان که تیتراژ آثارش معمولا قابل تامل هستند. اما سقوط یک فرشته کمی با ساخته‌های دیگر او متفاوت است، چراکه در حقیقت یک سریال مناسبتی محسوب می‌شود و داستان و محتوای آن هم، رنگ و بویی ماورائی دارد و به دنبال رساندن پیام مشخصی است که در برخی موارد می‌توان گفت این پیام از پیش از شروع سریال بیان شده است، نام سریال خود گویای همه چیز است و با توجه به پشتوانه سریال‌هایی مشابه در چند سال گذشته، می‌توان گفت آنچه باعث موفقیت این سریال می‌تواند باشد، فرم روایی آن است و این که جنبه‌های هنری و داستانی را چگونه پیش می‌برد. تیتراژ سریال هم اگر قرار باشد از این جنبه مورد مطالعه قرار گیرد، می‌توان گفت تا حدود زیادی موفق بوده است.
کد خبر: ۴۲۵۳۷۱

تیتراژ از نظر جنبه‌های هنری در سطح بالایی قرار دارد؛ البته فارغ از داستانی که در آن مطرح می‌شود. میکس تصاویر و المان‌های بصری در تیتراژ بخصوص ابتدای آن قابل تحسین است. رعایت هارمونی میان تصاویر و سرعت و انتخاب حرکات مشهود است.

عمده تصاویر حول محور دست می‌گردد و با تغییر در حرکات و شکل و زوایای آن سعی در روایت داستان تیتراژ و تصاویری از جمله خراشیدن یک سطح با ناخن یا فشردن انگشتان در صورت، تصاویری خوب و متناسب با مفهوم خلق کرده است. اما در برخی قسمت‌های تیتراژ، این میکس تصاویر کمی مصنوعی و غیرقابل باور شده است و ترکیب‌بندی آنها چشم‌نواز نیست و نمی‌توان آن را قابل قبول دانست، از جمله حرکت میان ابر و تصویر کودک جالب
از آب درنیامده است.

تیتراژ این سریال را می‌توان به 3 بخش تقسیم کرد: معصومیت، لغزش و نجات. از این سه بخش، قسمت معصومیت آن بسیار خوب پرداخته شده است و زیاد طولانی نیست، اما قسمت دوم کمی غلو شده و شاید بتوان گفت تلاش در خلق نوعی وحشت در این بخش، کمی بیش از اندازه است و قسمت پایانی آن اصلا قابل قبول نیست، چراکه بسیار گل‌درشت شده و المان‌های تصویری به جای استفاده از تصاویر استعاری، به سراغ کلیشه‌های تصویری رفته و قدرت بصری‌اش را کاهش داده است به شکلی که قابل قیاس با 2 بخش پیشین خود نیست.

موسیقی تیتراژ هم بسیار مناسب است و از نقاط قوت تیتراژ محسوب می‌شود. استفاده از کمانچه در بخش ابتدایی برای القای حس پاکی و معصومیت، انتخابی کاملا مناسب است. موسیقی بخش دوم هم از آنجا که قصد دارد دلهره و ترس را القا کند، سعی کرده از سینمای هیچکاک و موسیقی برنارد هرمن مایه بگیرد و البته سوال اصلی اینجاست که آیا جنس این دلهره‌ها با هم یکی است یا متفاوت است؟ و اگر حتی این اقتباس موسیقایی به بهترین شکل ممکن صورت می‌گرفت و به نوعی بود که گویا خود برنارد هرمن آن را ساخته است، آیا مناسب چنین فضایی بود یا خیر؟

عنوان‌بندی و فونت‌ها با فضای تیتراژ کاملا همخوانی دارند، همچنین ورود و خروج عناوین از تصویر به شکل خوبی صورت می‌گیرد، از جمله جایی که بال روی عنوان حرکت می‌کند و حروف به ترتیب زیر بال محو می‌شوند و نام دیگری جایگزین آن می‌شود.

حمیدرضا رفعت‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها