یادمان نرود

وقتی خودمان را به خواب می‌زنیم

کد خبر: ۴۲۱۴۳۲

از سوی دیگر، منطق و تفکر در گفت‌وگو مستتر و نهان است. پس کسی می‌تواند درباره موضوعی حرف بزند و نظر خود را بیان کند که بتواند در آن زمینه فکر و استدلال کند. البته این قاعده هم کلی نیست چون بعضی انسان‌ها در بسیاری موارد بدون فکر و استدلال هم حرف می‌زنند و اظهار نظر می‌کنند.

اما آنچه باعث شد این مقدمه قدری متفاوت با روال معمول باشد، این است که گاهی برای ما انسان‌ها، همین حرف زدن معمول و عادی بسیار سخت می‌شود. همین حرف زدن گاهی چنان دشوار می‌شود که بر سایر شوون زندگی هم اثر می‌گذارد.

از سخنرانی شنیدم: «آن را که خواب است می‌توان بیدار کرد؛ اما آن که خود را به خواب زده را نه.»

حکایت ما آدم‌ها در استدلال نسبت به آنچه خود حق می‌دانیم مانند همان است که خود را به خواب زده؛ هر قدر هم بگویی او حرف خود را می‌زند و آن وقت است که حرف زدن برایت مشکل می‌شود.

وقتی چنین شرایطی پدید می‌آید، همه چیز سخت و منجمد می‌شود؛ چون این آدم‌ها یک‌سو‌نگر می‌شوند؛ گویا فقط از یک زاویه همه مسائل را می‌بینند و در برابر آنها هر چه استدلال کنی حرف خود را می‌زنند.

به قول دوستی گاهی هم این آدم‌ها فکر می‌کنند آنها که درکنارشان هستند، ربات‌هایی آدم‌نمایند. می‌توانند هرطور که خواستند با آنها رفتار کنند؛ می‌توانند محل‌شان نگذارند؛ می‌توانند تندی کنند؛ می‌توانند دروغ بگویند، می‌توانند آنها را نبینند؛ می‌توانند تظاهر به عشق کنند، می‌توانند... بعد هم مثلا یک دکمه را بزنند و آنها را آرام و رام کنند. غافل از این‌که ما آدم‌ها گاهی رام نشدنی هستیم. چرا که روال دنیا آن گونه که اینها فکر می‌کنند نیست؛ دنیای بی‌قانون این روزگار هم برای خودش راه و رسمی دارد و خیلی از اشتباهات را حتی با پرداخت هزینه سنگین نمی‌توان جبران کرد.

یادمان نرود که فقط با بستن چشم خود نمی‌توان حقیقت را پنهان کرد؛ آنها که باید، آن را بخوبی می‌بینند حتی اگر 10 سال طول بکشد.

یادمان نرود ما آدم‌ها گاهی باید بهایی سنگین برای برخی اشتباهاتمان بدهیم؛ هر چند که هیچ استدلالی را نپذیریم و فکر کنیم همه باید مسیر رفته ما را تایید کنند. حال آن‌که اگر کمی منصف باشیم و به گذشته و اعمال خود و دل‌هایی که شکسته‌ایم، بیندیشیم، درخواهیم یافت که دل شکستن هنر نمی‌باشد.

یادمان نرود که در این جهان دیگرانی هم هستند که حق دارند و ما شاید سال‌ها پیش حق آنها را نادیده گرفته‌ایم، به اسم عشق نفرت را در دل برخی‌ها کاشته‌ایم، کاشانه‌ای را ویران کرده‌ایم، اشک کودکان معصومی را درآورده‌ایم، چشم‌های زنی بی‌گناه را بارانی کرده‌ایم. غرور مردی را شکسته‌ایم، دل مادری پیر را سوزانده ایم. چه خوب است خودمان را حق مطلق ندانیم، خودمان را به خواب نزنیم و سعی کنیم با جبران اشتباهاتمان برای بقیه عمر، زندگی شرافتمندانه‌ای را رقم بزنیم.

علی مهربان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها