به بهانه برپایی نمایشگاه نگارگری هنر ماه در باغ موزه هنر ایرانی

بازتاب اصالت ایرانی در آینه نگارگری

جامعه امروز به دلیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و زندگی ماشینی با مردم گرفتار و سردرگمی روبه‌روست که برای فرار از زندگی شهرنشینی به حوزه هایی روی می‌آورند که روحیات آنان را کمی تلطیف کند و آرامش بیشتری داشته باشند؛ یکی از راه‌های برآورده کردن این مهم، پناه بردن به دامان هنر است.
کد خبر: ۴۲۱۵۲۱

روح افراد جامعه برای ارتقا و پیش رفتن به سمت آرامش نسبی باید از هنری اصیل و استوار بر پایه‌ای محکم تغذیه کند، شاید با هدف رسیدن به همین نقطه بود که مسوولان باغ موزه هنر ایرانی، «هنر ماه» را کلید زدند؛ رویدادی که با این تعریف آغاز به کار کرد تا ضمن واکاوی بخش‌های درخشان هنر ایران اسلامی،‌ آن را با تعریفی امروزین به‌زندگی شهروندان پیوند دهد.

یکی از اهداف اصلی این رویداد بازگرداندن هویت فرهنگی و هنری به زندگی شهری، بازخوانی هنر اصیل ایرانی ـ اسلامی و پیوند آن با زندگی معاصر بود و از همین رو کار خود را با تکیه بر هنر اصیل نگارگری آغاز کرد.

هنری با ریشه‌های عرفانی

نگارگری از هنرهای اصیل و کلاسیک ایرانی و برخاسته از حکمت، عرفان و نگاه هنرمند به عالم بالاست. بخشی از تاثیرات نگارگری روی مخاطب در خارج از حریم بوم و قاب است و ریشه در ادبیات و حکمت ایرانی دارد. نگارگران به عنوان یک انتقال‌دهنده عمل می‌کنند و تنها وظیفه دارند پیام آسمانی و الهی را روی بوم‌هایشان تصویر کنند تا بیننده را در مواجهه با آثارشان به درک و تفکری عمیق وادارند.

حکمت الهی سرمنشا یک اثر نگارگری است و برای همین آثار نگارگران بشارت‌دهنده زندگی آرام، بی‌دغدغه، اخلاق‌محور و همراه با رعایت اصول انسانی است. معمولا در این فضای آرام، لباس شخصیت‌ها رنگی نمایش داده می‌شود و آنان غمی یا غصه‌ای ندارند. این محیط مفرح در کادری مربع‌شکل که در حکمت نمادی از زمین است، ترسیم شده که دور و برش را سبزه، درخت و گل پوشانده است. در این میان حتی نگارگران ایرانی در ترسیم جنگ‌های شاهنامه نیز از القای خشونت پرهیز می‌کنند و خون و خونریزی را در حریم بوم‌هایشان به نمایش نمی‌گذارند.

جوانان در کنار استادان

این موضوع که اکنون در نگارخانه باغ موزه هنر ایرانی آثاری از نگارگران پیشکسوت مکتب اصفهان به نمایش درآمده است، اتفاق بزرگی برای این هنر به شمار می‌آید. در این نمایشگاه آثاری از زنده‌یادان محمدعلی زاویه، مهدی تائب، کلارا آبکار، حاج آقا امامی و‌ ابراهیم جباری‌ (جباربیک) به نمایش درآمده است که هر کدام سرآمدان هنر نگارگری در زمانه خویش بوده‌اند و آثارشان اکنون زینت‌بخش موزه‌های بزرگ آثار هنری است.

در کنار آثار این هنرمندان که پایبند به اصول بنیادین نگارگری بودند، آثاری از نگارگران جوان نیز به نمایش درآمده است تا به گفته مسوولان نشان‌دهنده تحولات این هنر به مخاطبان باشد. نگارگری‌های این هنرمندان جوان اگرچه مقید به مکتب تهران و استوار به اصول سنتی و اصیل است، اما امروزی‌تر شده است.

هنری در دوراهی سنت و نوگرایی

در حاشیه برپایی نمایشگاه آثار استادان و جوانان نگارگری ایران در باغ موزه هنر، آنچه بیش از هر چیز دیگر به چشم می‌آید، بحث‌های مربوط به حفظ اصول یا نوگرایی در این هنر است.

مصطفی آقامیری از اساتید برجسته این هنر با اشاره به این که نگارگری نیازی به نوگرایی ندارد، می‌افزاید: نگارگری به عنوان یک هنر سنتی، ریشه در تاریخ ایران دارد و آنقدر حرف‌های ناگفته دارد که نیازی به نو شدن ندارد.

وی اضافه می‌کند: ما نباید منتظر تحول در نگارگری باشیم، زیرا این هنر هر لحظه درون خودش در حال نو شدن است. هر بار که هنرمند قلم مو را به دست می‌گیرد، جنبش و پویایی در اثر به چشم می‌خورد که با روز قبلش نیز متفاوت است.

در میان هنرمندان این عرصه، به عده‌ای دیگر برخورد می‌کنیم که به نگارگران نوگرا معروفند. آنان بر این عقیده‌اند که نگارگر باید حرف‌های امروزین را با استفاده از موتیف‌ها و نقشمایه‌های اصیل در بوم‌هایش تصویر کند تا برای مخاطب قابل درک و فهم باشد.

هنرمندان نوگرا اعتقاد دارند بیننده باید بتواند حرف‌های درون اثر را درک کرده و با دنیای واقعی اطرافش تطبیق دهد.

این دسته از هنرمندان فکر می‌کنند چون هنر اصیل نگارگری ریشه تاریخی دارد و مردم ایران از گذشته تا کنون با آن به نوعی در ارتباطند، بنابراین تعامل میان شیوه‌های جدید هنری و بهره‌گیری از نشانه‌های اصیل نگارگری تاثیری دوچندان روی مخاطب می‌گذارد.

نکته: نگارگری از هنرهای اصیل و کلاسیک ایرانی و برخاسته از حکمت، عرفان و نگاه هنرمند به عالم بالاست، بخشی از تاثیرات نگارگری روی مخاطب در خارج از حریم بوم و قاب است و ریشه در ادبیات و حکمت ایرانی دارد

از این دسته هنرمندان می‌توان به فرح اصولی اشاره کرد که در این زمینه می‌گوید: در ایران می‌شنوی که دوره نگارگری تمام شده است حال آن که این روزها بیش از همیشه در اروپا و آمریکا آثار معاصری را می‌توان دید که از موتیف‌ها و نشانه‌های نگارگری بهره می‌برند.

او با اشاره به این که رویکردش به این هنر معاصر است، می‌افزاید: 30 سال پیش که کار در حوزه نقاشی و گرافیک را شروع کردم، با بحران هویت شخصی،‌ بحران هویت اجتماعی و جهانی مواجه بودم و برای یافتن ریشه‌ها و بنیان‌های فرهنگی سرزمین مادری خود به مینیاتور ایرانی ارجاعاتی می‌دادم. او البته تاکید می‌کند: اما هیچ گاه یک نگارگر محض،‌ یک نگارگر پیرو دوره خاصی از مکتب مینیاتور نبودم و تلاش کرده‌ام آثاری را خلق کنم که درباره امروز حرف می‌زند، اما ارجاعاتی به نگارگری‌های صفوی و پیش از آن هم دارد.

اصولی ادامه می‌دهد: این دقیقا همان روشی است که در هنر معاصر هدف است. شما آزادید از قالب و ‌شیوه‌های گوناگون بهره ببرید، به هر دوره‌ای که علاقه دارید ارجاع دهید، اما مهم این است که در پی چه هستید و چه می‌کنید و چه می‌خواهید بگویید؟

این هنرمند که آثارش به حراجی‌های مهم منطقه و جهان راه یافته و با اقبال خوبی نیز مواجه بوده است، با اشاره به این‌که مهم شیوه برخورد با نگارگری است، می‌افزاید: درخشان‌ترین دوره نگارگری ایران به دوره صفویه و ما قبل آن بازمی‌گردد. در این شیوه، با چشمپوشی از پرسپکتیو واقعگرا، می‌توان بهشت و جهنم،‌ ماه و خورشید،‌ زشتی و زیبایی را در یک سطح کنار هم قرار داد که یکی از مولفه‌های هنر معاصر است.

در نقطه مقابل فرح اصولی، گروهی از هنرمندان اعتقاد دارند که نگارگری، هنری امروزی نیست. آنان می‌گویند: امروز هنرمند باید دغدغه‌های شخصی‌اش را بیان کند که نگارگری قالب مناسب برای آن نیست.

این منتقدان می‌افزایند: نگارگران قدیمی به مرور از دنیای امروز فاصله گرفته‌اند و قادر نیستند دل‌نگرانی‌های بشر امروز را به تصویر بکشند.

این گروه از هنرمندان پیش‌بینی می‌کنند، اگر نگارگری به همان روش اصیل خود، راهش را ادامه دهد، در آینده نزدیک مخاطبان خود را از دست خواهد داد زیرا از دنیایی حرف می‌زند که مخاطب امروز از درکش عاجز است.

هنر برای زندگی یا زندگی برای هنر

در بین این تفاوت آراء میان هنرمندان نقاش و نگارگر، شاید برگزاری نمایشگاه‌های هنری از این دست و البته همایش‌هایی که در حاشیه آن بر پا می‌شود، بهانه‌ای شده تا هر ماه این موزه بر پیوند دیرین و تاریخی «هنر و شهروند» تاکید کند، تاکیدی بر این موضوع که در هیاهوی زندگی شلوغ از خاطر نبریم که همواره زیست ایرانیان با هنر عجین بوده و از همین منظر زندگی ایرانی با نظم، تلطیف روابط اجتماعی و آرامش خاطر همراه بوده است؛ موضوعی که آیدین آغداشلو هنرمند و تاریخ هنرشناس برجسته نیز به آن معتقد است.

به عقیده آغداشلو فرهنگ، تجسم روح بزرگ ایرانی و زبان گویای این روح است و هنرمندان در سالیان متمادی این روح را پاس داشتند و در صد سال اخیر هنرمندان نگارگر اصیلی نظیر زنده‌یادان تجویدی و زاویه آن را نگهبانی و به میراث‌داران آینده خود سپرده‌اند.

او به نکته ظریفی اشاره می‌کند و می‌گوید: این نگارگران معاصر در روزهای سلطنت قاجار که نقاشی غربی تمام و کمال هنرمان را در سیطره خود داشت و تمدن غربی بر جامعه‌مان سایه انداخته بود، نیاز جامعه را دریافتند و در پی ‌احیای هویت گمشده‌ای برآمدند که آن روح بزرگ را در خود داشت. آنان می‌دانستند تنها با جستجوی آن هویت گمشده و بازیابی آن است که جامعه ایرانی به آرامش می‌رسد. مردم نیز از آنها حمایت کردند و با هنر ایرانی آشتی کردند.

وی با اشاره به این‌ که نگارگری معاصر همیشه بدنبال راهی بوده تا گذشته را به حال پیوند دهد ادامه می‌دهد: نگارگر معاصر می‌دید که «حال»، همه گذشته را زیر پای خود گذاشته و معنای قدیمی به مخاطره افتاده است. هنرمند نگارگر می‌دانست باید کاری کند و در این مسیر با فراز و فرودهای بسیار مواجه بود که در بخشی به توفیق‌هایی دست یافت.

آزاده جعفریان ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها