داریوش کاردان که چند سالی است به بازی در سریالهای نمایشی روی آورده است و این روزها او را در نقش حاجتوسلی در سریال سقوط یک فرشته میبینیم، از اولین طنازان بعد از انقلاب بود که برنامههای طنز را به تلویزیون آورد و او بود که برای مهران مدیری این امکان را به وجود آورد که آیتمهای طنز را در قالب برنامههای کمدی پرطرفدار به تلویزیون بیاورد. مدیری را هم میتوان از اولین بازیگرانی دانست که با تقلید از مجریان و بازیگران سینما و تلویزیون این آیتمها را به بخشهای پربیننده تلویزیونی تبدیل کرد. مثلا او اولین نفری بود که با تقلید صدای زندهیاد منوچهر نوذری این امکان را در تلویزیون به وجود آورد که تلویزیون برنامههای خودش را سوژه قرار دهد. مهران مدیری سالها برنامههای طنز پرمخاطب ساخت و نشان داد که میتواند در این زمینه یکهتاز باشد. تا اینکه او به سریالسازی کمدی روی آورد و کمکم از این فضا دور شد.
کمدیهای آیتمی بعد از چند قسمت که از پخش آنها میگذرد، فرم خود را پیدا میکنند و بعد از آن است که مخاطب متوجه میشود در هر بخش از این برنامهها میتواند شاهد چه موضوعی باشد. مثلا متوجه میشود با دیدن یک بازیگر یا بازیگران خاص با گریمی ویژه میتواند شاهد بخشی باشد که در آن با نگاهی کمدی سوژهای پزشکی به تصویر کشیده میشود. همین آیتمهای مختلف برنامههای کمدی است که به بیننده امکان انتخاب میدهد و دیگر خود را مقید نمیکند که همه برنامه را به تماشا بنشیند.
برنامههای کمدی تلویزیونی در کشور ما اوج و فرود زیادی داشتهاند. بعد از اینکه مدیری از ساخت چنین برنامههایی کناره گرفت خیلیها فکر کردند که عمر برنامههای کمدی که به شکل آیتم تولید و پخش میشوند هم به پایان رسیده است، اما نوروز امسال و با پخش برنامه خندهبازار این برنامهها دوباره نفسی تازه کردند. فرید شبخیز که سالهاست در تلویزیون فعالیت دارد با تولید این برنامه نشان داد که میتواند چراغ خنده را بار دیگر به نمایشهای کوتاهمدت در تلویزیون روشن کند. استارت خندهبازار در نوروز زده شد و ماه رمضان باعث شد تا این برنامه که به اصطلاح پختهتر شده و فرم و محتوای آن شکل حرفهایتری به خود گرفتهاند، مخاطبان خندهبازار را بیشتر کند.
همه میدانند که کمدی، نیشترزدن به زخمهای بستهای است که اگر زود برای آنها مرهمی پیدا نشود عفونی خواهند شد و البته بک ضربالمثل قدیمی هم میگوید اگر قرار است حرفت شنونده داشته باشد اول یک سوزن به خودت بزن و بعد یک جوالدوز به دیگران. خندهبازار هم برای موفقیت خود ابتدا سوزن تیزی به خود تلویزیون زد و با هجو و نقد برخی از برنامههای پرطرفدار تلویزیون از جمله برنامه هفت، صندلی داغ و 90 جلوی هر حرف و حدیثی را گرفت و این امکان را برای خود فراهم کرد تا بتواند نقدهای اجتماعی و سیاسی را هم به آیتمهای پربیننده و تاثیرگذار تبدیل کند.
برنامههای هشت و 90 درصد هجو برنامههای سینمایی و ورزشی تلویزیون است که مهمترین وجه آنها مجریان و مهمانانی است که این برنامهها را اداره میکنند یا به این برنامهها دعوت میشوند. بازیگران توانا در کنار گریم مناسبی که برای آنها طراحی شده برای این آیتمها بینندگان ثابت و پروپا قرصی را فراهم آورده است. اما در کنار هجو برنامههای تلویزیون در خندهبازار، آیتمهای اجتماعی و سیاسی هم مشتریان خاص خود را دارند. بینندگان این بخشها میدانند که لبه تیز نقد خندهبازار مشکلات اجتماعی را به گونهای میشکافد که هم به اصطلاح دل مردم را خُنک میکند و هم به مدیران و مسوولان هشدار میدهد. مثلا در آیتمی که در جلسه یک اداره با حضور کارمندان و رئیس برگزار میشود معضلاتی بررسی میشود که سالهاست دامن ادارات دولتی را گرفته است. مثلا تعطیلی روزهای بین تعطیلی! که در یکی از بخشها نشان داد رئیس و معاونان به این نتیجه رسیدند که از نوروز تا نوروز را به بهانه بین تعطیلی، تعطیل کنند و کارمندان فقط زمان گرفتن حقوق بتوانند به اداره بیایند و همکاران و دوستان خود را ببینند! یا در یکی دیگر از همین آیتمها موضوع رفتن به ماموریتهای خارج از کشور در ادارات سوژه قرار گرفته بود.
در دیگر آیتمهای اجتماعی هم موضوعات زیر ذرهبین قرار میگیرند. مثلا شاید برای خیلیها موضوع رها کردن چند بیمار در بیابان موضوعی فراموششده باشد، اما اگر رسانه ملی چنین موضوعاتی را فراموش کند امکان تکرار آنها بازهم هست. برای همین خندهبازار این موضوع را فراموش نکرده و با آن شوخی میکند. در یکی از بخشهای چهارپایه داغ هم بازیگری در نقش رئیس بیمارستانی که بیماران را در بیابان رها کرده بود ظاهر شد و مجری که مثلا «احمد نجفی» است ـ که چند سال پیش مجری برنامه صندلی داغ بود ـ حسابی از پس این رئیس برآمد.
خندهبازار در ماه رمضان امسال توانست مخاطبان زیادی را با خود همراه کند. برخی از این برنامه انتقاد کردند که خندهبازار با توسل به مسخرهکردن دیگران دکان خود را گرم نگهداشته است. اما واقعیت این است که خندهبازار کسی را مسخره نمیکند، اما با سوژهها و آدمها شوخی میکند. این درحالی است که خیلیها بر اینباورند که بیشتر شوخیها، جدی است و باید جدیترین حرفها و سخنها را در خلال شوخیها جستجو کرد.
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم